تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 روز زن بر همه زنان مسلمان مبارک باد
              الهم صل علی محمد و آل محمد
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 8:6  
 آيا ميدانستي
آيا ميدانستي که تمام كل سطح بدن يك كرم خاكي از گيرنده هاي چشايي پوشيده شده است؟

 
آيا ميدانستي يك شاهين قادر است يك جسم 10 سانتي متري را از فاصله 1.5 كيلومتري ببيند

 
آيا ميدانستي که تعداد فريمهاي تصويري كه يك مگس قادر به مشاهده آن ميباشد، سيصد فريم ميباشد كه اين تعداد فريم در انسان بين بيست و چهار تا شصت فريم است

 
آيا ميدانستي در آماری که اخيرا منتشر شده است سوئديهای خوشبخت ترين انسانهای روی زمين هستند و ساکنين کشورهای خاورميانه و آفريقايي در رده های پايين اين جدول قرار دارند، اين پژوهش بين نود و يک کشور جهان انجام شده است

 
آيا ميدانستي که هضم شير بز بسيار آسانتر از هضم شير گاو ميباشد؟

 
آيا ميدانستي خنديدن برای افرادی که آسم دارند ضرر دارد، دانشمندان ثابت کرده اند که بيش از نصف حملات آسم در هنگام خنديدن بروز ميدهد

 
آيا ميدانستي از 50 هزار سال پيش تا به امروز حدود 107 ميليارد انسان بدنيا آمده است، يعني اينکه نود و چهار درصد مرده اند و فقط شش درصد در قيد حيات هستيم

 
آيا ميدانستي که بعضي از حلزونها دو جنسيتي هستند و در زمان جفتگيری همديگر را بارور ميکنند

 
آيا ميدانستي که ريسک ابتلا به آنفلوانزای مرغی يک بر صد ميليون ميباشد؟

 
آيا ميدانستي مساحت گروئلند برابر است با مجموع مساحت کشورهای انگليس، اسپانيا، ايتاليا، بلژيک، سويس و آلمان ولي با اين تفاوت که در اين کشورها جمعا" سيصد و هفده ميليون نفر زندگي ميکند ولي در گروئلند فقط پنجاه و هفت هزار نفر زندگي ميکند

 
آيا ميدانستي طولاني ترين دوران حاملگي متعلق به فيل هندی هست که ششصد روز به طول ميانجامد، بهتر است بدانيد که دروان حاملگي کرگدن نيز به چهارصد و نود روز بطول ميانجامد
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:15  
 تفاوت های زنان و مردان

 

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:14  
 به عشق هايده
 

نام : معصومه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا

 

هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را

در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید. هایده به گفته بسیاری دارای یکی

از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد

لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا

ادامه داد..............تا اینکه در سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از

عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و

دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده

شد. مصاحبه با هایده

بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده

بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود

بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر

حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود

که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من

تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم. به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم

روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من

در اون ساعت و اون لحظه چه بود. ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز

بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:12  
 جوک های جديد
سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.
 
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز
مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.
 
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره.
 
مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي
مي ريزن.
روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان
طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در
جواب پرسش گر گفت: در باره مليت هاي بزرگ،
جوک درست مي کنند.
 
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!
 
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
 
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
 
طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم.
 
شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش ميومده، يه بار زنگ مي زنه به حسيني و مي گه : گوشي رو بدين به حسيني، حسيني گوشي رو ورميداره و مي گه: اسمتون؟ شفچنكو مي گه : ببين داداش، زود بگو هواپيماتو بيارن پايين، حسيني يه خورده ادا در مي آره و مي گه : چرا؟ شفچنكو مي گه: آخه تو هواپيماتون بمب گذاشتيم.
 
سوسکه با ملخ ازدواج مي کنه، بچه شون پروانه مي شه .
 
يه بره با مامان و باباش دعوا مي كنه، بعد مي ره سر خيابون و داد مي زنه: دربست كشتاركاه.
 
يه چيني رو دار مي زنن، مي شه: دارچين.
 
از فوتباليستي مي پرسن؟ چرا هميشه قبل از زدن گل مي ري حموم؟ يارو مي گه: آخه مي خوام گل هاي تميز بزنم .
گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز
مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن.
يه نفر مي افته تو جوب، مردم درش مي آرن،
ازش مي پرسن؟ سالمي؟ طرف مي گه: نه، من جاسمم.
 
يه فيله از دست مادرش فرار مي کرده، يه مورچه هه مي بيندش و بهش مي گه: بيا پشتم قايم شو.
يه خره لنز مي ذاره و مي ره تو جنگل، همه
حيوون ها نگاش مي کنن، مي گه: چي يه، مگه آهو نديدين؟
 
اخي، غضنفر و قوچعلي در بيابون هاي آفريقا گير مي افتن و گرمشون مي شه. براي خنک شدن، قوچعلي مي ره و يه بادبزن درست مي کنه،
غضنفر يه پنکه و اخي يه مي ره و با در ماشين بر مي گرده، بهش مي گن: در ماشين واسه چي؟
مي گه: ميخوام شيشه شو بدم پايين، هوا بي آد.
يه روز بامشاد با شورت مي ره تو خيابون، يه بابايي بهش مي گه: چرا با شورت اومدي تو خيابون؟ بامشاد مي گه: وفا داري، وفا داري، به شورت من چيکار داري؟
يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره.
يه مار عاشق مار ديگه مي شه، مي فهمه
شيلنگه.
از گوسفنده مي پرسن؟ بزرگترين آرزوت چي يه؟ مي گه: برا يه بار هم که شده، جلو وانت بشينم.

طرف، كنار دو تا خر ژست مي گيره و مي گه: افسانه سه برادر.
ميخ هه مي ره عروسي، اون قدر قر مي ده که مي شه پيچ!!!
از روباهه مي پرسن؟ شاهدت کيه؟ مي گه: من بدون حضور وکيلم حرف نمي زنم!!!
كلاغه مي گه: من طاووسم. مي پرسن؟ پس چرا اين قدر سياهي؟ مي گه: ازسر كار اومدم.
مي پرسن؟ شغلت چي يه؟ مي گه: كارگر معدن زغال سنگم.
يه مرده با زنش سوار ماشين بودن و داشتن
مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از کنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. مرده هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام!!!
 
در يکي از نمايشگاه هاي کامپيوتري که اخيرا برگزار شده بود، بيل گيتس، موسس مايکرو سافت و ثروتمندترين مرد جهان، صنعت کامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا کرد: اگر فن آوري جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت فن آوري
کامپيوتر پيشرفت کرده بود، امروزه همه ما
ماشين هايي سوار مي شديم که قيمتشان ۲۵
دلار و مصرف بنزين آن ۴ ليتر در هر ۱۰۰۰ مايل بود.
جنرال موتورز هم در جواب بيل گيتس اعلام کرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايکرو سافت پيشرفت کرده بود، اين روزها ما ماشين هايي با اين مشخصات سوار مي شديم: ۱- کيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف، از شما مي پرسيد؟
re You Sure ، آيا مطمئن هستيد؟!
۲- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف مي کرد! ۳- هر دفعه که خط هاي وسط خيابان را از نو نقاشي مي کردند، شما بايد يک ماشين جديد مي خريديد! ۴- گاه و بي گاه ماشين
شما در خيابان ها از حرکت باز مي ايستاد و شما چاره اي جز استارت مجدد (Restart) ، نداشتيد!
۵- گاهي اوقات در اثر کارهايي مانند گردش به چپ،
ماشين شما خاموش( Shut Down) مي شد و
استارت آن نيز از کار مي افتاد. در اين گونه موارد،
چاره اي جز نصب مجدد (Reinstall) موتور نداشتيد!
۶- فقط يک نفر از يک ماشين مي نوانست استفاده
کند مگر اين که با خريد مدل ۹۵ يا NT براي آن ، صندلي هاي بيشتري خريداري مي کرديد! ۷- ماشين هاي مکينتاش با موتور Sun بهتر - پنج بار سريع تر و راحت تر از ماشين هاي مايکرو سافت
بودند اما تنها در ۵ در صدجاده ها مي شد اين ماشين ها را يافت! ۸- چراغ هاي اخطار، وضعيت
بنزين، روغن و آب با يک چراغ General Fault
تعويض مي شدند! ۹- صندلي هاي جديد همه را مجبور مي کردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آن ها بکنند! ۱۰- جنرال موتورز خريداران ماشين هايش
را مجبور به خريد نقشه هاي راه ها مي کرد که
اصلا ممکن بود به درد رانندگان نخورد، هر گونه
تلاش براي پاک کردن اين گزينه، منجر به کاهش
کيفيت عمل کرد تا پنجاه در صد و بيشتر مي شد!
۱۱- هر بار که جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي کرد، خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد مي گرفتند، چون هيچ يک از عمل کرد ها و کنترل هاي ماشين، مانند مدل قبلي نبود! ۱۲- براي خاموش کردن ماشين، بايد دکمه استارت را مي زدند!

 
جرج بوش مي ره بازديد يه مدرسه، سر کلاس
مي شينه و مي گه: هر سوالي دارين بکنين. يکي
بلند مي شه و مي گه: سلام آقاي رييس جمهور،
اسم من رابرته، من سه تا سوال داشتم؟
۱- چه طور شد شما انتخابات رو باختيد و بعد برديد؟
۲ - چرا شما مي خواهيد بدون دليل به عراق حمله
کنيد؟ ۳ - به نظر شما، بمب اتمي هيروشيما،
بزرگترين عمل تروريستي تاريخ نبود؟ جرج بوش
تکوني رو صندليش مي خوره و تا مي آد جواب بده،
زنگ تفريح مي خوره. زنگ بعد يه پسر ديگه بلند
مي شه و مي گه: آقاي رييس جمهور، اسم من جکه و من پنج تا سوال داشتم؟ ۱- چه طور شد شما انتخابات رو باختيد و بعد برديد؟ ۲- چرا شما مي خواهيد بدون دليل به عراق حمله کنيد؟ ۳- به نظر شما، بمب اتمي هيروشيما، بزرگترين عمل تروريستي تاريخ نبود؟ ۴- چرا زنگ تفريح ۲۰ دقيقه زودتر به صدا در اومد؟ ۵- و سوال آخر؟ رابرت کو؟
خروسه پول نداشته زن بگيره، مي ره گالينا بلانکا مي خره.

شايان
مي گن: هاچ، زنبور عسل، با لاخره مادرش رو در سايت اورکات پيدا کرد.
يه روز يه فيل مي ره بالاي درخت و مي گه: من گيلاسم، من گيلاسم.
تو عروسي، دامادو جو مي گيره، به عروس شماره تلفن مي ده.
از يه مرده مي پرسن؟ کجا ميري؟
مي گه: کارواش.
مي گن: پس ماشينت کو؟
مي گه: نزديکه، پياده مي رم.
- آقاي قصاب بهتون تبريك ميگم صاحب پسر سالمي شديد كه سه كيلو و نيم وزن داره.

- بااستخوون يا بي استخوون؟؟؟!!!
- محمود كه خيلي قوي بود, يك تنه ده نفر رو حريف بود چرا زخم و زيلي افتاده تو بيمارستان؟

- آخه يازده نفر ريختن و زدنش!!!!!
وكيل: من هرچه در توان داشتم براي نجاتت انجام دادم, ديگه كاري از دستم برنمياد.

قاتل: چرا برنمياد, نوكرتم, بيا و آقايي كن و بگو خودت مرتكب قتل شدي تا نوكرت تبرئه بشه!!!
پرويز وقتي ديد رفيقش كه تازه زن گرفته , مي خواهد به تنهايي سوار هواپيما شده و به ماه عسل برود, پرسيد:
پس زنت كو؟
رفيقش جواب داد:
اي بابا آدم در تمام عمر فقط يك بار ماه عسل داره, آن را هم نبايد به خاطر زنش ضايع و خراب كنه!!!!
عابري از يك نفر كه كنار خيابان ايستاده بود, پرسيد:
اينجا چرا ايستادي؟
مخاطب گفت: هفده, هفده, هفده...
عابر دوباره پرسيد: هفده, هفده يعني چه؟
گفت: فضولها رو ميشمرم و تو هفدهمي هستي...!!!
 
- اين بابا چيكار كرده كه جلبش كردن؟

- ميگن جيب كانگوروي باغ وحش رو زده!!!!
در سربازخونه.....

سرهنگ: اسمت چيه؟

سرباز: ممد.

سرهنگ: اين چيه دستت؟

سرباز: تفنگ.

سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....

سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟

سرباز: شعبان .

سرهنگ: اين چيه دستت؟

سرباز: خواهر, مادر ممده!!!!
مردي توي خيابان راه مي رفت و مي خنديد, دوستش بهش رسيد و پرسيد:

- چرا با خودت مي خندي؟ مگه ديوونه شدي؟

- نه, دارم براي خودم جوك تعريف ميكنم.

كمي كه جلوتر رفتند مرد آنقدر خنديد كه سياه و كبود شد, دوستش سئوال كرد ديگه چي شده؟

- هيچي تابحال اين جوك را نشنيده بودم!!!!
عمله اي طبقه سوم يك ساختمان در حال كاركردن بوده كه ناگهان يك تيرآهن از بالا ميفته و گوشش از بيخ كنده ميشه, سرعمله بهش ميگه:

- ناراحت نباش, ميريم پايين و پيدايش ميكنيم و ميديم دكتر پيوند بزنه.

همه ميرن پايين و شروع ميكنن به گشتن, سرعمله گوش رو پيدا ميكنه و ميگه:

- ايناها پيدايش كردم.

عمله ميگه: نخير, اين گوش من نيست, مال من يك سيگار اشنو پشتش بود!!!!
احساسات متضاد به چي ميگن؟
به وقتي كه مادر زنتون روي ماشين آخرين سيستمتون سقوط ميكنه!
وجه تشابه زير شلواري با ژيان چيه؟
با هر دوتاشون تا سر كوچه بيشتر نميشه رفت!
دختري كه خوشگل بوده با مادربزرگش ميره پارچه فروشي, دختر به فروشنده:
يك قواره پارچه بدين و قيمت پارچه رو ميپرسه.
فروشنده كه هيز بوده جواب ميده: قيمتش ۱۰ تا ماچ, و دختر قبول ميكنه.
وقتي فروشنده پارچه رو مي پيچيده و نوبت حساب ميرسه, دختر داد ميزنه:
- مامان بزرگ بيا حساب كن!!!!!
دو نفر با هم كشتي مي گرفتند, اولي كه دومي او را ضربه فني كرده بود, گفت:
عمو فكر نكن هنر كردي ها هر كي با من كشتي بگيره اول ميشه ها...!!!
 
قاضي: خانم چرا با صندلي زدين توي سر شوهرتون؟
زن: آخه آقاي قاضي زورم نرسيد ميز رو بلند كنم!!!!
قاضي: شكايت شما از اين آقا اينه كه ايشان به شما گفتن احمق, بي شعور, نفهم؟
شاكي: بله قربان عين حقيقته.
قاضي: خب اگه عين حقيقته پس چرا شكايت كرديد؟؟؟!!!!
روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام...!!!!
روزي شخصي در شهر ادعا ميكند كه من خدا هستم.
مردم شهر او را پيش حكيم ميبرند و حكيم باشي براي اينكه او را بترساند به او ميگويد:
- مرد ديگري پارسال ادعا ميكرد كه پيغمبر است و من دستور دادم او را كشتند.
اين شخص جواب داد كار خوبي كرديد چون او فرستاده من نبود...!!!
آخ آخ آخ اكبر تو رو خدا شانس رو مي بيني.
- چي شده؟
- امروز صبح چتري رو كه ديشب ازت امانت گرفته بودم, تو اتوبوس جا گذاشتم.
- دستت درد نكنه تو اسم اين رو ميگذاري شانس؟
- معلومه, فكر كن اگه چتر خودم بود اسمش ميشد بدبختي...!!!!
راند اول مسابقه بوكس تموم شده بود و بوكسور در گوشه رينگ از ضربات حريف گيج و منگ افتاده بود.
مربي مشغول بادزدن بود كه زنگ راند بعد به صدا در آمد.
بوكسور ضربه خورده گيج باشنيدن صداي زنگ به مربي گفت:
عزيزم برو ببين كيه در ميزنه, آخ سرم!!!!
مردي بعد از تصادف شديد رانندگي در بيمارستان تازه به هوش آمده بود, با ناله گفت: چي شده؟ چي بر سر من آمده؟

پرستار گفت: آرام باش و شجاع, تو در تصادف پاهايت له شده و ما مجبور شديم هر دوتا رو قطع كنيم.

مرد گفت: عجب خبر بدي. هيچ خبر خوبي ندارين به من بدين؟

پرستار گفت: چرا, اين بيمار بغل دستي ات حاضره شلوار و كفشهايت رو به قيمت خيلي خوبي ازت بخره
يك فيزيكدان ايراني كه در سازمان فضايي ناسا كار ميكرد, اسم مادرزنش را در ليست داوطلبين اعزام به مريخ ثبت كرد. دوستانش پرسيدند
آيا او ميداند و به اين مسافرت رضايت داده است؟
فيزيكدان جواب داد:
ما براي خدمت به بشريت و علم بايد بيشتر از اينها قرباني بدهيم
 
يه روز دو تا دوست داشتند با هم صحبت ميکردند که يکيشون برميگرده ميگه :
امير من يه مدتيه دچار فراموشي شدم .
امير ميگه :
از کي ؟
يارو ميگه :
چي از کي ؟
يارو از تير ميره بالا از مرداد مياد پايين
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:11  
 سينمايی زندگينامه هديه تهرانی

بیوگرافی هدیه تهرانی
 
شاید اگر بازیش به کارگردانی فیلم روز واقعه آمده بود ، امروز هدیه تهرانی روندی متفاوت را در پیش می گرفت و او را طور دیگری در سینما شاهد بودبم . اما دست تقدیر بود که لادن مستوفی به جای او در این اثر مذهبی بازی کند . البته هدیه تهرانی یک بازی دیگر را هم از دست داده می دهد.

 
کیانوش عیاری او را برای بودن یا نبودن انتخاب کرده بود ، اما بعدها عسل بدیعی جایگزین او می شود تا اینکه سرانجام مسعود کمیایی از او برای بازی در سلطان دعوت می کند. فیلم محصول سال 75 است و از آن زمان و همان اولین حضور هدیه تهرانی به سوپر استار سینمای ایران بدل می شود و تاکنون این سمت خود را به خوبی حفظ کرده است . سلطان چهره یک زن سرد و خشن را به نمایش می گذاشت که گویی چیزی به نام قلب را در سینه ندارد. هدیه تهرانی یخ ترین چهره ای که است که توانسته به قلب تماشاگران راه پیدا کند. احمد امینی فرصت عرض اندام بیشتری را برایش فراهم می کند . او در نقش زنی مغرور که در دام عشق جوانی (پور عرب) فقیر و بیمار می افتد ، بازی قابل قبولی از خود ارایه می دهد.پس از آن فریدون جیرانی برای تریلر جنایی خود قرمز از او دعوت می کند و تهرانی در کنار محمد رضا فروتن که او نیز تازه به جمع ستارگان سینما پیوسته بود می درخشد و از اینجا تهرانی ستاره می شود . تهرانی دیپلمه است و در سال 1351 متولد شده است و توانست با حضورهای روان و جالب توجه اش شمایلی از یک زن اول سینما را به نمایش بگذارد که به عقیده بسیاری آن شکل سنتی زنان را در هم شکست و اگر جلب توجه ومی کرد نه زیبایی چهره بلکه به خاطر سردی چهره اش بود. شوکران ساخته سال 77 بهروز افخمی او را در نقش چالش برانگیزقرار داد و بسیاری او را ستودند تا جایی که عنوان کردند در صحنه های انتهایی فیلم گریه می کند و فرم چهره اش در هم می ریزد . نشان از قدرت بازیگری دارد نمای زیبای کلوزآپ برایش معنایی ندارد. در این فیلم برای دومین بار با فریبرز عرب نیا همبازی می شود و تقریبا او را از پا در می آورد . سیاوش به کارگردانی سامان مقدم تنها نقطه مثبت و قدرتمندی که داشت حضور تهرانی بود سالها بعد در ساخته جوان پسند سیروس الوند دستهای آلوده بازی می کند که علی رغم داشتن ستاره های چون پور عرب و امین حیایی نمی تواند نقطه درخشانی در کارنامه هدیه باشد گر چه جنبه تجاری فیلم آنقدر بالا بود که می توان آن را اشتباهی در روند حرفه ای او تلقی نمود.همکاری مجدد او با سامان وقدم به فیلم پارتی منجر می شود که در گیرودار فضای سیاسی ایران در سالهای 78 و 79اکران می شود و حذف چند دقیقه از آن مضمون تند و تیزش آن را به یک اثر جنجالی بدل می کند و علاوه بر آن فروش بالای فیلم نیز می شود . آبی با بازی بهرام رادان و کارگردانی حمید لبخنده با استقبال مناسبی روبرو می شود و بعد از آن دوباره احمد امینی همراه می شود تا او را با فیلم غریبانه مطرح کرده بود . این فیلم چتری برای دو نفر را باهم می سازند که اثر قابل توجهی به شمار می رفت پس از آن یک اثر ضعیف به نام زمانه را بازی می کند و بعد در ساخته جنجالی ناصر تقوایی با عنوان کاغذ بی خط در کنار خسرو شکیبایی بازی می کند که به یکی از بهترین بازی های او تبدیل می شود.پس از آن در کنار تیمی از بزرگان به بازی در خانه ای روی آب ساخته بهمن فرمان آرا می پردازد سال 81 را بازی در آبادان ساخته مانی حقیقی آغاز می کند و همان سال قرار می شود تا در دومین ساخته تقوایی با نام رومی وزنگی بازی کند که به دلایلی پروژه متوقف می شود و این فیلم هرگز ساخته نمی شود . همان سال در دنیا کمدی اجتماعی ساخته منوچهر مصیری بازی می کند و در کنار محمد رضا شریفی نیا بازی روان و یک دستی را از خود به نمایش می گذارد فیلم با فروش فوق العاده ای روبرو می شود . بعد از آن در کمدی دختر ایرونی در کنار امین حیایی می درخشد و سپس در درام جنگی جایی برای زندگی به کارگردانی محمد رضا بزرگی نیا ایفای نقش می کند . شبانه ،یک بوسه کوچولو و چهازشنبه سوری از جمله کارهای جدید او هستند که هنوز به نمایش در نیامده اند.تهرانی به خاطر فیلم قرمز برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از هفدهمین جشنواره فیلم فجر شده است . تهرانی چندی پیش پروژه پر هزینه دوئل نیز نقشی کوتاه بر عهده داشت که ومصداقی بود بر توانایی های گیشه سازی او که این روزها مورد توجه تهیه کنندها قرار گرفته است
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:9  
 بکن و نکن های زندگی

شش سال اوّل زندگی:

• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• زير دامن دختر شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

۲- دوره ي دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
ATARI بازی نکن

 

۳- دوره ي راهنمايی:

• ترقّه بازی نکن
SEGA
بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن

 

۴- دوره ي دبيرستان:

• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن 
• چشم‌چرونی نکن

 

۵- دوره ي دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
۲۴
ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابون‌ها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو
Reject
نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن

 

۶- دوره ي سربازی:

• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن

 

۷- دوره ي شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• تو
Orkut خودت رو Single
معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

 

۸- دوره ي پدر بودن:

• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

۹- دوره ي پيری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بی‌وفايی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن

 

۱۰- دوره ي پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...ولی فقط با روح دختر 
شمسی خانوم کاری نکن

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:7  
 مقایسه دختر و پسر های ایرانی ( جوک )

مقایسه دختر و پسر های ایرانی :

دخترها :

وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست



پسرها :

وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:6  
 مرد دست و دلباز‌!!!!!!

 مرد دست و دلباز‌!!!!!!

 

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند ...

موبايل يكي از آنها زنگ مي زند ,

مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع

به صحبت مي كند :

همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش

مي دهند !

 

مرد: بله بفرماييد ...

زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟

مرد:سلام بله باشگاه هستم.
 

زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك

ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟

مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر .


زن: مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم

ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه

فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم ...

مرد: چنده؟

زن:شصت هزار دلار!!!

مرد: باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه

همه چيزش رو به راهه !!!
 

زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه

پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن

950000 دلاره !!!

مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش !

زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم .

مرد:خداحافظ عزيزم...

 

مرد گوشي را قطع ميكند . مرد هاي ديگر با تعجب مات و

مبهوت به او خيره ميشوند!!!

 

بعد مرد مي پرسد: ببخشيد اين گوشي مال كيه؟!!!

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:6  
 30 واقعيت پنهان در مورد مردها
30 واقعيت پنهان در مورد مردها...

1- چرا مردها داراي وجدان پاکي هستند؟
به اين دليل که هيچ گاه از آن استفاده نمي کنند

2- چرا مردها هميشه خوشحالند؟
چون آدم هاي بي خيال فقط مي خندند

3- چرا روانکاوي مردها خيلي سريع تر نسبت به خانم ها انجام مي پذيرد؟
زيرا هنگاميکه زمان بازگشت به دوران کودکي فرا مي رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر يک مرد و يک زن با هم از يک ساختمان 10 طبقه به پايين بيفتند کداميک زودتر به زمين ميرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم مي کند

5- شباهت آقايون با آگهي هاي بازرگاني چيست؟
شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيز براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد

6- ورزش کنار درياي آقايون چيست؟
هر موقع خانمي را در بيکيني مي بينند شکم هايشان را تو مي دهند

7- به يک مرد با نصف مغز چه مي گويند؟
با استعداد

8- فرق بين نرخ اوراق بهادار با مردها در چيست؟
نرخ اوراق بهادار رشد مي کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من مي تونم کارمو بهتر از اين انجام بدم

10- 2 دليلي که مردها به مسائل کاري خود فکر نمي کنند
1- فکري ندارند 2- کاري ندارند

11- در آمريکا به يک مرد باهوش و با استعداد چه مي گويند؟
توريست

12- اگر آقايون هم باردار مي شدند آنوقت
خدمات پزشکي در مغازه هاي خواروبار فروشي هم ارائه مي شد

13- آيا شنيده ايد که مردي مدال طلاي المپيک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- يک وضعيت غير قابل كنترل چيست؟
144 مرد در يک اتاق

15- براي درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نياز است؟
3 تا، يک نفر ماهيتابه را بر روي گاز نگه ميدارد و دو نفر ديگر گاز را تکان ميدهند تا گرما به تمام سطح ماهيتابه برسد

16- آقايون لباس هايشان را چگونه دسته بندي مي کنند؟
"کثيف" و " کثيف اما قابل پوشيدن"

17- تنها يک مرد مي تواند يک ماشين ارزان قيمت 2 ميليون توماني بخرد و
يک سيستم صوتي 4 ميليون توماني بر روي آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه مي گذرد؟
ملافه را روي سرشان مي کشند و مي گويند "تو خيلي نازي عزيزم"

19- يک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر مي کند، يک مرد 35 ساله به چيزي فکر مي کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردي که همه چيز دارد چه ميدهيد؟
زني که به او نشان دهد چگونه مي تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت هاي سياه پس از جفت گيري، جفت خود را مي کشند؟
به اين خاطر که مي خواهند قبل از شروع خرخر جلوي آنرا بگيرند

22- چرا مردان تنها در نيمي از زندگي خود با بحران مواجه هستند؟
زيرا آنها در تمام طول زندگي خود در دوران نوجواني به سر مي برند

23- آينده نگري يک مرد چگونه مشخص مي شود؟
به جاي يک بطري 2 بطري مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقي با رفتن به سيرک دارد؟
در سيرک كسي صحبت نمي کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهايي هستند که هيچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دليلي که آدمها ماشيني را دنبال مي کنند که هيچ گاه نمي توانند در آن رانندگي کنند

26- شما با مرد مجردي که تصور مي کند بهترين هديه خدا نصيب او شده چه مي کنيد؟
او را مبادله مي کنيم

27- چرا آقايون مجرد جذب خانم هاي با هوش مي شوند؟
دو چيز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقايون با ماشين چمن زني در چيست؟
هر دو خيلي سخت به کار مي افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد مي کنند و حتي نيمي از وقت را هم نمي توانند به درستي کار کنند

29- فرق يک شوهر جديد با يک هاپوي جديد در چيست؟
بعد از يک سال هاپو هنوز هم از ديدن شما به هيجان مي آيد

30- نازکترين کتاب دنيا چه نام دارد؟
چيزهايي که مردان در مورد زنان مي دانند

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 6:5