تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 عاشقانه

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد



http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir

ای داد دوباره کار دل مشکل شد
نتوان ز حال دل غافل شد
عشقی که به چند خون دل حاصل شد
پامال سبکسران سنگین دل شد


http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irبراي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس
 ام اس سايت كوچولو::

عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است



http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir


دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو


http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir

با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت


براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت
 كوچولو::http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir

کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم



http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir

عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جان نو خورشیدوار


براي خواندن اس ام اس هاي
 بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس ام اس سايت كوچولو::http://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.irhttp://parsifun.sub.ir

گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد

 
http://parsifun.sub.ir
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یک جا جام نمیشود که در همین 3 وجه‌ی کوتاه: او دوستم ندارد

http://parsifun.sub.ir

من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس.

http://parsifun.sub.ir

با تو از خاطره‌ها سرشارم,

با تو تا اکثر شب بیدرم.

عشق من دست تو یعنی خورشید,

گرمیه دست تو را کم دارم!




تا 2نیا 2نیست تو بمون کنارم, من هیچکسو غیر تو دوست ندرمتا/ 2نیا 2نیست دل من فدته, اون دلی ک عاشق خندهت.
 
http://parsifun.sub.ir
ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...
http://parsifun.sub.ir

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.
http://parsifun.sub.ir

هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
http://parsifun.sub.ir

ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
http://parsifun.sub.ir

احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.
http://parsifun.sub.ir

قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه
http://parsifun.sub.ir


مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........
http://parsifun.sub.ir

واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

http://parsifun.sub.ir
بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

http://parsifun.sub.ir
تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

براي خواندن اس ام اس هاي بيشتر كليك كنيد *** برگرفته از ::بخش اس
 ام اس سايت كوچولو::
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

http://parsifun.sub.ir
يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

http://parsifun.sub.ir
اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

http://parsifun.sub.ir

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم
 
http://parsifun.sub.ir

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 6:39  
 اس ام اس های روز

غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد،میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.oh go on

گر چه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم / دل به امید پیامی که ندادی بستیم.
day dreaming

به علت بارش بي وفايي، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حركت كنيد !!!

هی!!!! 3 راه بیشتر نداری:
1 با من باشی
2 با تو باشم
3 توافق کنیم که با هم باشیم

قضنفره ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه با خودش ميگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم
hee hee

یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
rose

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند .... قفس را به من ساز را به تو دادند .... غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم ..... مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو به صدا در می آورم

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ..... بدان که از اول قسمت تو نبوده است

تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشسته ، گر چه دوری از کنارم یاد تو در دل نشسته.
love struck

چندي ست که بيمار وفايت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت شده ام …… اين را تو بدان اگر بميرم روزي …… مسئول تويي که من فدايت شده ام

کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.
big hug

مشترك محترم !!
با سلام
لطفا گوشی خود را خاموش كنيد
چون مي خوايم مخابرات را بشوريم...

صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس ...
drooling

از غضنفر مي پرسن: بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزاديه ديگه، معلومه که !!!
دو باره مي پرسن: پس برج ميلاد چي؟
جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين! اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره!

میدونی بنی‌آدم اعضای یكدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!
kiss

توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته:
1- همسر
2- هندوانه
whistling

در كوچه هاي عشق دنبال تو مي گشتم / حقيقت شب بود ترسيدم و برگشتم!
I don't know

بی تو هرگز...
...
...
...
با تو... مامانم نمی ذاره!
big grin

یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
حیف نون می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!
peace sign

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!

زندگی بدون عشق همچون باغ بدون آفتاب است که گل ها در آن مرده اند.

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی،تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی،گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی،صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود
cowboywave

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 6:55  
 اس ام اس های انگلیسی

هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

Still in the streets in my memory/name you still have my larynx corner/Still look like the first fell in love with your love in the monopoly sorrow in my siege

  

به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ يراي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم

 The greatest love in the most the US to be on the most delicate Rose you action was the best one I write I world “Seventy

    

با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم

با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت

با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم

پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم

 

Although I know love is a sin I love you with that I know you worship is, as they work with that I love the scandal is so should I consisted, I Payne, I insufficient but still I love you

 

   

همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمان را از ياد ببرند من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم . تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ، اي کاش بداني قصر آرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم .

 

As the Shapiro Thousand they can not plain blue heaven, forget your eyes and I cannot forget. Not only your picture in my mind but in my heart is, I wish my apprehensions palace barrier in the run-up to my heart as مهربانت for love and my pains.

 

   

خواستم با تو باشم نخواستي ، خواستم مونس و يارت باشم نخواستي ، خواستم براي هميشه در کنارت باشم نخواستي خواستم هم گام و هم نفس روز هاي تنهايي ات باشم نخواستي ، خواستم پذيراي نگاه مهربانت باشم نخواستي ، خواستم قلبم را به يادگار تقديمت کنم باز هم نخواستي نخواستي ، هيچ کدام را نخواستي و نخواستي

 

I wanted to be with you asked to remain anonymous, I understood Moons and I told you, I wanted to be always in frankly about you and I wanted to remain anonymous and step in the day you alone I told you, I wanted to look hosted I named you, I wanted my heart to souvenir

 if I told you did not want any benefit to you and you asked to remain anonymous

  

  

دوستت دارم عزيزم خيلي خيلي خيلي ، خيلي ها ميگن اگه به معشوقت زياد بگي دوستت دارم اون زود تو را از ياد مي بره و به کس ديگري عشق مي ورزد، ولي من به تو اطمينان دارم پس دوستت دارم

 

I love you, dear very, very people say if the baggy معشوقت much I love you so that you as soon as the Biracial to one another and love the world, but I am sure I love you so

                                                  

  

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمي مونم

يه روز مي گفتم عاشقم ، اما ديگه نمي تونم

تقصير هيچکس ديگه نيست ، قصه ي ما تموم شده

حيف همه خاطره ها ، به پاي کي حروم شده

دروغ مي گفتي که ، برم از بي کسي دق مي کني

اشکاتو باور ندارم ، بي خودي هق هق مي کني

يادم مي افته لحظه اي که دست تو رو شد برام

قسم مي خوردي پيش من که جز تو عشقي نمي خوام

دست خودم نيست که ديگه هيچکسي باور ندارم

اين چيزا تقصير تو ه تلافيشو آن را در مي يارم

 

One day I said my lover, but I cannot anymore

No one is another fault, the story of us have ended

What a pity all memories, in the leg when i their retreat.

lie would say that, to go to the one who can tap

do not believe you teardrop, by itself without repressing you

I remember that moment that we happen to me.

I swear before you except that I love you do not want to

I do not believe that anybody I have no other

you spend the fault is in retaliation for that I’m going.

 

   

نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟

وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم

وقتي صدايي مي ايد دوستت دارم ، وقتي سکوت است دوستت دارم

چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي ؟

 

I don’t know what is this sense lover? When will sit down, when the way, when sleep I love you when you have a voice that I love you, when silence is what I love you so you have with me that such a permanent comfortable?

  

هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .

 

Nothing is harder than expected, it is expected that a familiar to anyone who seeks to you and that is safe but as much as it is hard to the beautiful moment worth, so it is expected to killing's single cad beautiful moment.

   

توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:

بزرگ مثل عشق

کوچک مثل غم

ساده مثل من

مهم مثل تو ...

Some things in life are great, some things small, some things simple and some things are important: great love like small simple grief as important as I like you. . .

   

چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

 

So why are the painting itself is a woman shadow all this good words to say we complain about a woman do not love me if it doesn’t tell me why comfortable with words and don’t look

 hauling a woman.

 

در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟

 

In the land of Atefe like clay you my land and I taught gardening but which flower gardener feeling understands any clay gardener as much as a drop of dew or a calycle recognize and love?  

 

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو نمی دانم ... شاید که روزی بخوانند بی تو عشق مرد.

 

Why I wrote in the leaf-wisp alone for you do not know. . . Perhaps one day to read that the man you love.

 

 

عاشق ان نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش و خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه که دیگه از این غلطا نکنه

 

It is not in love with her love for the cold fire make it clear that love is that he give himself and his love to eat cold and 6 to the shots songs… that other result would fail

 

من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید

 

I s Vazheh growing greener tangible I sunset if only in this area of green someone understood my pain

  

 

صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت

 His honesty and مهربانیت afore thy honesty of كلامت and مهربانیت from your look

 

 یار دل آزار من وفا نشناسد..... وه که عجب نعمتی است یار وفادار

 

Succored... I promise. . . . . Oh, what is a blessing faithful friend

 

 

  

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

 

Innocence sin is less love in the supreme court. . Josef from the lap of his pure to prison.

 

  

 

شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید...آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را

 

If license candles burned to the good again. . . oh soon fell in love with her lover destruction”.

   

با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست...در عفو لذتی است که در انتقام نیست

 

Though forbidden revenge from the enemy. . . The amnesty is pleasure in revenge.

  

  

تا که از جانب معشوقه نباشد کششی..کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

 

to that of his mistress impulse is not. . Poor lover attempt to place.

 

  

 فریاد مردمان همه از دست دشمن است..... فریاد من از دل نامهربان دوست

 

"The people of all the hands of the enemy. . . . . "I'd like

 

  

 من رشته محبت خود از تو می بُرم ..... باشد گره خورد به تو نزدیکتر شوم

 

I love field you have to go. . . . . It was tied to you get closer

   

بدنامی حیات دو روزی نبود بیش.... آنهم با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صرف دل بستن دل شد به این و آن..... روز دگر به کندن دل از این و آن گذشت

 

Blot life was more than two days. . . . With just tell you what San passed a mere closing day was to the heart and it. . . . . Wait On cutting the heart of this and it passed.

  

در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد

 

moments in decision-making is that the fate of us are formed

 

  

  خدایا به عالم تو راضی مباش.... کزین بیشتر من خدایا کنم

 

Oh God to be satisfied with you.... . . . with Xingjian more I don’t think

   

کسی که در آفتاب زحمت کشیده ، حق دارد در سایه استراحت کند

 

                                     Anyone who labored in the sun, has the right to rest in the shade.

 

  

اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هرگز به مقصد نخواهی رسید

 

If every day you change your way, you will never reach their destination.

  

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش

 

In what he thought that He wills, in what is thought not.

 

  

درباره درخت بر اساس میوه هایش قضاوت می کنند نه بر اساس برگهایش

 

About fruit tree based on his judgment are not based on palmetto whose leaves were

 

   

خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آنرا داخل خانه اش نمی اندازد

 

God in every flying a seed, but it was not inside the house  

 

 

 آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید

 

Failure to enough experience to defeat the way to learn more

 

 

 

 تفاوت بزرگی میان دوست نداشتن رفتار دیگری ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

 

                            A big difference in the lack of other friend, lack of love with him

 

  

 

یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست....

 

One asks: What are you grief. Silence instrument for مبهمت? honestly I write him: to and should not be. . . .

 

  

 

این عشق نیست که دنیا را می چرخاند. عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند

 

This is not love that the world positioned. Love is something that it valuable rotation.

 

 

 

ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز

شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز

سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز

پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز

اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز

اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز

مریم حیدرزاده

 

so what if your eyes still stairway. . . . The climax of my pride and love and still

If it rained grief over the months and years. . . . The memory of past I patient still

If they broke my frame. . . . . Glass heart I still I Blur

no choice but to my pains. . . . . The way I think I still pass

The star is not a difficult task. . . . I clutched drowned but still my loaves

Full of beautiful memories combined. . . . . Full of enthusiasm and I still reviewing

I lost you yourself have you lost. . . . . . I love you still I Dionysus

If war is not simple life. . . . . In this field was still I Recentralization

If Coke Barrow did not with us. . . . . Full of Orient… “Rat Pack” and betrayed still

It is happy life are low. . . . . But after I combined with patient still

Maryam heydarzadeh

 

 

 

نردبان این جهان ما و منی است.....عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم آنکس که بالاتر نشست......استخوانش سخت تر خواهد شکست

 

This ladder semen and our world. . . . . Finally the ladder you fall judged body that is higher than the meeting. . . . . . His bones will be more difficult defeat

 

 

  

آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید. دل من نیز پر بود. وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید

 

So consequencing heart was filled with World Shaking. My heart was also full. Silence to a world that he had cost

 

 

 

امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار. شاید فردا احساسی باشد اما ...عزیزی نباشد

 

Today, for the expression of love is considered as booty to your beloved ones. Perhaps feel tomorrow. . but no dear

 

 

  

ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسیم باش و نوازش کن

 

Breaking stem, the storm. you be breeze and cuddly

 

 

  

به نامردی نامردان قسم خوردم ...... که نامردی کنم در حق نامردان

 

                                          The contestants Craven s I swear. . . . . . I think that contestants in the right s Craven

 

 

  

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.

دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

 

In the presence of Yea it can be a disappointment. . The fuss scarecrow s was full of feeling is even to see the license. . . . a glass of the harsh evacuated to L480. Flying hand in hand, Basel in Basel. . Nazism stem you’re of the woods, sickles, I wish I could say was the "would". . . . what it was feeling and love and despair.

 

  

 

روز اول با عشق برایت گلی آوردم..... و تو با آن ظرفها را شستی

 

On the first with clay I love you. . . . . And you with vases keyboard.

 

 

  

به خودتان قول بدهید ، هیچ وقت به امید تغییر دادن کسی ، با او وارد زندگی مشترک نشوید

 

you promised me, never hope to change, with his joint life “Always

 

 

 مرا هر جور خواهی دربه در کن جفايت را از این هم بیشتر کن بزن با عشق خود آتش به جانم .

 

Whatever you want me Debra Cannes جفایت, the more so if you love with his fire.

 

 

 

 در کویر سبز عشق،این سخن از من بگیر مرگ تو مرگ من است،پس تمنا میکنم هرگز نمیر.

 

Green Desert in love, this talk of your death I take my death, so I never ask.

 

 

 

  

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست.

 

Silence is full of untold and unspoken full from s have been.

 

 

  

زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

 

Life is like driving in a plain full of flowers that should have the moment gets to use the difference is that in the road to this painting is installed (around forbidden)

 

 

  

زنده ام با نام تو پژمرده ام بی نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر دیدار تو.

 

I am alive with your name wither without my name, after reaching threescore years I am ready to meet you.

 

 

 دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی،لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی،دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره،ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره.

 

Other Hajji no clay soil is not a tree, the moment you without being passes but a hard, and only so sorry is میمیره corner, but even time to die سراغتو open.

 

 

 

 فردا هایی  که هیچ وقت نمیرسند هم بهانه خوبی است برای امیدوار بودن،برای زندگی بهتر داشتن،برای یک نفس راحت کشیدن،خدایا شکر.

 

Tomorrow that will never finish is a good excuse for being hopeful, for a better life, for a comfortable breathing, thank God.

 

 

 

 با آب طلا نام حسین قاب کنید،با نام حسین یادی از آب کنید،خواهید که سربلند و جاوید شوید،تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید.

 

with water, Hussein gold frame, with the name of Hussein autotypes water, which will be proud and eternal, until the end of his relying on the Mist’.

 

 

  

ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست،ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست،ما تشنه دردیم ولی از غم هجرانیم،درویش نگاهیم ولی با لب خندان.

 We live in love but I love like fever, we wanted I death but the friend, we are thirsty for I pain but I sad absence yet, Dervish I take a look at but smiling with his lips.

 

  

به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست.

 

three reasons I love you don’t know two folding expect I do not remember.

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 6:53  
 چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!

براي خوشحال کردن يک زن...

يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :


1. يک دوست

2. يک همدم

3. يک عاشق

4. يک برادر

5. يک پدر

6. يک استاد

7. يک سرآشپز

8. يک الکتريسين

9. يک نجار

10. يک لوله کش

11. يک مکانيک

12. يک متخصص چيدمان داخلي منزل

13. يک متخصص مد

14. يک متخصص علوم جنسي

15. يک متخصص بيماري هاي زنان

16. يک روانشناس

17. يک دافع آفات

18. يک روانپزشک

19. يک شفا دهنده

20. يک شنونده خوب

21.. يک سازمان دهنده

22. يک پدر خوب

23. خيلي تميز

24. دلسوز

25. ورزشکار

26. گرم

27. مواظب

28. شجاع

29. باهوش

30. بانمک

31. خلاق

32. مهربان

33. قوي

34. فهميده

35. بردبار

36. محتاط

37. بلند همت

38. با استعداد

39. پر جرأت

40. مصمم

41. صادق

42. قابل اعتماد

43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :

44. تعريف کردن مرتب از او

45. عشق ورزيدن به خريد

46. درستکار بودن

47. بسيار پولدار بودن

48. تنش ايجاد نکردن براي او

49. نگاه نکردن به بقيه دختران

و در همان حال، شما بايد :

50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد

51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش

52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود.

بسيار مهم است :

53. هيچگاه فراموش نکنيد :

* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهايي که او مي گذارد



 

چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :



1. تنهاش بذاريد!!!! Laughing Evil or Very Mad
____________ _____

 

از دست تمام دختران دل شیداست*****از ناز و کرشمه شان دل غوغاست



دانی که چرا گردن مردان شد کج******از بس دلشان پر شده از خون پیداست



در منزل هم غیبت همسر گویند******از داغ دل و سینه پر درد شکواست



اخر چه بود گناه مردان کاین جور******از دست زنان روند پناه گاه گر جاست



از تانک و مسلسل که چه باید گویم *****در پیش زبان و کرنش زن خاراست



اندر عجبم که گر نمی داشتند اشک*****کز دست جماعت چه توان کردن راست



گویند که زیبا پسری چون او مُرد******ترشیده شود دخترکی بس زیباست



گویند که زیبا پسران گر مردند*****ترشیده شوند دخترکان چون حقاست



شوریده شدم بس که چرند من گفتم*****کاخر بشوم چو زن ذلیل اشکاراست

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 6:49  
 SMS & Joke

 

به نام خدایی كه هستی را با مرگ ،دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ،رنگین كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ … و من را دلتنگ تو آفرید …love struck

با وفا باشی، جفایت می كنند. بی وفایی كن، وفایت می كنند. مهربانی گر چه آیینی خوش است، مهربان باشی، رهایت می كنند…

ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت
drooling

دولت از اينکه مجلس حتی کارتهای صد آفرين دوران ابتدايی کردان را هم نپذيرفت ابراز تاسف کردhee hee

به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ يراي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم

به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟
rolling on the floor

تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد

دختر: مامان عشق چيه؟
مادر: هيچي مادر - اينو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !

یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"
surprise

دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟
میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم
silly

نگو هرگز خداحافظ كه از تنهایی بیزارم/ زپیش من نرو هرگز كه من تنها تورا دارم

ميگن به ياد يكي بخوابي خوابشو ميبيني! مي ميرم برات تا هميشه ببينمت!peace sign

گل را یک روز ، تو را هر روز ، گل را تا وقت پژمردن ، تو را تا وقت مردن ، دوستت دارم.rose

باغبان درب را نبند من فرد گلچین نیستم ، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.

دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد باز باراني

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه

با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم….هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم…

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم…
broken heart

به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد… دوستت دارم

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو..

نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است.
جهت اقدام به دفتر تهیه و ارسال چارپایان جهت ذبح در عید قربان مراجعه فرمایید.
thumbs up

لحظه لحظه های زندگی را سپری می کنیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که سپری شد (شریعتی)

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم میسوخت ومهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است........

دوره ارزانیست … شرف اینجا ارزان … تن عریان ارزان … آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر … و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!

مهمترین لحظات زندگی لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 6:47  
 مخ زنی در طول تاریخ (طنز)

دوره هخامنشی

 در این عصر زن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و … رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:
*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)
*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج
*داشتن ریش بلند
هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

دوره قاجار:


در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت ۵ برو کافی شاپ هویج دوست دخترت اونجا منتظرته!)
هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

 

دوره پهلوی

در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی –بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:
*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)
*داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان….نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)
*شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق
*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.
*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی
*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!
*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)
هدف از مخ زنی:رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه!

دوره انقلاب تا چند سال پیش

 در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و …. دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:
* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)
*داشتن سابقه زندان(حداقل ۶ ماه) در رژیم شاه
*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی
هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش ۲۰ میلیونی!

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 6:44