تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 تفاوت عشق و هوس

 

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}

http://www.taraneha.com/upload_images/images_medium/e91511e9e8f44aaeb767fdfd1e1881de_0_2085.jpg

 

 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم                                                                                      
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای


2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟


3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست  
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست 
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.
 
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
 
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود       
 
6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد
 
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
 
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
در نگنجد عشق در گفت و شنید 
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید
 

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

 ماکول: خورده شده[1]
 نَول: منقار[2]
 چَرَد: بچرد،

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 6:39  
 پیامک نو
فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم."

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي .. بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه peace sign


يه مرداب براي بدست اوردن يه نيلوفر سالها ميخوابه تا ارامش نيلوفر بهم نخوره پس اگه کسي رودوست داري براي داشتنش حتي شده سالها صبر کن

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت

گفتم به گل زرد چرا رنگ مني افسرده و دلتنگ چرا مثل مني من عاشق اويم که رنگم شده زرد تو عاشق کيستي که هم رنگ منی

توجه توجه خبر فوری: از روستای پیر بابا خبر رسید که احمدی نژاد سه ساله که مرده !!!
oh go on

اگه پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟؟ 1- بوي ترشي کشور رو بر مي داشت (لذا مشکلات زيادي براي شهرداري پيش مي يومد) 2- ازدواج براي دختران تبديل به ارزو و روياي شبانه مي شد 3- مانتو ها تنگ تر،جوراب ها کوچيک تر،شلوارها کوتاه تر و روسري حذف مي شد 4- شوهر مثل قند و پنير کوپني مي شد و صف هاي طولاني براي گرفتن آن به وجود مي امد پس به اين نتيجه مي رسيم که: پسر ها همين طور بي جنبه باقي بمونن هم براي دخترا بهتره هم براي تمدن
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

عشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن

دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست

چه کنم با دل تنها .....چه کنم با غم دل.....چه کنم با اين درد.....دل من اي دل من....چه کنم ؟

بسه تنهايي ديگه توي قفس......بسه اين قفس بدون همنفس....ديگه بسه تشنگي بدون آب.....خوردن فريب و نيرنگ سراب ....واسه هر کي دل من تنگ ميشه ..... تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه .....دوستي از رو زمين پاک شده.....مردي و مردونگي خاک شده....هرکي فکر خودش تو اين زمون ....بايد حرف دلمو گوش کنم ....غم دن

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم

اخونده بعد از ورق بازي ميره با لا منبر وسط صحبتاش يکي از ورقاش از جيبش مي افته ميبينه که داره ضايع ميشه از زمين ور ميداره و ميگه : کي اين ورق و مي شناسه؟ همه ميگن بي بي گيشنيزه..... بعد آخونده ميگه :خاک بر سر همتون!!!!! که بي بي گيشنيزو مي شناسيد ولي بي بي فاطمه زهرا رو نمي شناسيد
big grin

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است

جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد
cowboycowboycowboycowboy

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 6:36  
 پیامک های جدید

يه یارو زنش سبزه بوده، سيزده به در از ماشين ميندازتش بيرون not worthy

يه روز يه ميخ ميره توپاي يك اصفحاني با چكش مي زن ميره تو تا خونش در نياد .
oh go on

یارو نماز قضاش زياد بوده زير جا نمازش کاربن ميذاره. 

یارو ميره جوراب بخره توش فوت ميكنه ببينه سوراخه يا نه!

يكبار به يك گربه ميگن مدرك تحصيلي ات چيست ميگه پيش پيش دانشگاهي

شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خوابيده بودن ازشون مي پرسن چرا بيرون خوابيدين ميگن واسه اينكه پول فطرمون بيفته گردن شهرداري
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم 

یارو ميره مرغداري,جو مي گيرتش تخم مي ذاره.

عزيزم خيلي دوست دارم خيلي وقته كه نديدمت بزرگترين آرزوم اينه كه باز هم بيام جلوي قفست بهت غذا بدم!!!
devil

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

ادم به 6 دليل شانس اورد چون حوا نمتونست ايناو بهش بگه:
1-من ادمت كردم
2_برو از شوهراي مردم يادبگير
3_ديشب كجا بودي؟
4_چرا پولاتو ميدي مادرت؟
5-چرا به اون زنه نگاه كردي؟
6-مي دوني من چند تا خاستگار داشتم؟
party

قزوينيه بعد نماز به بقيه ميگه: بغل دستي: قبول باشه، جلويي: حال دادي، پشت سري: حالتو ميگيرم.

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه! اين درد مشترك من و توست كه گاهي نمي توانيم در چشمهاي يكد يگــرنگــــاه كنيم

شيطان/ اندازه يک حبّه قند است/ گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما/ حل مي شود آرام آرام/ بي آنکه اصلا ً ما بفهميم/ و روحمان سر مي کشد آن را/ آن چاي شيرين را/ شيطان زهرآگين ِديرين را/ آن وقت او خون مي شود در خانه تن/ مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا/ او مي شود من

دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت... بدون عشق تو، هيچم..

میان فرشتگان تنها شیطان احساس غرور می کند ! چون او میدانست تو ارزش سجده کردن نداشتی

ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا آخر دنيا باهاتم

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است

جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد

ستاره بخت هیچ کسی شوم نیست، این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر میکنیم.

داشتم توی یک جاده می رفتم که چشمم خورد به یه تابلو که روش نوشته بود: دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
roseroseroseroseroserose

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 6:31  
 اس ام اس
خروسه به مرغه میگه: نوک میدی؟ مرغه با عشوه میگه نه! خروسه میگه به جهنم با خودکار مینویسمُ devil

دل من يه روز به دريا زد و رفت… پشت پا به رسم دنيا زد و رفت… زنده ها خيلي براش کهنه بودن… خودشو تو مرده ها جا زد و رفت… هواي تازه دلش مي خواست ولي… آخرش تو غبارا زد و رفت… دنبال کليد خوشبختي مي گشت… خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت

پیغام گیر خونه حافظ اینا: رفته ام بیرون ز کاشانه ی خود غم مخور تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگزاری پیام آن زمان کو باز گردد خانه خود غم نخور
rolling on the floor

ميدوني بعضي شبا چرا زود صبح ميشه؟ چون خورشيد هم دلش برات تنگ ميش
love struck

کتاب هاي پر فروش امسال : 1)افسانه ي بنزين از پائولو بنزيني 2) بنزين ها و حکايات 3) بنزينامه از بنزدوسي 4)خدمات متقابل بنزين و اسلام استاد مبنزيني 5) بنزين زدن يک دقيقه اي ديل بنزيني 6) قطره قطره تا ملاقات "اتمام شارژ" دکترعلي بنزيني

عسلم، گلم، نازم، عمرم، جونم، قشنگم، نفسم، عشقم، قربونت بشم، دورت بگردم. اينا رو تمرين مي کني منو ديدي بهم بگي
silly

تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر
big grin

كروبي گفت ما آمريكا رو ميگيريم، انگليس رو ميگيريم، اسراييل رو ميگيريم، اروپا رو ميگيريم. مردم جواب ميدادن: ماهواره اي كروبي اينترنتي كروبي عمامتو بچرخون تركيه هم ميگيري
surprisedrooling

یک دوست خوب می گفت: آدما مثل کتابند که تاوقتی تموم نشن جذابند. پس سعی کن خودتو تند تند جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم بشی. برای این که وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سراغ یک کتاب

كاش می شد سه چیز را از كودكان یاد بگیریم: بی دلیل شاد بودن و پای كوبیدن* همیشه سرگرم كار بودن و بیهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فریاد زدن

زندگی در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترین خاطره هاست

ادعا نمی كنم كه همیشه به یاد كسی كه دوسش دارم هستم ولی باید بدونه كه حتی اون لحظاتی هم كه به یادش نیستم دوسش دارم.
cowboy

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو ميدود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

وقتي کسي نيست که بهش فکر کني به اسمون فکر کن چون توي آسمون هميشه کسي هست

نگاهم ياد باران کرده امشب مرا سر در گريبان کرده امشب غم و فرياد من از اين و ان نيست دلم يادرفيقان کرده امشب
angel

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

ميخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولي نامرد اديسون، برق رو اختراع كرد

انسان هم میتونه دایره باشه هم یه خط راست. تو می خوای چی كار كنی؟ …تا ابد دور خودت بچرخی یا تا بی نهایت ادامه بدی؟

اگر مي خواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض كن،

شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.....

وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!! خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟... تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي!(دكتر شريعتي)

انجماد قلبها را از خشکسالی چشمها می توان فهمید، چشمی که گریستن نمی تواند ، زیستن نمی داند
angelangelangelangel

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:39  
 داستان طنز شكارچي
يه پيرمرد 80 ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:"هيچوقت به اين خوبينبودم. تازگيا با يه دخترخانم 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظر شما چيه دكتر؟ "
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يكدفعه از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود!
 
نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد اتفاقي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته باش
dancingdancingdancingdancingdancingdancing
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:37  
 SMS & Joke 100

تو تابستون ترکه رفته بوده زیر پتو یه نفر بهش میگه آقا شما ترکی میگه اااااااااااا از زیر پتو هم معلومه؟؟؟؟hee hee

تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه

ترکه شب بلال زياد مي خوره تا صبح اذان ميگه

به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
oh go on

تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!
monkey

یارو داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
یارو ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري

زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه.

هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.
sigh

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

سه تا یارو ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي
rolling on the floor

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه دا ری در دهان سرریز کن ساقیامی ده که مدهوشم کند بی خبر از حال و بیهوشم کند ساقیا درد من را درمان نما جرعه ای می در دل ودر جان نما ساقیا محتاج درمان توام در سرای دل نگهبان توام ساقیا درمان دردم دست توست این دل بشکسته ام درشصت توست

اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟
cowboy

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

مهم نيست گودال آبي باشي يا دريايي بيکران زلاباشي آسمان در توست

هرگز نخواستم كه تو را با كسي قسمت بكنم يا از تو حتي با خودم يه لحظه صحبت بكنم هرگز نخواستم كه به داشتنت تو عادت بكنم بگم فقط ماله مني به تو جسارت بكنم انقدر ظريفي كه با يك نگاه هرزه ميشكني اما تو خلوت خودم تنها ماله مني ترسم اينكه رو تنت جاي نگاهم بمونه يا روي شيشه چشات غبار نگاهم بمونه تو پاك و ساده مثل خواب حتي با بوسه ميشكني شكل همه آرزوهام تجسم خواب مني حتي با اينكه هيچ كس مثل من عاشق تو نيست پيش تو آيينه چشام حقير لايق تو نيست

ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگه‌اي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دار

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست
rose

عشق يعني: گم شدن در كوي دوست.../هر چه در دل ارزوست.../يك تبسم يك نگاه..../تكيه گاه وجان پناه/ يك تيمم يك نماز

فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم

در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند ....

در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند ....
praying

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:33  
 همه چیز در مورد ایدز HIV

The image “http://www.tebyan.net/image/big/1384/09/35623127158219252165120147167199223197215.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

مقدمه

هنگامی كه دنيا برنامه بهداشت براي همه تا سال 2000 را پيگيري مي كرد و زماني كه جهانيان ريشه كني آبله را جشن مي گرفتند و غلبه بر بسياري از بيماريها عفوني مانند فلج اطفال ، كزاز نوزادان ، ديفتري ، سرخك و كنترل بيماريهاي واگير را نويد مي دادند ، ناگهان در سال 1981 نوعي بيماري عفوني ناشناخته در آمريكا ، اروپا ، استراليا و آفريقا به نام ايدز گسترش يافت . با گذشت حدود 20 سال و صرف ميلياردها دلار هزينه علي رغم بسياري پيشرفتها هنوز دانشمندان موفق به كشف واكسني براي پيشگيري و دارويي براي درمان قطعي آن نشده اند . با گسترش ايدز در آمريكاي جنوبي و آسيا ، اين بيماري هم اكنون بصورت جهانگير در آمده است . تخمين زده شده كه در حال حاضر در حدود 6/33 ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز در جهان زندگي مي كنند و حدود 3/16 ميليون نفر نيز توسط اين بيماري جان خود را از دست داده اند . تنها در سال 1999، 6/5 ميليون نفر مورد جديد به موارد آلودگي اضافه شده كه حدود نيمي از آنها بين 15 و 24 سالگي هستند .

بيماري ايدز چيست؟

عامل بيماري ويروسي است به نام :Human Immuno Deficiency Virus     يا   (HIV)

ويروس نقض ايمني انسان كه به سيستم دفاعي بدن حمله مي كند و باعث اختلال در فعاليت آن مي گردد . بيشترين سلولهايي كه درگير مي شوند ، لنفوسيتها هستند كه جزو گلبولهاي سفيد مي باشند .

نام بيماري ايدز (AIDS) از حروف ( Acquired Immuno Deficiency Syndrome )   گرفته شده است و به معني سندرم نقص ايمني اكتسابي است .

علائم باليني  بيماري ايدز چيست ؟

از زمان ورود ويروس به بدن تا زمان ظهور علائم باليني به طور متوسط 10 سال طول مي كشد ، در اين مدت فرد آلوده به ويروس ايدز ظاهراً سالم بوده ولي مي تواند عامل انتقال ويروس به ديگران باشد . اين مسئله يكي از بزرگترين مشكلات برنامه مبارزه با ايدز است . اين دوره را دوره بدون علامت مي نامند .

با كاهش تدريجي نيروي دفاعي بدن ، شخص وارد مرحله ظهور علائم بيماري مي شود . يكي از اين علائم ، بزرگ شدن غدد لنفاوي به ابعاد نيم تا دو سانتيمتر است . تورم اين غدد ، قرينه بدون درد و طولاني ( حداقل سه ماه ) است و بعد از چند ماه خود بخود بتدريج كوچكتر مي شوند . ساير علائم شامل : اسهال و تب بيشتر از يك ماه ، كاهش وزن بدن به ميزان ده درصد ، تعريق شبانه روزي و خستگي و بي حالي مي باشد .

هيچيك از اين علائم اختصاصي بيماري ايدز نيستند و ممكن است در جريان بيماري ديگر نيزعلائم مشابهي در فرد مشاهده گردد . سرانجام در مرحله نهايي به دليل نقص كامل نيروي دفاعي بدن ، عفونتها و سرطانهاي فرصت طلب ظاهر شده و شخص از پا در مي آيد . در برخي از بيماران ، يكي دو هفته بعد از ورود ويروس به بدن علائم مرحله حاد مانند : تب گلو درد ، بزرگي غدد لنفاوي ، درد مفاصل ، سردرد ، ضعف و بي حالي ، بي اشتهايي ، اسهال و استفراغ ظاهر شده و بعد از يك الي دو هفته خود بخود از بين مي روند . اين علائم شباهت كاملي با بسياري از بيماريهاي ويروسي ديگر دارد و معمولاً بيماري در اين دوره تشخيص داده نمي شود . ليكن در صورت وجود رفتارهاي پر خطر ( راههاي سرايت ) در فرد ، به احتمال آلودگي به ايدز نيز بايد توجه شود .

چگونه مي توان بيمار مبتلا به ايدز را شناسايي كرد ؟

تشخيص آلودگي به ويروس ايدز، فقط با آزمايش خون ميسر است كه آن هم از زمان ورود ويروس به بدن انسان تا زماني كه شواهد آزمايشگاهي ظاهر شود ، بين 2 تا 16 ماه فاصله وجود دارد كه به آن دوره پنجره گفته مي شود . در اين دوران فرد آلوده كننده است ولي هيچيك از علائم باليني و آزمايشگاهي را ندارد .

ايدز چگونه سرايت مي كند ؟

ايدز از سه راه قابل انتقال است :

1-         تماس جنسي .

2-         از راه انتقال خون و فرآورده هاي خوني .

3-         از مادر به كودك .

 

1-         آميزش جنسي : 80 درصد آلوده شدگان به بيماري ايدز در دنيا به دليل برقراري روابط جنسي با افراد آلوده به اين بيماري مبتلا شده اند .

2-     انتقال خون و فرآورده هاي خوني : بيماري ايدز از طريق انتقال خون و فرآورده هاي آلوده به ويروس قابل انتقال است . در اكثر كشورهاي جهان خون و فرآورده هاي خوني را از نظر آلودگي به ويروس ايدز مورد بررسي قرار مي دهند . پنج درصد از آلوده شدگان به ويروس ايدز از اين راه آلوده شده اند .

هر وسيله تيز و برنده كه بتواند در پوست يا مخاط خراش ايجاد كند يا وارد بدن شود مانند ابزار پزشكي و دندان پزشكي ، لوازم حجامت ، سوراخ كردن گوش ، ختنه ، خالكوبي ، طب سوزني ، تيغ سلماني و مسواك مي تواند باعث انتقال ويروس گردد . اين گونه وسايل بايد يكبار مصرف باشند و يا حداقل به صورت مشترك استفاده نشوند .

در مورد وسايلي مانند وسايل دندانپزشكي و پزشكي كه امكان چنين كاري نيست بايد وسائل به خوبي استريل شده باشند .

مهمترين راه انتقال ويروس در ايران و برخي كشورهاي ديگر جهان استفاده افراد معتاد از سرنگ يكديگر براي تزريق مواد مخدر بوده است .

3-     از مادر به كودك : سومين راه انتقال از طريق مادر به كودك در طول حاملگي و زايمان است . ثابت شده است كه شير مادر آلوده مي تواند سبب انتقال ويروس از مادر به فرزند باشد .

 

راههاي عدم سرايت : علي رغم جداسازي ويروس ايدز از بسياري از ترشحات بدن مانند خون ، ترشحات جنسي مردانه و زنانه ، بزاق ، ادرار ، اشك ، عرق ، شير مادر ، مايعات جنب ، صفاق مغزي نخايي ، سرايت در اثر تماس با همه آنها صورت نمي گيرد و فقط خون و ترشحات جنسي و شير مادر عامل انتقال هستند . لذا ويروس ايدز از طريق عطسه ، سرفه ، بغل كردن ، دست دادن ، روبوسي ، استفاده از ظروف غذا خوري ، لباسهاي دست دوم ديگران ، لمس ميله اتوبوس ، گوشي تلفن و شنا در استخرهاي عمومي قابل انتقال نيست .

 

ايدز در ايران :

اولين مورد ايدز در ايران در سال 1366 گزارش شد . اين مورد يك كودك شش ساله مبتلا به بيماري هموفيلي بود كه از فرآورده هاي خوني وارداتي استفاده مي كرد . از آن پس تمام خونها و فرآورده هاي خوني اعم از داخلي يا وارداتي ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از مصرف شدند .

اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام مي پذيرد . بنابر آخرين آمار موجود ، تا تاريخ اول فروردين ماه 1380 تعداد مبتلايان به ويروس HIV در كشور به 2382 مورد رسيده است . كه حدود 65% آنان را معتادين تشكيل مي دهند كه از طريق استفاده از سرنگ و سوزن مشترك براي تزيرق مواد مخدر آلوده شده اند .

چه راههايي براي پيشگيري از ايدز وجود دارد ؟

1-     با توجه به اينكه شايعترين راه سرايت در جهان از طريق آميزش جنسي است بهترين راه پيشگيري از ايدز ، پايبندي به اصول خانوادگي و اجتناب از بي بند و باري جنسي است .

2-     عدم استفاده مشترك از لوازمي كه ممكن است در قسمتي از بدن بوسيله آنها خراش يا بريدگي ايجاد شود مانند : تيغ صورت تراشي ، خلال دندان يا مسواك .

3-         استفاده از سوزن يا سرنگ يكبار مصرف براي تزريقات و استريل كردن كامل لوازم پزشكي و دندان پزشكي .

پرهيز از مواد مخدر ، اعتياد تزريقي و استفاده از سرنگ وسوزن مشترك كه راه مهمي براي انتقال ويروس است . از طرف ديگر مصرف هر نوع ماده مخدر چه تزريقي و چه خوراكي ، حتي الكل ، چون باعث كاهش هوشياري و خويشتن داري مي گردد ، مي تواند انسان را در برابر رفتارهاي پر خطر قرار دهد .

آموزش :

يكي از مهمترين گروه هاي  پر خطر ، جوانان مي باشند و كسب آگاهي در زمينه كنترل و پيگشيري از ايدز جزو ضروريات آموزشي تمام كشورهاست .

آنچه بايد جوانان و نوجوانان درباره ايدز بدانند :

- ايدز تاكنون درمان قطعي نداشته است .

- ايدز قابل پيشگيري است .

- ويروس ايدز مي تواند توسط افرادي كه در ظاهر سالم هستند نيز منتشر شود .

     - ويروس ايدز از طريق برخوردهاي اجتماعي مثل دست دادن ، غذا خوردن ، صحبت كردن ، حمام و توالت عمومي ، استخر شنا و ... منتقل نمي شود و نبايد ازافراد آلوده يا مبتلا به ويروس ايدز وحشت داشت ، زيرا اين بيماري تنها از راه رفتارهاي پر خطر به انسان سرايت مي كند و تماسهاي معمول جامعه باعث انتقال بيماري نمي شود . پس ، از همدردي و حمايت خود نسبت به اين بيماران و افراد آلوده به اين ويروس دريغ نكنيد .

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:31  
 SMS & Joke 20
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست.rose

چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم.

به یارو ميگن : اين خيابون كجا ميره؟ یارو ميگه : والا من چهل سال تو اين خيابون زندگي ميكنم , نديدم اين خيابون جايي بره
big grin

ضرب المثل چيني: «برنج سرد را مي‌توان خورد، چاي سرد را مي‌توان نوشيد، اما نگاه سرد را نمي‌توان تحمل کرد

چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن سخن پس از گفته شدن فرصت پس از، از دست رفتن زمان پس از سپری شدن

به دختره ميگن چرا به دوست پسر ميگن بي اف ميگه مخفف بدبخت فلك زده است
clownclown

اصفهانيه قله اورست رو فتح ميکنه بهش ميگن انگيزت چي بود ؟ ميگه خدا لعنت کنه اوني رو که گفت اون بالا نذري ميدن

امروز سالگرد تولد پت و مته ! تو هم مثل من اين روز رو به خنگ ترين کسي که ميشناسي تبريک بگو!!! جنبه داشته باش واسه خودم نفرست
silly

به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره ها

یارو رو ميبرن جهنم داد مي زنه: كمك ...كمك... جهنم آتيش گرفته

نماز جمعه قزوین بدلیل تشکیل نشدن صف اول و دعوا بر سر صف آخر تعطیل شد
whistling

زندگي واسه ما آدما مثل دفتر ??? برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي

آنگاه که ........... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي کني, به خاطر بياور که ............ .... زيابيي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.

کاش میشد با تو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت کاش میشد روی این رنگین کمان می نوشتم تا ابد با من بمان

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست!!
skull

قلبم رو شكستي
broken heart ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست دارهlove struck

وقتي که من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده کرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............ ... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشق

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان

افسر داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از ترکه ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سروان! افسر تعجب میکنه، ميپرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: جناب سروان، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند

به غمِ كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد .... عجب از محبتِ من،كه در او اثر ندارد؛ غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد .... دلِ من زِ غصه خون شد،دل او خبر ندارد؛

دليل راه ندادن افغاني ها به زمين فوتبال : چون هر جا خط کشي ميبينن شروع ميکنن به کندن

به لره ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند 

یارو توی کوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد بر می‌گردید؟
wave - New!wave - New!wave - New!wave - New!
 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 13:30