تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 چيز خانمها و چيز آقايان

چيز خانمها و چيز آقايان

 

خواننده عزیز در متن زیر به جای لغت چیز لغت دست قرار دهید . مبادا یک وقت فکر بدی بکنید .

تا به حال به چیزتان فکر کرده اید که چقدر عضو مفیدی است . واقعاً بدون آن زندگی چقدر سخت میشود . از این چه استفاده ها که نمیشود . ساده ترین کاربردش اینست که آدم چایش را با آن هم میزند .

معمولاً چیز خانمها از چیز آقایان کمی ظریف تر است . بعضی از خانمها کرم به چیزشان میمالند و آن را چرب و براق میکنند تا زیباتر شود . تازه بعضی هاشان چیز کش به روی چیزشان میکشد . از کاربرد زیبایی که بگذریم در سلام و علیک هم کاربرد دارد . معمولاً وقتی دو دوست به هم میرسد چیز همدیگر را به گرمی می فشارند . ما یک آشنایی داریم که هر وقت آدم را میبیند چیز آدم را میگیرد و همچین فشار میدهد که داد آدم به آسمان میرسد . بعضی وقتها هم که دوستمان را از دور میبینیم یا موقع خداحافظی می توانیم چیزمان را برایش تکان دهیم .

این چیز آدمها کاربردهای دیگری هم دارد . مثلاً بعضی از رهبران سیاسی برای پاسخ به ابراز احساسات پر شور مردم چیز را راست میکنند و برای آنها تکان میدهند . تازه بعضی از علاقه مندان پر شور صف میکشند که چیز رهبرشان را ماچ کنند . البته وقتی نوبت خانمها میرسد برای آنکه مشکل شرعی وجود نداشته باشد ، خوب میتوان پارچه ای دور چیز رهبرشان بست و بعد داد تا ماچ کنند . در این مواقع باید مواظب بود که خدایی نکرده نکند فرد منافقی در صف باشد و چیز رهبر را گاز بگیرد .

این چیز آدم در مراسم ازدواج هم کاربرد دارد . معمولاً عروس و داماد چیز عسلی خود را میدهن آن یکی بخورد . تازه به چیز همدیگر هم حلقه هم میکنند .

خدانگهدار ، چیز حق به همراهتان

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 14:34  
 اس.ام.اس های نیمه شب و سرکاری
 

يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟

بيخيال حالا، بگير بخواب!!

 

 

************ **

اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به سوي موبايل بوده و هيچ خاصيت ديگه نداره .

 

 

************ **

سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است

و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير .

 

 

************ **

همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب!

 

 

************ **

پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين!

 

 

************ **

مشترك گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار كردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!

 

 

************ **

الله اكبر

الله اكبر

.

.

.

.

بيدار شو وقت نمازه

 

 

************ **

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار كنيم . خيلي حال ميده.

 

 

************ **

هر وقت به هوش اومدي به من زنگ بزن!

 

 

************ **

چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزینه ام زیاد نشه

 

 

************ **

ببين عزيز دلم پاشو............ ..اگه پا نشي قهر ميکنما............ .....خب دلم برات تنگ شده.........جون من پاشو............ .پاشدي............ ..افرين عزيزم............ ...حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ

 

 

************ **

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش كن. بزار براي بعد، خب؟

 

 

 

 

سلام .... تو رو خدا ببخش .... نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعي كن دركم كني .... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده!!!

 

 

************ **

خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي

 

 

************ **

سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا

 

 

************ **

مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن...

 

 

************ **

خوش حالم که خوابي عزيزم

چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد

 

 

************ **

به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به

زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري

 

 

************ **

ببين الان ساعت 12شبه. 1 ساعته ديگه قراره که منگولا برن پيش خدا و شفا بگيرن .حواست باشه يادت نره ها ، خواب نموني يه وقت!!!

 

 

************ **

هه هه هه گول خوردي من اس ام اس نبيدم وجدان مبايلت بيدم فقط وخاستم منو از جيبت در وياري تا كمي هوا وخورم جيگر.

 

 

************ **

اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت نکني !!!

 

 

************ **

خواص گوسفند :

بو میدهد

سبزی میخورد

گاهی می خوابد

پرواز نمیکند

عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!

 

 

************ **

جوادترين اس ام اس لاو 2007: لاستيك دلمو را با ميخ نگاهت پنچر نكن!

 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 14:15  
 فرزاد حسنی ممنوع التصویر شد ؟

 

فرزاد حسنی ممنوع التصویر شد ؟

 

شنیده ها حاکیست که اجرای اخیر آقا فرزاد حسنی در برنامه" فوق العاده "مورد اعتراض چند تن ازنمایندگان مراجع عظام تقلید قرار گرفته و آنها در نامه ای خطاب به عزت ا... ضرغامی-رییس سازمان صدا وسیما از وی درخواست کرده اند تا از حضور این مجری و امثال وی در رسانه ملی که سبب تحریک اذهان عمومی به سمت نماد های غربی و غیر اسلامی می شود جدا" جلو گیری به عمل آید.

البته خبر جالبی است ولی بعید نیست دوباره این پسرک رو در تلویزیون ببینید چون تصمیماتی از این قبیل مقطعیه.مگه نبود ممنوع التصویر شدن"سید جواد یحیوی"!


"فرزاد حسنی" متولد ۲۱ شهریور سال ۱۳۵۶ در خانی آباده که خودش رو شاعر،نویسنده، مجری، بازیگر و کارگردان رادیو و تلویزیون هم می دونه!

این موضوع می‌تواند مهم نباشد، می‌تواند هم باشد که یک مجری به چه دلیلی موقتا و یا برای مدتی طولانی کنار گذاشته می‌شود. از این گذشته آیا واقعا"آ«فرزاد حسنیآ» مجری‌ای که طی یکی دو سال اخیر در برنامه‌های مختلف روی آنتن بوده، محبوبیت عامی هم دارد یا نه؟ تا جایی که میدونم، تقریبا بدون استثنا همه احساس ناخوشایندی نسبت به او دارند،لا اقل آدم های تحصیل کرده و چیز فهم. فرزاد حسنی تا پیش از ماه رمضان سال ۸۴ برنامه‌ای را به اسم آ«کوله پشتیآ» اجرا می‌کرد و در چند روز نخست ماه رمضان۸۴ هم اجرای برنامه‌ی ویژه‌ی افطار آ«جزر و مدآ» را به عهده داشت که جایش را به مجری دیگری داد.

لزوما هرگونه دستور و آیین بی‌ضابطه‌ای را هم که برای مجریان اعمال می‌شود نمی‌پسندم، ولی در مورد این مجری باید بگویم که از مدت‌ها پیش داشت یواش یواش گور خودش را می‌کند. شهرتی که اجرای پیوسته در تلویزیون نصیب مجری می‌کند، تجربه نشان داده که می‌تواند او را به‌سادگی به زمین هم بزند. فرزاد حسنی از آن دست مجری‌ها بود که شهرت بی‌بنیاد او را دچار توهم کرده بود و به‌تدریج هم لحن حرف زدنش با مهمانان و مردم تغییر کرده بود و هم خود را در جایگاهی می‌پنداشت که لابد حق دارد در هر موضوعی به اندازه‌ی‌ یک کارشناس تمام‌عیار اظهار لحیه کند. شوخی هتک‌آمیز او با علیرضا خمسه به هنگام اجرای مراسم جشن خانه‌ی سینما به خوبی نشان داد که او دارد دچار توهم می‌شود. در آن مراسم او با جمله‌ای توهین‌آمیز درباره‌ی زشت و زیبا بودن چهره‌ی خمسه قضاوت کرد که حضار به جای خنده شرمسار شدند.همچنین شوخی های نابه جای او با یکی از سرداران جنگ که وی را با عنوان  (امیر جون)  خظاب کرد


در برنامه‌ی کوله پشتی هم او این نوع برخورد را ادامه داد و حتی یک بار شوخی بسیار زننده‌ای کرد در مورد موبایلی که در توالت افتاده بود! در کنار این‌ها او شروع کرده بود با لحن و زبانی فخرفروشانه واژه‌های غیرفارسی را به جای واژه‌های مرسوم فارسی به کار ببرد و دایما هم آن‌ها را تکرار کند. همین موضوع بهانه‌ای می‌شود تا شورای عالی ویرایش نامه‌ای به مسئولان تلویزیون بفرستد و تذکر بدهد. جالب است که شورای عالی ویرایش در نامه‌ی خود، هم نمونه‌های غلط‌گویی‌های این مجری را ذکر می‌کند و هم ـ لابد بنا به تعهد اخلاقی و از سر دلسوزی ـ مواردی را می‌آورد که در عرف جامعه به آن‌ها شوخی‌های آ«دور از شأنآ» می‌گویند. نامه بعد از طی مراحل اداری به دست خود او می‌رسد و جالب است که او در یکی از آخرین برنامه‌‌هایش با لحنی بسیار تحقیرآمیز به این نامه اشاره می‌کند و جلوی دوربین چندین بار می‌گوید که "اصلا به شما چه که دخالت می‌کنید؟ این موضوع به خود ما مربوط است. ما خودمان بهتر می‌دانیم چطور باهم حرف بزنیم." پس از این نامه و واکنش جلوی دوربین اوست که اجرای او زیر سؤال می‌رود و سرانجام به این‌جا می‌کشد که دست‌ِکم فعلا از سر آنتن برداشته شود.اما اینبار نامه نامه دیگریست!


این موضوع می‌تواند مهم نباشد، می‌تواند هم مهم باشد که این چه قحط‌المجریانی‌ست که دامن تلویزیون را گرفته؟ مدیران تلویزیون تا کی ‌می‌خواهند چند مجری را دایم از این شبکه به آن شبکه و از این برنامه به آن برنامه بکشند و میکروفون هر برنامه‌‌ای را با هر موضوع عمومی یا تخصصی به آن‌ها بسپارند؟ اگر مدیران تلویزیون کمی چشم‌های‌شان را بازتر کنند تا فرق تلویزیون و منبر موعظه را ببینند، آن وقت آیا جا برای مجری‌های بالقوه‌ای باز نمی‌شود که در موضوعات خاصی تخصص دارند و در عین حال مایل نیستند که در هر برنامه و پس از هر جمله‌ای، به نصیحت و وعظ و خطابه مشغول شوند؟ 
 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 14:2  
 روشهای خود کشی در تابستان
روشهای خود کشی در تابستان
سلام .خوبین؟ نیاز به فکر کردن برای جواب دادن نیست ..می دونیم با این گرمای 50 درجه هر موجود زنده ای هم که باشه قات می زنه .حداقلش دیگه مورچه های بیچاره برشته میشن و ما ادما که خیر سرمون خیلی سریم اب پز می شیم .حالا یا این وضع ما می خواهیم یکی از رایج ترین راه های خود کشی را به شما یاد بدیم.
که البته این راه فقط در تابستان کاربرد دارد و در زمانهای دیگر کاملا بلا استفاده بید*

برای اقا پسرها :
1- مالیدن 2 کیلو و 250 گرم ( دقت داشته باشید حتما باید 250 گرم باشد که کار خوب در بیاد و مثل کیک تخم مرغی پف نکند ) ژل حالا از هر نوعی فقط ترجیحا خارجی باشد که برو بچز سر کوچه و باشگاه و اموزشگاه و ... سوسک بشن اونم از نوع بالدار .مو هامون رو هم از پشت به صورت 40 گیس ببافیم که بگیم ما هم اخر مو بیدیم *.
2- اویزان کردن یه گردنبند 500 کیلویی یا 2 گردنبند 250 کیلویی که حالا می تونه با انواع و اقسام شکل هیولاها و موجودات فضایی ( مریخی و ...) با شد . با زنجیر مخصوص و خیلی کلفت (از همان زنجیر هایی که توی پارکه بهش تاب وصل می کنند و بچه ها وقتی روش سوار می شن قند توی دلشان تبلور می کند .)
3- پوشیدن یه بلیز یقه بلند از زیر و یه تی شرت یقه گرد تنگ از روش که هیکل میکل چشم همه ی حسود ها را بترکونه . توضیح : (در این روش شما باید یه پنکه یا یه کولر گازی (ترجیحا گازی باشد برای سرمای بیشتر ) به خودتان وصل کنید .البته به صورت نا محسوس که از زیر این لباس زیبا خنک شوید ) در ضمن همواره به یاد این ضرب المثل زیبا هم باشید :کلاس گذاشتن مهمتراز مردن بید.*
4-پوشیدن شلوار جین دارای خنک کننده طبیعی در سر زانوها که با همین تیغ های ساده هم میتوان این خنک کننده های ساده را ابداع کرد .و بستن انواع و اقسام زنجیر به سر و ته ان که وقتی راه می رویم عین بز زنگوله پا صدا بدهیم .
5-پوشیدن کتونی های های تاپ* اونم تو این گرمای 50 درجه و بستن بند ان تا سر زانو که بگیم ما خیلی مرتبیم و نمی خواهیم بند کفشامون عین این بچه شلخته ها رو زمین بکشد .
6-نحوه ی راه رفتن : تنها کاری که باید بکنید این است که بنشینید و یه خورده کارتون شرک ببینید (حالا فرقی نداره 1 یا 2 ) فقط تمام سعی تان را بکنید که همین طوری راه بروید.
نتیجه: با این وضع حتما در اینده بخت و اقبال باندی خواهید داشت و همسری همچون فیونا (از جنس خودتان )گیرتان می اید و به پای هم پیر میشوید انشاالا...

برای دختر خانمها :
توضیح :به دلیل مسایل امنیتی بنده قسمت دختر خانمها را کمتر می نویسم .
1- پوشیدن یه کتونی های تاپ برای کم کردن روی پسرها با جوراب 7 رنگ ساق بلند و پوشیدن شلوار جین باز هم برای کم کردن روی پسرها با این تفاوت که این بار ازپایین یعنی نواحی ساق پا دارای خنک کننده است .
(2 لا تا بزنی )برات مثل کولر گازی {....}* کار می کنه.
 
2-پوشیدن مانتوهایی که به شکل سارافون باشد . از همان هایی که وقتی 3 یا 4 ساله بودیم توی مهد کودک تنمون می کردند .
3- گذاشتن شال کنفی* (حتما کنفی باشد که حسابی اب پز شویم) ان هم به صورت یچیده دور گردن .
4- گذاشتن عینک افتابی با قطر 10 سانتی متر روی سر به طوری که رفلکس* نور افتاب چشم طرف مقابل را کور کند .(بد نیست بعدش یادمان بیفتد که عینک افتابی برای روی چشم مبارک است ).

توضیحات:
1-بید: است
2-بیدیم:هستیم
3-های تاپ: همون ساق دار خودمون
4-{....}: نام شرکت تولی کننده ی کولر
5- کنفی: نوعی پارچه که مانند گونی برنج میماند
6- رفلکس:بازتاب
منتظر راههای بعدی باشید...
 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 11:20  
 روش های مردم آزاری
*اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد.

*صابون را كف وان حمام جا بگذاريد.

*كادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي
هديه
بديد.

*در هنگام خروج از توالت، دمپايي‌ها رو خيس كنيد.

*همه شيرهاي آبي كه در طول روز مي‌بينيد تا حد امكان سفت كنيد (به كار بردن انبرقفلي نتايج بهتري به همراه دارد).

*وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام كنيد

*وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟

*پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي
جن و پري
است.

*توي حموم عربده بكشيد.

*اگر كسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز كنيد.

*در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد.

*سر پيچها و جاهايي كه سبقت ممنوع است، با سرعت بيست كيلومتر در ساعت حركت كنيد.

*عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين.

*مرتب جلوي مهمونا از عموي پيرتون كه موهاش رو رنگ مشكي زده بپرسين كه چه رنگ مويي استفاده ميكنه.

*هنگام راه رفتن سعي كنيد پشت كفش مردم رو با نوك كفشتون بزنيد. هر چه بيشتر كفش مردم رو از پا در بياريد، امتياز بيشتري مي گيريد.

*وقتي به يک مغازه
شيک شلوار فروشي رفتيد، برخلاف تاکيدهاي فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکي شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديدید.

*درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئي بکشيد.

*روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد.

*به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد.

*
ع;کسهاي قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صداي بلند بگوييد چه اشتباهي کردم، چي بودم و چي شدم.
 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 11:18