تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 درباره شخصیت واقعی یانگوم و عکس های بسیار زیبا از بازیگران سریال جواهری در قصر

شخصیت واقعی یانگوم

 یانگوم در اوایل قرن ۱۶ می زیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضا خانواده سلطنتی را به وی سپرده بوده است. به همین دلایل از ماموران رده بالای دربار محسوب می شده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مساله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.

جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است
▪ مارس و آوریل ۱۵۱۵ زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسوول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت؛ یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال به خاطر دیگر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم، اکنون شما از من می خواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش می کنم و نه تشویقش. همین کافی است.
▪ در سالنامه ۱۵۲۴ چنین آمده است؛ یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان زن دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
▪ ۲۹ ژانویه ۱۵۴۴ زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد؛ «از وقتی که به بیماری سرماخوردگی مبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازیم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چیم، پزشکان دربار، و همچنین یانگوم بزرگ، بهترین پزشک زن دربار، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مساله را بداند.»
▪ ۹ فوریه ۱۵۴۴، در این سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرما خوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
▪ ۲۵ اکتبر ۱۵۴۴، سالنامه ها گفت وگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفت وگو از قول یانگوم نقل شده است؛ جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
▪ ۲۶ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است؛ «هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب درحال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملاً آگاه است.» یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزرا توضیح داد.
▪ ۲۹ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است. (پادشاه سرانجام ۱۷ روز بعد درگذشت.) این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.

 

اگه می خوای عکس را ببینی برو به ادامه مطالب
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 6:39  
 SMS LOVE - SMS FUN
تا ادم برفی ۲طرفه رود خونه عاشقه همديگه ميشن.از عشق همديگه آب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسن
************ ********* ********* ********* ********* *****

باباش گفت عشق کشکه.اون هم گفتم زندگي آش هست بدون کشک هم مزه نداره
************ ********* ********* ********* ********* *****

هيچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمي دارد و گريه مي كند
************ ********* ********* ********* ********* *****

لبخند بهانه اي است براي زنده ماندن لحظه هايت سرشار از اين بهانه
************ ********* ********* ********* ********* *****

از یارو مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه
************ ********* ********* ********* ********* *****
ميدوني چرا کتاب خواندن بهتر از دختربازي؟ 1- وقتي آدم خسته ميشه ميتونه بگذارتش کنار و بره استراحت کنه بعد که دوباره حالش سر جاش اومد بياد از اونجائي که ول کرده بود ادامه بده 2-آدم مجبور نيست تاريخ چاپ همه کتاباش رو يادش بمونه 3-وقتي آدم يک کتاب جديد رو باز ميکنه لازم نيست نگران اين باشه که تا حالا کيا خوندنش
************ ********* ********* ********* ********* *****
همه ی پسرا دوست دارند یه دختر گيرشون بياد که مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون می رسن و دختری گيرشون مياد که مثل اسب جفتک ميندازه مثل سگ پاچه می گيره ومثل گوسفند نمی فهمه



************ ********* ********* ********* ********* *****

نمک خوردي نمکها نوش جونت

.

.

.

.

نمکدان را چرا کردي تو ک؟ونت؟؟

************ ********* ********* ********* ********* *****

جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره


************ ********* ********* ********* ********* *****

تبليغ جديد ايرانسل : . . . . 3 کيلو نون خشک بيار يک خط ايرانسل ببر ... 5 کیلو بیاری 2 تا خط می بری

************ ********* ********* ********* ********* *****

از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد

************ ********* ********* ********* ********* *****

من تورا دوست دارم.تو ديگري را و ديگري من را ........... و همه ما تنها هستيم

************ ********* ********* ********* ********* *****

هفت قانون شاد بودن :

1 – متنفر نباش

2- نگران نباش

3- ساده زندگي كن

4- كم خواب باش

5- يک دنده نباش

6- هميشه بخند

7- يه دوست خوب مثه من داشته باش


************ ********* ********* ********* ********* *****

وقتي سرت را روي شونه ء کسي ميذاري که دوستش داري بزرگترين ارامش دنيا را در خودت احساس ميکني و وقتي که کسي را که دوستش داري سرش را روي شونهات ميذاره فکر ميکني قويترين موجود عالم هستي

************ ********* ********* ********* ********* *****

ماره ميره حمومه زنونه ، زنا ميترسن جيغ ميزنن ماره ميگه خواهرا نترسين من كبرام

************ ********* ********* ********* ********* *****

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه

************ ********* ********* ********* ********* *****

ژان یل توله : براستی که ابلهان انسانهای خوشبختی هستند ، زیرا که هرگز پی به تنهایی خود نمی برند .

************ ********* ********* ********* ********* *****

ژری تایلر: زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید

************ ********* ********* ********* ********* *****

: haghighat zendegi :
1.to nemitooni hameye dandoonato ba zaboonet lams koni 2.hameye ahmagh ha bad az khoondane haghighate aval oono emtehan mikonanan 3.haghighate aval ye dorooghe 4.alan to labkhand zadi chon ye ahmaghi 5.be zoodi in sms ro vase ye ahmaghe dige mifresti to ke hanoz nishet baze

************ ********* ********* ********* ********* *****

ضرب المثل نميدونم كجايي ميگه كه به هيچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هيچ كس اعتماد نميكنم

************ ********* ********* ********* ********* *****

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی

************ ********* ********* ********* ********* *****
مي دوني اگه توي يک جيبت 80 هزار تومان و توي جيب ديگرت يه چک پول باشه چي مي شه؟ بابات داد مي زنه مي گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشيدي؟

************ ********* ********* ********* ********* *****
خبرنگار از تركه مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟تركه ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران, من بچه اين محل نيستم

************ ********* ********* ********* ********* *****
اگه پسرا نبودن كي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن كي خونه رو مي كرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه کی استاد رو ضايع مي كرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن کیا دخترا اغفال مي کردن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن كي تو كلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن كي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن كي نمره هاش هميشه تك بود؟ اگه پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن

************ ********* ********* ********* ********* *****
سلام به نازنيني كه ديروز عاشقي مان مرا بيش از غرورش دوست داشت و امروز عاشقي كه بالارفتن از صخره ها كمي دشوارتراست غرورش را بيش از من دوست دارد !!!

 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 6:32  
 خداحافظ همین حالا

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که من و از چشم تو می دید اگر گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها بدونیم بی تو و با تو همین رسم این دنیا خداحافظ خداحافظ همین حالا

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 6:27  
 این هم چند تا عکس از مرسدس بنز سال2007 واقعا اخر ماشین

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 8:8  
 اس ام اس های عاشقانه

قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود 

عشق ميگن علاقه***نه كفگيرو ملاقه***دوستت دارم يه عالمه***اندازه يه قابلمه***من عاشق تو هستم***تو قابلمه نشستم*** يه لنگه كفش تو دستم***منتظر تو هستم

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه

عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::: :عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن ............ .عشق يعني قطره و باران شدن............ ......... ..... عشق يعني يک شقايق غرق خون ............ ........عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!....... ......... .... عشق يعني سوز ني آه و شبان ............ ..عشق يعني معني رنگين کمان

دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم 0:-)

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي....بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک :-(

سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم هرگز نتواني که زمن دور بماني چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم

سلامتی سه تن ناموس و رفیق و وطن سلامتی سه کس سرباز و زندونی و بی کس

اگر ديدی ۱۰۰نفر دوست دارن يکيش منم. لوتی اگر ديدی ۱۰ نفر دست دارن يکيش منم. اگر ديدی يک نفر دوست داره اون يکی منم. اگر ديدی کسی دوست نداره بدون من مردم

به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي!؟   

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:40  
 اس ام اس های طنز

دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه :o)

شعار جديد 22 بهمن: 22ليتر بنزين ريختيم تو موتور گازي رفتيم 2khtar بازي الله ياور ماست 110 دنبال ماست

یارو مشكي پوشيده بود بهش ميگن چي شده ميگه بابام مرده ميگن چرا پاره پوره پوشيدي؟ميگه خدا بيامرز نمي گذاشت چالش كنيم

يه اصفهاني تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه :: اجب كاووسي بود

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

دعاي قبل از طلاق: يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش / ميسپارم به ننش از دست اخلاق بدش

یارو۱ و یارو ۲ داشتن با هم حرف مي زدن: یارو۲: تو کجا به دنيا اومدي؟ یارو۱: تو بيمارستان!! یارو۲: آخي مريض بودي؟

از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره... . ... . آخه خر نميتونه مثله اسب از روی موانع بپره

آفريقايها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعني خيلي دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخوني هم همين ميشه، ميگي نه بر عکس بخونش 

يه روز يه یارو رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه یارو به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي

یارو مي‌بينه كه همه رفيقاش موبايل دارن جز خودش، يه كاغذ لوله مي‌كنه، مي‌بنده به كمرش، ميره پيش رفيقاش. ازش مي‌پرسن: اين چيه؟ ميگه: واي، باز هم فكس رسيد

یارو بعد از سي سال کچل بودن ميره مو ميکاره دو روز بعدش توي قرعه کشي بانک حج واجب برنده ميشه

زندگی زد ؛آدم رقصید . آدم رقصید ؛ زندگی عرق کرد . زندگی عرق کرد ؛ آدم چایید . آدم چایید ؛ زندگی تب کرد . زندگی تب کرد ؛ آدم لرزید . آدم لرزید ؛ زندگی ترک برداشت . زندگی ترک برداشت ؛هیچ کس درد آدم را نفهمید

سرسبزترين سبزها تقديم تو باد . . . . . . . سازمان پخش علوفه دام 

به اصفحانيه می گن تا حالا شیرین تر از عسل هم خوردی ؟ میگه : بله ، ترشی مفتی

زماني که نا اميد شدي به ياد اور که تاريکترين ساعت شب نزديکترين لحظه به طلوع خورشيده

یارو ميره حج سروصورتش خوني ميشه بهش ميگن چه اتفاقي افتاده میگه پدر سوخته ها خيلي سنگ ميزدن اما آخر تو نستم ببوسمش

الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها

يه نفر زنشو داشته كتك مي زده چند نفر سر مي رسند ميگند بابا چرا مي زني اين بيچاره رو مي گه د نمي دونم اگه مي دونستم كه مي كشتمش

یارو با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ؟ می گم 2 سال زیاد نیست : نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا 4 سال

هولناکترین چیزهای عالم اسامی زنانه داره. از طوفانهای سهمگین بگیر تاهمین مار کبری که در عین خوش ترکیبی در عرض 3سوت شما را میفرسته سفر آخرت

به یارو ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال يعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم

یارو يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:39  
 مراحل تکامل عشق (دختر پسرا بخونند)

عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
 مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:


 
1- مرحله مجذوب شدن
 
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
 
* مجذوب شدن فيزيكي :
 
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
 
* مجذوب شدن عاطفي :
 
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
 همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
 
 
2-دلربايي
 
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
 دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
 * دلربايي خود خواهانه :*
 هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
 * دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
 دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
 
 
3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
 
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
 
 
4- مرحله صمیمیت
 
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
 
 
5- مرحله تعهد
 
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.

 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:34  
 روانشناسي روابط:

 

روشهاي عذرخواهي

وضعيت اينگونه مي باشد: سكوت، جوابهاي سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پريشـان خـاطـري، در ايـن شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد، رك بگوييـم، ديگر فكري بنظرتان نميرسد و نمي دانيد چه بكنيد.

عذرخواهي از همسر يا نامـزدتان ممكن است مشكل بنظر برسد بخصوص زماني كه بر سر موضوعي با هم  چندين بار مخالفت كرده باشيد. ممكن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبينيد و شايد هم هركاري را كه فكر ميكرديد به او ميفهماند از كرده خود پشـيـمـان  هستيد را انجام داده ايد.

در اين قسمت چندين روش جهت عذرخواهي مطرح شده است كه تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضيه خاتمه خواهد داد.

1- انتقاد را با گشاده رويي بپذيريد

گوش دادن به حرفهاي همسرتان يك موضوع مهم براي پايان دادن به جر و بحث بشمار ميرود. مجادله هايي كه هر دوي شما تصور ميكنيد، حق با شما است و مشكل مربوط به هر جفتتان مي باشد. اين بـخصوص زماني صدق مي كند كه قبلا" نيز مكررا" بر سر موضوع فعلي بحث كرده باشيد.

وقتي وي از شما انتقاد ميكند، كمربندتان را از رو نبنديد. اينطور نشان دهيد كه حرف او را مي فهميد، همانگونه كه انتظار داريد هنگاميكه شما صحبت مي كنيد، او نيز متـوجه منظورتان شود. باز فكر كنيد، نظر خودتان را بدهيد، ايده او را لحاظ نموده و جلو رويد.

2- آنتراك دهيد

در اوج يك مجادله، فشار خونتان بالا ميرود، تپش قلبتان بيشتر ميشود، و ممكن اسـت چيزهاي بگوييد كه لزوما" از بيان آنها منظوري نداريد. هميشه به "مكاني خـلوت" نـيـاز داريد كه در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افكار خود را جمع نماييد. البته هنـگاميـكه خيلي عصباني هستيد، از ماشينتان به عنوان يكي از آن مكان ها استفاده نكنيد.

سعي نماييد كمي قدم زده و يا بدويد. يا به آشپزخانه رفته كمي از ظـروف نشـسـته را بشوييد. انرژي خود را معطوف فعاليتهاي مفيدتر و سودمند تر كنيــد و در عيـن حـال بـه همسر خود مقداري فرصت دهيد تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از يك استراحت كوتاه باعث مي شـود در مورد مـوضوع با ديدي باز تر و فكري آزاد تر نگريسته و اميدي بيشتري براي رسيدن به يك نـتـيـجه عـملي و منطقي در شما ايجاد شود.

 

3- گذشته را يادآوري نكنيد

اگر مي خواهيد به نيتي در آينده دست پيدا كنيد، با پيش كشيدن گذشته ها به هيـچ كجـا نخواهيد رسيد. مهم نيست كه او بار آخر فلان چيز را گفته و يا شما چه گفتيد. با هم عهد كنيد كه گذشته ها گذشته.

بچيزي اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد. آتش آور معركه شدن راهـي به جـايي نخواهد برد. با فراموش كردن گذشته زود تر به توافق خواهيد رسيد.

4- دست ياري نماييد

اگر به آرامي در مورد موضوعي بحث ميكنيد و همسرتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كـوره در رفـت، كـافي است به طرفش رفته و او را نوازش كنيد. دست خود را به آرامي در دستان او قرار دهيد. بگذاريد بفهمد كه اين فقط يك مجادله بي اهميت است و شمـا براي شنيدن صحبتهاي او در كنارش هستيد. بعلاوه نوازش نشان دهنده اين اسـت كـه شما به او اهميت داده و دشمن او نمي باشيد.

توجه: او را بگونه اي جنسي نوازش نكنيد.

5- جوي رسانا جهت ارتباط ايجاد كنيد

در حاليكه او به حالت قهر به اتاق خواب ميرود، چند عدد شمع روشن كـرده، يك نوشابه باز نموده، چند بالش روي زمين انداخته و از همسرتان بخواهيد براي بحث و گفتگـو نزد شما بيايد. او  اتاقي را كه با سوسو زدن شعله هاي لطيف شمع روشـن مـي شـود را محلي مناسب براي تبادل نظر و انديشه يافته و  از حالت تدافعيش كاسته خواهد شد. محيط اطراف تاثير مستقيمي روي احساسات ما دارد. عصبـانـيـت يـك احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آميز، هميشه ميتوان آرا كنترل نمود.

6- مشكلترين كلمه را بزبان آوريد

يك عذرخواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشدكه ما ارائه مـيكنيم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه 6 حرفي بوده و تا بحال هيچ كسي بعد از گفتن آن غش نكرده است. مي توانيد پيش از اينكه تسليم شده و بگوييد "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهيد اما بهتر است با بيان اين كلمه آب را روي آتش ريخته و خيلي سريعتر قائله را ختم دهيد. 

تقصير را نبايد فقط به گردن آقايان انداخت. گاهي اوقات خانها نيز ميـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به كرسي بنشانند. اما تا زمانيكه نتوانيد كوتاه آمده و عذرخواهـي نمايـيـد، بخصوص هنگاميكه برايتان دشوار است، نمي توان گفت كه انساني اعتذاري ميباشيد.

 

7- جمله اي دلپذير به او بگوييد

يك مجادله مـيتـواند بسيار خسته كنده بوده و اثرات احسـاسـي سـوئي را بطور موقتي به همراه داشته باشد. با اينكه بايد روشن و صادق بود، گاهي اوقات ابراز حقيقت باعث بروز صدمه ميگردد. بعد از مجادله و جر و بحثي طولاني، وقت كوتاهي را اختصاص دهيد به اينكه به يكديگر يادآوري كنيد كه آن فقط يك اختلاف نظر معمولي بوده و اگر چه ممكن است برخي از عقايد همسرتان باعث اذيت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسياري از محاسـن ديگر وي را مانند خوش مشربي او، عشقش به فرزندانتان يا جديتش، دوست داريد. در اينصورت همسر شما نيز به احتمال زياد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهي اوقات فراموش كردن حرفهاي آزار دهـنده كسي كه دوستش داريد مشكل به نـظر ميرسد. اما اگر چيزي قابل تعريف را با آن بياميزيد، روبرو شدن با مسئله بسيار آسان تر خواهد شد.

8- بگوييد كه دوستش داريد

بسيار تاكيد مي كنيم- هميشه، هميشه، هميشه هنگامي كـه مـي خواهيد به حالت آشتي و صلح برگرديد به همسرتان بگويـيـد كـه دوسـتـش داريد. اطـميـنـان دادن ايـنـكـه احساس شما نسبت به همسرتان هيچگاه و تحت هيچ شرايطي تغيير نخواهد كرد، در دست يابي به يك نتيجه صلح آميز و ماندني نقش بسيار با اهميتي خواهد داشت.

 

9- براي عصر برنامه ريزي كنيد

بعد از ايـنـكه در خـانه اوضـاع آرام شـد، براي آزاد شدن فكـرتان از مجادله بـراي انجام يك فعاليت تفريحي آماده شويد. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـراي رزرو بـليـط سيـنــما و يا گرفتن تاكسي اقدام مي كرد، اين بار شما پيـش دستـي نموده و اين كارها را انجام دهيـد. او تحث تاثير اين اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و اين به شما فرصتي مي دهـد تـا بتوانيد از اين تغيير رفتاري لذت ببريد.

ممكن است زماني توسط همسرتان  "آدمي تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سريعا" نيز  اين موضوع را فراموش نموده باشيد. اما در مورد زنان وضعيت متفاوت است آنها بسيار سخت مي تـوانـنـد سخني كه برايشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمايند. با پيشقدمي در پيشنهاد دادن يك فعاليت تفريحي، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعي ديگر ميكنيد، بلكه به همسرتان ميـفـهمانيد كه هنوز هم دوست داريد وقتتان را با او بگذرانيد.

ببخشاييد، اما هميشه فراموش نكنيد

عذرخواهي تنها به ايـن مـعنا نـيست كـه بـگوييد متـاسفيد و آن اتفاق را براي هميشـه فراموش كنيد. در حقيقت، فراموشي باعث مي گـردد كـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرايت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـراي بـحـث و گـفـتـگوي منطقي و آزادانه در مورد مشكلات، در عين حالي كه ميـدانـيد طرف مقابلتان را دوست داريد، خواهيد توانست اختلاف نظرها را تـبـديل به وسـيـله اي بـراي پيـشـرفت و ابـزاري آموزنده گردانيد.

بياد داشته باشيد كه همسرتان بهترين دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسيد: آيا طـرز رفتار يا صحبت من با يك دوست اينگونه بايد باشد؟ آنگاه درآينده به اختلافات بگونـه اي  ديگر خواهيد نگريست.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:27  
 تشخيص اصل بودن گوشي موبايل از طريق اينترنت با كد IMEI

امروزه در کشور ما اکثر گوشی های موجود در بازار ریجستر نشده و قاچاقی به کشور وارد می شوند که این موضوع باعث نوسانات قیمت یک مدل گوشی شده که علت آن چیزی به جز غیر اصل بودن ان و به اصطلاح چنج بودن ان است که متاسفانه فروشندگان گوشی های تقلبی و یا چنج خود را به عنوان گوشی اصل به مشتری معرفی می کنند که برای شناسایی گوشی های اصلی و چنج راه های متفاوتی است که از جمله ان ها دادن کد #06#* است که سریال گوشی شما (IMEI) را مشخص نموده و شما می توانید ان را با سریال روی کارتن و باطری همخوانی داشته باشد و در غیر این صورت گوشی شما قاچاق بوده و چنج شده است.
البته بعضی از افراد سودجو برای این مشکل ها هم راه حلی پیدا کردند که با عوض کردن بار کد روی جعبه گوشی قاچاق را با قیمت گوشی اصل می فروشند.
ولی ما امروز برای شما این مشکل را از طریق اینترنت حل خواهیم کرد.

شما با وارد شدن به سایت زیر و دادن سریالی که با دادن کد #06#* به گوشی می بینید در کادر مربوطه می توانید جزیات بیشتری را در مورد گوشی خود را ملاحظه کنید مثلا اگر گوشی شما مدل w700i  سونی اریکسون است اگر بعد از وارد نمودن سریال (IMEI) گوشی٫ مشخصات همان گوشی w700i  خود را یافتید گوشی شما اصل بوده و هیچ گونه مشکلی ندارد و شما می توانید از سرویس ها اپدیت و ... استفاده کنید بدون انکه سیمکارت با گوشی شما مشکلی پیدا کند اما اگر مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نباشد گوشی شما قاچاق یا چنج یا ... می باشد .
به عنوان مثال من يك گوشي K750i را چك كردم كه پس از چك اين سايت مشخصات يك گوشي موتورلا را به من نشان داد . در نتيجه گوشي من چنج شده و غير اصل است ! شما هم ميتوانيد گوشي خود را چك كنيد و از بابت اصل بودن آن مطمئن شويد !
اين سايت به غير از چك كردنIMEI چيز هاي ديگر را هم چك ميكند مانند :
أ‚آ» Phone number analysis
أ‚آ» IMSI number analysis
أ‚آ» IMEI number analysis
أ‚آ» SIM number analysis
أ‚آ» ISPC number analysis

 

لينك چك كردن IMEI براي تشخيص اصل بودن گوشي

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 6:46  
 نگاهي به وضعيت بيماران دچار اختلال هويت جنسي در ايران
 

بهمن ماه سال گذشته دانشکده ادبيات و زبان هاي خارجي يک دانشجو را اخراج کرد. اين دانشجو هيچ خطايي نکرده بود. او تنها به يک گناه اخراج شد؛ تغيير جنسيت به دليل ابتلا به بيماري اختلال هويت جنسي.

***

با وجود چندين فتوا از مراجع عظام که بر مجاز بودن عمل تغيير جنسيت به شرط تشخيص پزشک صحه گذارده است، هيچ قانوني براي حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي در ايران وجود ندارد. ساده تر آنکه، قانون، وجود اين بيماران را ناديده گرفته است. ربطي هم به اکنون و گذشته ندارد. بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي همان اندازه که در سال هاي پيش از انقلاب دچار مشکل بودند، امروز نيز در عذاب و رنج به سر مي برند. شايد رنگ عذاب متفاوت از گذشته باشد اما جنس، همان است. چراکه دولت هاي وقت حضور اين بيماران را به بهانه هاي مختلف از جمله کم بودن تعدادشان نفي کرده اند. دو سال قبل، زماني که مسعود پزشکيان وزارت بهداشت را عهده دار بود، در اثناي يک مراسم، از معاون سلامت وقت پرسيدم که قرار است براي بيماران ترانسکشوال چه اقداماتي در جهت حفظ سلامت آنان صورت پذيرد. معاون سلامت که تا آن زمان با لبخند به پرسش هاي من پاسخ مي داد، ابروانش را درهم کرد و گفت؛ «خجالت نمي کشي در مورد اين آدم ها حرف مي زني؟»

***
بيماران ترانسکشوال در ايران محکوم به فراموشي هستند؛ نه تنها از سوي دولت که از سوي جامعه و حتي از سوي نزديک ترين افراد، مادر، خواهر، برادر و پدر. در 99 درصد موارد خانواده به سادگي طردشان مي کند و آنان را به حاشيه ذهنش مي فرستد. گويي هيچ گاه نبوده اند. انگار اين پدر هيچ گاه پسري نداشته يا آن مادر هيچ گاه دختري نزاده است. خاطره اي هم ازشان نمي ماند. حتي براي دلخوشي يا سرريز قطره اي اشک. هيچ. فراموشي مطلق و محض. حتي براي آن تعداد معدود که خانواده به اکراه مي پذيرد با بيماري او کنار بيايد مشکلات کم نيست. محدوديت ها و اجبارها گاه آنچنان وسعت مي گيرد که آنها در سکوت و انزوا فرو مي روند و در نهايت در حسرت «زندگي» جان مي دهند؛ اگر پيش از آن دست به خودکشي نزده يا کشته نشده باشند.

***
بيماران ترانسکشوال چه کساني هستند؟ افرادي که به اختلال هويت جنسي (Gender identity disorder) مبتلا هستند آن گروه از بيمارانند که در شناخت هويت جنسي خود دچار اختلال شده اند. مشکل اين بيماران به هيچ وجه داشتن يا نداشتن رابطه جنسي نيست. آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسي ديگر مي بينند و مي گويند که زنان يا مرداني هستند که به اشتباه در قالب مرد يا زن متولد شده اند. آنان عاشق هويت نهان خود هستند. در عين حال هيچ علاقه اي به گذشته خود ندارند. مايلند فراموش کنند که نام بدو تولدشان چه بوده و هيچ گاه به آلبوم عکسي رجوع نمي کنند. آنها دختر يا پسري را که در عکس مي بينند نمي شناسند و خود را با او بيگانه مي دانند. بدن اين بيماران از نظر فيزيکي دچار هيچ نقصي نيست و شايد به همين سبب در دوران بيماري تجربه هاي تلخي از جمله رفتن به سربازي، تحصيل در کنار همکلاسي هاي دختر يا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتي بارداري و زايمان را از سر گذرانده باشند. اين بيماران از زماني که پي به بيماري خود مي برند يا ناآگاهانه علائم بيماري را در خود کشف مي کنند، مورد تمسخر و طعنه قرار مي گيرند، زيرا رفتار آنان، رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، اين رفتارها را برنمي تابند. پسرها از پسر ترانسکشوال انتظار همراهي در فراغت هاي پسرانه دارند در حالي که اين پسر عاشق اطوارهاي زنانه است. دخترها هم از دختر ترانسکشوال انتظار رفتار دخترانه دارند در حالي که او عاشق گرايشات پسرانه بوده و هيچ علاقه اي به امور جنس خود نشان نمي دهد. اين بيماران غالب سال ها را در رنج ناشي از تمسخر و تحقير و هتک حرمت و انواع خشونت هاي جنسي و جسمي و روحي سپري مي کنند. رفتارهاي ايشان به اين رفتار جمعي ناخوشايند دامن مي زند و متاسفانه جامعه به هيچ وجه به اين درک و باور نرسيده که رفتار اين بيماران به هيچ وجه از روي تظاهر نبوده و تصنعي نيست. آنها واقعيت هستند. واقعيت زنانه يا مردانه؛ زن تر از هر زن يا مردتر از هر مرد...

***

علت بيماري اختلال هويت جنسي چيست؟ رازي در خلقت که قدمتش به عمر انسان قد کشيده و هنوز نتوانسته اند براي آن پاسخ روشني بيابند. شايد مسائل ژنتيکي، شايد عوامل محيطي، شايد عوامل فيزيولوژيک، شايد عوامل اجتماعي...دکتر مهدي صابري روانپزشک و رئيس کميسيون تشخيص پزشکي قانوني مي گويد؛ «يکي از فرضيه هايي که بيش از همه قوت دارد اين است که زماني که جنين 5 ، 6 ماهه است هورمون هاي مادر وارد خون مي شود و آن موقع، زماني است که سازمان هاي اوليه مغز در حال تشکيل شدن است و تاثير هورمون هاي مادر بر آن قسمت ممکن است باعث تغييراتي در بعضي اندام هاي حياتي مغز از جمله هيپوتالاموس بشود و تغييراتي از لحاظ شکل ساختاري در قشر مغز ايجاد شود. گفته مي شود که اين قسمت در تعيين هويت و شناخت هويت فردي فرد موثر است و وقتي اين اختلال ايجاد مي شود مرد يا زني که به خود فکر مي کند خود را از جنسي ديگر مي پندارد. اين اختلال را در زمره اختلالات روانپزشکي طبقه بندي کرده اند.»

***

آمارهاي جهاني به طور ميانگين از تولد سه نوزاد ترانسکشوال در ميان 100هزار تولد زنده خبر مي دهد. با استناد به اين رقم مي توان پيش بيني کرد که در ايران حدود 4هزار بيمار مبتلا به اختلال هويت جنسي سکونت داشته باشند. بسياري از بيماران ترانسکشوال در حالي که در آرزوي عشق واقعي به سر مي برند گاه تا زمان ازدواج و گاه، هيچ گاه هيچ گونه رابطه جنسي ندارند. اين در حالي است که متاسفانه باور عموم جامعه آنان را منحرف جنسي مي پندارد و به همين سبب، از ايشان دوري مي گزيند و آنان را طرد مي کند.

***
بنابر آمارهاي پزشکي قانوني، ظرف 6 سال گذشته 422 نفر از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي به کميسيون هاي روانپزشکي درخواست داده اند اما از اين تعداد فقط 188 نفر تا مرحله کميسيون پيگيري خود را ادامه داده اند و 124 نفر از اين تعداد پاسخ مثبت دريافت کرده اند، به معناي آنکه مي توانند دست به عمل جراحي بزنند و تغيير جنسيت بدهند. دکتر صابري مي گويد؛ «تغيير جنسيت فقط و فقط تلاشي است براي بهتر شدن سبک زندگي اين بيماران. زيرا اين بيماران تا پايان عمر دچار مشکل خواهند بود و ميزان رضايتشان از زندگي پايين است.»آن گروه از بيماراني که اين درايت را دارند که به بيماري خود پي ببرند پس از مراجعه به پزشکي قانوني - تنها مرجع قانوني و رسمي براي تشخيص بيماري اختلال هويت جنسي - تحت معاينات روانپزشکي قرار مي گيرند. دکتر صابري مي گويد؛ «در آزمون هاي روانشناختي متعدد، تست هايي از بيماران مي گيريم، با خانواده مشاوره و صحبت مي کنيم، اختلالات همراه را درمان مي کنيم. بعضي از اين بيماران افسرده هستند يا اختلال شخصيت دارند و اگر نتايج تمام آزمون هاي پيش از جراحي مورد تاييد پزشکي قانوني واقع شد براي اين بيماران مجوز جراحي و تغيير جنسيت صادر مي شود اما جراحي و تغيير جنسيت پايان کار نيست. اتفاقاً مهم ترين اقدامات به مراجعات بعد از جراحي مربوط مي شود. اين بيماران پس از تغيير جنسيت بايد به طور مرتب تحت نظر پزشک باشند تا ميزان عوارض و عفونت هاي ناشي از جراحي، مورد بررسي و کنترل قرار بگيرد. همچنين مشاوره روانپزشکي پس از تغيير جنسيت براي اين بيماران حياتي است زيرا بسياري از آنان پس از عمل جراحي دچار نارضايتي و پشيماني مي شوند و اگر مشاوره روانپزشکي نداشته باشند خودکشي، سبک ترين عارضه اي است که گريبان اين بيماران را خواهد گرفت.» (آمار خودکشي در ميان بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي در ايران 33 درصد گزارش شده است.) با وجود آنکه صابري اهميت مراجعات پس از جراحي را تا اين حد ضروري مي داند اما اعلام مي کند از مجموع بيماراني که طي 6 سال گذشته تن به تغيير جنسيت داده اند فقط 17 نفر مراجعات پس از جراحي خود را پيگيري کرده اند. مراجعات کم، اين امکان را به صفر نزديک کرده که تعداد بيماراني که پس از عمل جراحي پشيمان شده اند به طور دقيق ثبت شود. شنيده هايي حاکي از آن است که ضريب خطاي پزشکي قانوني در تشخيص بيماران ترانسکشوال واقعي حدود 40 درصد برآورد مي شود. اگرچه کارشناسان اين سازمان در پذيرفتن اين ميزان ضريب خطا ترديد دارند اما دکتر صابري در پاسخ به اين سوال شرق که ميزان دقت آزمايشات پيش از صدور مجوز قانوني براي تغيير جنسيت تا چه حد است، مي گويد؛ «اين آزمايشات دقيق نيست زيرا اين بر نتايج آزمون هاي روانشناختي استوار است و نمي تواند از دقت صددرصد برخوردار باشد. به هر حال ما در اين آزمايشات از تست و مصاحبه استفاده مي کنيم که در اين صورت درصد خطا حتماً افزايش مي يابد. مشکل ما به دليل نداشتن متخصص متبحر مضاعف مي شود و اين بيماران به آساني مي توانند ما را دور بزنند و به بازي بگيرند. نبود مراکز تخصصي براي درمان اين بيماران و فقدان آموزش کافي براي پزشکان مشکلات ما و بيماران را چند برابر کرده است.»

***

پروفسور بهرام ميرجلالي يکي از معدود پزشکاني است که در ايران، جراحي اين بيماران را برعهده دارد و به همراه تنها دستيارش - حسين زماني نظامي - طي 20 سال گذشته 488 بيمار را تحت عمل جراحي قرار داده که 408 نفر آنان با گرايش مرد به زن و 80 نفر آنان با گرايش زن به مرد بوده اند. ميرجلالي شايد نزديک ترين فرد به اين بيماران باشد و شايد زيباترين تعبير را از کار خود ارائه دهد؛ «من فرض مي کنم که يک پرنده وحشي در قفس گرفتار شده و من مي توانم به او کمک کنم که دوباره پرواز کند.» عده اي از بيماران دکتر ميرجلالي مي خواهند از او شکايت کنند. آنها از نتيجه عمل راضي نيستند و اظهار مي کنند که اين جراح آنها را تکه پاره کرده است، توان رابطه جنسي عادي را از آنان سلب کرده و آنها دچار عوارض وحشتناکي از جمله ناکارآمدي پروتز مردانه، بسته شدن واژن و بسته شدن مجراي ادرار شده اند.

صديقه زمان پور سرپرست اداره حمايت از حقوق زنان و کودکان قوه قضائيه مي گويد؛ «اين بيماران به عنوان شهروندان اين جامعه حق دارند از پزشک جراح يا هر فردي که حقوق آنان را تضييع کرده در دادسراي جرايم پزشکي يا شوراي حل اختلاف پزشکي شکايت کنند. اگر پزشک جراح پيش از عمل جراحي هر گونه رضايتنامه اي از اين بيماران گرفته و در مقابل عوارض پس از عمل از خود سلب مسووليت کرده اين رضايتنامه به هيچ وجه حق شکايت اين بيماران را تحت تاثير قرار نمي دهد. در عين حال اين اداره اين امکان را فراهم کرده که براي آن گروه از بيماران که با گرايش مرد به زن، برخي اعمال جراحي شان را انجام داده و نامشان در شناسنامه به نام يک خانم تغيير کرده، وکيل رايگان بگيرد.»آيا اين بيماران شکايت خواهند کرد؟ از چه چيزي؟ دکتر ميرجلالي مي گويد؛ «اعتراض بيماران کاملاً بجاست اما آنها فراموش کرده اند که اين عمل جراحي حتي با وجود بهترين پروتزها به هيچ وجه آنها را به زن يا مرد واقعي تبديل نمي کند. اين عمل يک مشابه سازي است و پس از اين عمل، بدن آنها شبيه به بدن يک زن يا مرد مي شود. در هيچ کجاي دنيا، ما بيمار ترانسکشوال که تغيير جنسيت داده و از وضعيت خود راضي باشد سراغ نداريم. من پيش از جراحي به اين بيماران هشدار مي دهم که اين عمل بسيار سنگين، پرمخاطره و پرعوارض است. در بيمارستان سن لويي فرانسه 15 درصد بيماران دچار عوارض مي شوند و 20 درصد بيماران از نتيجه بعد از عمل ناراضي هستند و در تايلند 18 درصد بيماران دچار عوارض مي شوند. من به اين بيماران مي گويم که پس از عمل جراحي و تا پايان عمر قدرت باروري را از دست مي دهند. به آنها مي گويم که اين عمل قابل بازگشت نيست.

بعضي اوقات يک عمل به تنهايي کافي نيست و چندين جراحي لازم است تا بدن بيمار شکل زن يا مرد پيدا کند. اين بيماران از زمان بلوغ تا پيش از جراحي، خواب بدني همچون بدن مادر يا پدرشان را مي بينند اما آنچه ما مي سازيم هيچ وقت دلخواه آنها نمي شود. به همين دليل مراجعات پزشکي و روانپزشکي بعد از جراحي براي اين بيماران حياتي است زيرا بيمار بعد از جراحي وارد يک زندگي مردانه يا زنانه مي شود که هيچ وقت از آن تجربه اي نداشته پس بايد بداند که چگونه به عنوان يک مرد يا يک زن در جامعه زندگي کند. من در حالي که شکايت اين بيماران را بجا مي دانم اميدوارم که قضات پرونده اين بيماران هم نسبت به مسائل رواني اين بيماري از آگاهي کافي برخوردار باشند.»

***
نخستين فتوا نسبت به مجاز بودن عمل جراحي بر روي بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي در ايران در سال 1342 و توسط امام خميني صادر شد. ساير فتاوي پس از صدور فتواي امام خميني توسط آيت الله صانعي، آيت الله خامنه اي، آيت الله فاضل لنکراني، آيت الله مکارم شيرازي، آيت الله موسوي اردبيلي و آيت الله خويي صادر شده است. حجت الاسلام محمدمهدي کريم نيا حقوقدان اشاره مي کند که با وجود حرام بودن اين عمل در نظر علماي اهل سنت، در حال حاضر حدود 150 استفتاي فقهي از مراجع تقليد در دسترس است و اکثر مراجعي که در اين باره اظهارنظر کرده اند از شاگردان امام خميني بوده اند. فتاوي موجود با اندک تفاوتي در واژگان، متفقاً نظر بر اين دارند که تغيير جنسيت کامل يک بيمار مبتلا به اختلال هويت جنسي در صورت تشخيص پزشک و در صورت ضرورت مجاز است. کريم نيا مي گويد؛ «آن گروه از فقهاي شيعه که بر مجاز بودن اين عمل جراحي نظر دارند معتقدند که تمام افعال حرام در قرآن يا روايات ذکر شده و اگر عملي در قرآن يا روايات مورد اشاره قرار نگرفته پس مجاز است و دليلي براي حرمت نيست. اما اين سوال هم مي تواند مطرح باشد که آيا همان طور که علما و حقوقدانان اهل سنت مي گويند آيا تغيير جنسيت، تغيير در خلقت خداوند به شمار مي آيد؟ خير. اين عمل تغيير در خلقت خداوند نيست بلکه تغيير يک صفت است. زيرا در اثناي اين جراحي انسانيت انسان عوض نمي شود. انسان در اثر اين عمل جراحي به درخت تبديل نمي شود بلکه صفتي از صفت هاي او تغيير مي کند. به هر حال ما ارواح مونث و مذکر داريم. در غالب موارد روح با جسم تطابق دارد اما در برخي موارد اين تطابق وجود ندارد و نتيجه اين عدم تطابق، بيماري اختلال هويت جنسي است. بنابراين پزشک جراح سعي مي کند اين جسم را با روح تطابق دهد تا براي آن فرد آرامش ايجاد شود. بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي همجنس باز نيستند يک همجنس باز از جنسيت خودش متنفر نيست. او جنسيت خودش را قبول دارد و ايمان دارد که مرد يا زن است. روحش هم مردانه يا زنانه است. الزاماً هم دنبال تغيير جنسيت نيست.» با وجود آنکه سابقه صدور نخستين فتوا در مورد مجاز بودن تغيير جنسيت در ايران به 44 سال قبل بازمي گردد اما نخستين عمل جراحي در ايران با استناد به فتواي يک مرجع روحاني در سال 1363 صورت گرفت. اگرچه از آن سال به بعد، اجازه عمل جراحي اين بيماران با موانعي در حد صفر صادر مي شد و مي شود ولي مشکلات ديگر به قوت خود باقي است که ظرف 23 سال گذشته حتي اندکي از رنگ تيره آن کاسته نشده است. هزينه گزاف عمل جراحي براي اين بيماران اولين و پررنگ ترين مانع پيش روست. با وجود تمام ازخودگذشتگي هايي که پزشکان جراح نسبت به دريافت دستمزد خود انجام مي دهند، اين بيماران بايد براي مجموعه اعمال جراحي خود و تا زمان تغيير شکل يافتن به يک زن يا مرد، رقمي در حدود 8 تا 15 ميليون تومان بپردازند. هزينه هاي عمل جراحي بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي تحت پوشش بيمه قرار نداشته و با وجود آنکه وزارت بهداشت پيشنهاد پوشش بيمه اي اين هزينه ها را به شوراي عالي بيمه ارائه کرده اما هيچ اميدي به پاسخ مثبت شورا وجود ندارد زيرا شوراي عالي بيمه اين عمل جراحي را در زمره اعمال جراحي لوکس مي شمارد. به علت بالا بودن هزينه عمل، بسيار اتفاق مي افتد که اين بيماران، مراحل عمل جراحي خود را در نيمه راه رها کرده و در حالي که به هورمون درماني بسنده مي کنند، به صورت يک نيمه مرد يا يک نيمه زن به زندگي ادامه مي دهند تا روزي که بتوانند باقي هزينه ها را تامين کنند؛ اميدي بي فرجام، غالباً.

سازمان بهزيستي کشور که از چند سال گذشته، رقم ناچيزي را براي کمک به اين بيماران دراختيار دارد تنها نهاد حمايتي است که اين بيماران - آن گروه که با ناتواني مالي دست و پنجه نرم مي کند - مي شناسند. مرکز مداخله در بحران شهيد نواب صفوي و مددکاران اين مرکز تنها پناهگاه اين بيماران به شمار مي آيند. از سراسر کشور، اگر از بيماري خود اطلاع پيدا کرده باشند و اگر بدانند که به کجا مراجعه کنند سراغ از مرکز مداخله در بحران نواب صفوي مي گيرند. سازمان بهزيستي، توان اندکي براي کمک به اين بيماران دارد و امسال نخستين باري است که سازمان بهزيستي رديفي مستقل با عنوان کمک به بيماران دچار اختلال هويت جنسي دريافت کرده و اعتبار اين رديف 250 ميليون تومان است. در حالي که به گفته مريم حسيني، سرپرست اين مرکز هم اکنون 200 بيمار ترانسکشوال از سراسر کشور در اين مرکز پرونده دارند اما رقم تخصيص يافته آن قدر ناچيز است که با هيچ کدام از هزينه هاي اين بيماران جور درنمي آيد.

وديعه خانه شان مهم تر است که از خيابان خوابي و گورستان خوابي و خرابه خوابي نجات پيدا کنند يا جراحي شان مهم تر است که زندگي دوباره اي را آغاز کنند يا نانشان مهم تر است؟

***
پياده رو خيابان ولي عصر را گرفتيم و پياده، راهي ميدان شديم. همه نگاهمان مي کردند. من آرايش نداشتم. مرا کمتر نگاه مي کردند. ولي زمختي صورتم با آن روسري و مانتو جور نبود. پياده رو خيابان ولي عصر را گرفته بوديم و مي رفتيم به سمت ميدان. همه نگاهمان مي کردند. من مانتو و روسري پوشيده بودم و آرايشي هم نداشتم. شيوا مانتو و روسري نداشت. موهايش را پشت سرش جمع کرده بود و يک پيراهن مردانه انداخته بود روي شلوار. هورمون درماني را شروع کرده بود . کمي آرايش داشت. من تازه موهاي صورتم را ليزر کرده بودم و صورتم زخم بود. پودر هم فايده نداشت. زخم ها معلوم بود. نصفش رفته بود زير گوشه هاي روسري. همه نگاهمان مي کردند. ما توجهي نداشتيم. محل نمي گذاشتيم سرمان به درددل گرم بود و از اتفاقات چند وقتي که همديگر را نديده بوديم تعريف مي کرديم.شيوا گفت که مريم هم جراحي کرده است. رفته دنبال تغيير شناسنامه. مي خواهد اسمش را بگذارد اميرعلي. پشت ويترين کفاشي ايستاديم. چه کفش هايي. دل من و شيوا رفت براي يک جفت صندل قرمز پاشنه 10 سانتي. شيوا گفت هفته آينده مي تواند کفش را بخرد. گفت از نامزدش پول مي گيرد و کفش را مي خرد. من هم گفتم شايد من هم بخرم. فردا مي روم بهزيستي پول تو جيبي مي گيرم. اما فوراً يادم افتاد که بايد پول ليزر بدهم. گفتم که نمي خرم. فعلاً کفش لازم ندارم. فروشنده از مغازه آمد بيرون. ما دو تا را که ديد نيشش باز شد. به شيوا گفتم راه بيفت برويم. تشنه مان شده بود. کيف پولم را نگاه کردم. فقط يک دوهزار توماني داشتم. براي رفت وآمد امشب و فردا کافي بود. مددکار گفته بود فردا پول مي دهد. يک تکه نان گوشه کيفم بود. درش آوردم. گوشه اش کپک زده بود. به شيوا تعارف کردم. ريخت نان را که ديد گفت نمي خورد. خدا را شکر. مي ماند براي شب خودم.از پارک ساعي گذشتيم. همه نگاهمان مي کردند. به مسخره مي ايستادند و خيره مي شدند. شيوا زيرلبي فحش مي داد. چاره اي نداشتيم. نمي توانستيم ولخرجي کنيم و تاکسي بگيريم. هر دو به فکر اتوبوس بوديم. شيوا مي رفت کرج پيش نامزدش. من هم مي رفتم امامزاده عبدالله. خدا کند که در اتاقک برق باز باشد. ياد آن نگهبان امامزاده افتادم که هر شب در اتاقک برق را قفل مي کرد. اگر قفل باشد کجا بخوابم؟ پارک پشت امامزاده. مي روم لابه لاي درخت ها قايم مي شوم. هفته پيش نزديک بود چاقو بخورم. بي حواسي کردم روي نيمکت پارک خوابيدم. لابه لاي درخت ها امن تر است.از مغازه لبنياتي زني بيرون آمد. وقتي رويش را به طرف ما برگرداند ديديم شيدا است. او هم ما را شناخت. روبوسي کرديم و از احوالش پرسيديم. خيلي حسابي شده بود. جاي ليزر ريش هايش، کامل خوب شده بود. پول خوب داده بود.حلقه دستش بود پرسيدم؛

- تو چه کار مي کني؟

- صيغه شده ام.

- راضي هستي؟
 

- راضي نباشم چه کار کنم؟
 
 
جراحي تغيير جنسيت آخرين انتخاب است

نوشته :روانپزشک

از قديم در ايران نگاه نسبت به بيماري ترانسکشواليزم همواره اين گونه بوده که تشخيص اختلال هويت جنسي مساوي است با عمل جراحي و تغيير جنسيت. البته پزشکي قانوني همواره با اين مشکل مواجه بوده که عده اي از بيماران بعد از عمل جراحي پشيمان مي شوند و درخواست مي کنند که به شرايط قبل از عمل بازگردند و مدعي مي شوند پزشکي قانوني بايد جوابگوي شکايت آنها باشد. به هر حال از آنجا که پزشکي قانوني مجوز مي دهد عملاً اين طور تصور مي شود که پزشکي قانوني مسوول همه چيز است چون مجوز عمل يعني مناسب بودن عمل. در حالي که اين مسووليت بايد متوجه پزشکان جراح و روانپزشک و بيماران باشد. در واقع در تمام کشورها اين گونه است که ابتدا بيمار را معاينه کامل مي کنند و سپس بررسي مي کنند که آيا صلاح هست اين فرد عمل بشود يا خير. البته بيمار اغلب مي خواهد که جراحي بشود منتها روانپزشک و جراح به اين آساني زير بار جراحي نمي روند چون در قبال اين عمل مسوول هستند بنابراين پيش از آغاز هورمون درماني، بررسي هاي غيردارويي انجام مي شود و بيمار حدود دو سال در لباس جنس مخالف و با يک شريک جنسي زندگي مي کند و سپس اگر موافق شرايط خود بود عمل مي شود.در واقع در ساير کشورها از تعداد زيادي از اين بيماران که داوطلب عمل هستند فقط تعداد کمي انتخاب مي شوند. در کشور ما مشکلات اين افراد شامل سربازي و ارث و مسائل شرعي - قانوني است. خوشبختانه ما در ايران در اين مورد مشکل شرعي نداريم. مشکل ما پزشکي است. صحبت اينجاست که در آن کشورها، پزشک معالج بايد ضرورت جراحي را تشخيص بدهد و نياز به مجوز از جاي ديگري نيست. من به عنوان يک روانپزشک مخالف جراحي به عنوان تنها راه حل هستم و بيماراني دارم که بدون جراحي درمان شده اند. دوم آنکه مقالاتي موجود است که درباره بهبودي خودبه خود اين بيماران نوشته شده است. پشيماني اين بيماران پيش از عمل جراحي هم به دفعات اتفاق افتاده است. ما پنج بيمار اختلال هويت جنسي را با روش رفتاردرماني درمان کرديم و در آنها اين انگيزه را ايجاد کرديم که بدون عمل جراحي درمان خواهند شد. منتها بيماري که به پزشکي قانوني مراجعه مي کند معمولاً انگيزه درمان ندارد. در عين حال من اعتقاد دارم که روش رفتار درماني در همه موفقيت آميز نيست و هنوز نمي توانم ادعا کنم که اين روش چند درصد موثر است.به هر حال در کشورهايي که تعداد محدودي از بيماران و تحت سختگيري هاي فراوان، جراحي مي شوند، اتفاقاً موفقيت شان خيلي بالاست. به نظر من عمل جراحي فقط بايد زماني انجام بگيرد که روان درماني اين افراد موثر واقع نشود. يعني دوره درمان را طي کرده ولي جواب نگيرند. حتي اگر يک بيمار به شيوه رفتار درماني درمان بشود نقض آن اصل اوليه است که برخي بر آن پافشاري مي کنند. (اينکه جراحي تنها راه درمان اين بيماري است.) من سوال مي کنم عمل جراحي چند سال است که براي اين بيماران انجام مي شود؟ آيا پيش از آن چنين بيماراني وجود نداشتند؟ آيا آنها جراحي مي شدند؟ خير. پس چگونه مي توانيم براي بيماري اي که قدمتش به پيش از عمل جراحي بازمي گشته فقط بر يک راه حل پافشاري کنيم؟عمل جراحي علاوه بر آنکه هزينه بر و آسيب رسان است فرد را ناقص مي کند. زني که تبديل به مرد شده تا پيش از اين زني بود که مي توانست بچه دار شود. امروز و پس از جراحي، او يک مرد نابارور است و در واقع ناقص است. يکي از معضلات اين بيماران مشکل جنسي آنهاست. مي گويند که اگر بيماران ترانسکشوال عمل نشوند به فساد کشيده مي شوند.من با اين اظهار نظر موافق نيستم. زيرا فاسد شدن اين افراد الزاماً به خاطر بيماري شان نيست. مگر تمام زنان روسپي بيمار هستند يا اگر بيمار هستند آيا بيماري شان ناشي از مشکلات جنسي است؟ خير. ما بيماران ترانسکشوالي داريم که حتي يک بار هم رابطه جنسي نداشته اند. مشکلات درماني اين افراد محدود به مشکلات پزشکي نيست و بايد مسائل اجتماعي اين افراد نيز حل شود. چرا که ما در درمان اين افراد با موانع اجتماعي و فرهنگي نيز روبه رو هستيم که مثلاً به يک مرد نمي توانيم بگوييم دو سال در لباس زنانه و با مرد ديگري زندگي کند. قانون و فرهنگ ما هم چنين اجازه اي نمي دهد. به نظر من اين افراد بايد از سربازي معاف شوند و اعتقاد دارم که حقوق اجتماعي شان بايد رعايت شود. مثل ساير شهروندان و نه فراتر و نه کمتر از آنها.در نهايت بايد بر اين مسائل تاکيد کنم که ترانسکشواليسم را بايد به عنوان يک بيماري به رسميت شناخت و آن را از موضوعاتي مثل انحرافات اخلاقي و جنسي جدا دانست و تلاش کرد که بحران ها و معضلات ناشي از اين بيماري نيز درمان شود. البته من اعتقاد دارم که درمان ترانسکشواليسم تنها محدود به جراحي نيست و لازم است پيش از آنکه بيماري را براي عمل جراحي تغيير جنسيت انتخاب کنيم مطمئن شويم که روش هاي غيرجراحي غيرموثر است چراکه جراحي قابل برگشت نيست. قطعاً در تمام بيماران روش هاي رفتاردرماني و روان درماني موثر نيست و در اين حالت جراحي به عنوان آخرين روش توصيه مي شود. البته اين نظر شخصي است. اگرچه شواهد علمي وجود دارد ولي در مقوله درمان اختلال هويت جنسي، شواهد متناقضي نيز موجود است و به همين خاطر آنچه که من مطرح کردم شايد توسط تمام روانپزشکان تاييد نشود. البته مواردي را که ادعا کردم درمان شده اند به صورت مقالات موردي در مجله پزشکي قانوني به چاپ رسيده است

 

بررسي حقوقي وضعيت بيماران ترانسکشوال
 

دکتراي حقوق خصوصي از دانشگاه شهيد بهشتي

 

مساله بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي در ايران براي نخستين بار در بهمن ماه سال 83 در کميسيون حقوق بشر اسلامي مطرح شد، آن هم پس از مراجعه دو تن از بيماران به کميسيون و شرح مشکلاتي که با آن مواجه شده بودند. کميسيون حقوق بشر اسلامي هم پس از بررسي مشکلات اين بيماران به اين نتيجه رسيد که حقوق اين بيماران در ايران رعايت نمي شود. البته دليل رعايت نشدن حقوق اين بيماران کاملاً متوجه نبود هيچ گونه ماده قانوني در حمايت از اين بيماران است. آن زمان اداره پژوهشي کميسيون از من خواست تا تحقيقي در مورد اين بيماران انجام دهم و اين تحقيق با عنوان «بررسي حقوقي اختلالات جنسي در مقررات داخلي و اسناد بين المللي، تبيين مشکلات و ارائه راهکار» ناميده شد. در اين تحقيق من منابع خارجي، منابع فقهي و حقوقي را بررسي کردم و مراجعه اي هم به وزارت بهداشت داشتم. در اين تحقيق متوجه شدم که مهمترين مشکل اين بيماران اين است که نمي توانند به آن جنسيتي که دلشان مي خواهد برسند چون تغيير جنسيت مستلزم اعمال جراحي و درمان هايي است که اين افراد اکثراً فاقد توانايي مالي براي اين اعمال جراحي هستند و البته ناتواني از پرداخت هزينه اين اعمال جراحي در صورتي که ضروري تشخيص داده شود از موارد نقض حقوق بشر به شمار مي آيد. ماده 25اعلاميه جهاني حقوق بشر به تامين اجتماعي و ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به تامين اجتماعي و لزوم کمک به درمان بيماران اشاره مي کند که به عنوان يکي از وظايف دولت ها شمرده شده است. اين موارد را مي توان براي اين بيماران هم تعميم داد چون انسان هستند و شخصيت دارند و مشمول تمام اسناد بين المللي با مضمون حقوق بشر قرار مي گيرند.

تعداد بيماران در ايران زياد نيست اما تعداد کم دليل نمي شود که مورد توجه قرار نگيرند زيرا اين هم از مصاديق بارز حقوق بشر محسوب مي شود.

اولين تفاوت بين وضعيت اين بيماران در ايران با ساير کشورهاي اروپايي و امريکايي مساله روابط جنسي اين بيماران است که بايد در اين مورد تعيين تکليف شود. نکته ديگري که در ساير کشورها رعايت شده و ما هم بايد در آينده رعايت کنيم کمک سريع به عمل جراحي اين بيماران است.

در ساير کشورها مراکز درماني وجود دارد و اين بيماران به مراکز روانپزشکي خاص خودشان مراجعه مي کنند ولي در ايران فاقد چنين تسهيلاتي هستيم البته کم کاري ها صد درصد ناشي از نبود مقررات است. به همين دليل نهادها مي گويند ما به اين بيماران کمک نمي کنيم چون قانون نداريم. پس اولين اقدام، تصويب قانون مناسب است. نبود قانون اين معضل را نيز دامن زده که عده زيادي از اين بيماران يا به دليل مشکلات فرهنگي و اجتماعي خود را معرفي نمي کنند يا از بيماري خود مطلع نيستند بنابراين ناشناخته مانده و در زمره آمار رسمي قرار نمي گيرند.

در اين تحقيق من ابتدا مسائل پزشکي اين بيماري را بررسي کردم از اين منظر که اختلال جنسي چيست. اختلال جنسي در واقع دو مبناي رواني و پزشکي دارد. در مبناي رواني، شخص مشکل جسمي ندارد ولي احساس مي کند که به جنسي مخالف خودش تعلق دارد. اين مشکل نبايد مورد توجه قرار بگيرد بلکه اين فرد بايد مداوا شود تا در جنس اصلي خودش بماند. هر رفتار جنسي چنين فردي انحراف جنسي محسوب مي شود نه اختلال جنسي. اما در مبناي دوم، بيمار مشکل جسمي دارد. يعني فرد به دليل اختلال در کروموزوم ها واقعاً احساس مي کند که به جنس مخالف تعلق دارد و اغلب هم صادق است. اين مورد از لحاظ حقوقي هم قابل بررسي است. در نظر اکثر فقها، تغيير جنسيت با مبناي دوم مجاز است. البته اکثر فقها قائل به احتياط شده اند و اين احتياط هم از نظر پزشکي اين طور توجيه مي شود که مبادا بيماري که تغيير جنسيت مي دهد راضي نباشد پس بايد احتياط صورت بگيرد. در واقع مساله افراد داراي اختلال جنسيت از آن زمان که فقه به وجود آمده و تکامل پيدا کرده- قرن دوم هجري- مطرح بوده و البته بيشتر به موضوع ارث و ازدواج پرداخته چون در آن زمان امکان عمل جراحي وجود نداشته است.

بنابراين تاکنون فقها در مورد ارث، ازدواج، مهريه، حضانت و قتل بررسي کرده اند اما از جمله حقوق اجتماعي اين بيماران که هنوز بررسي نشده، حق رابطه جنسي پيش از تغيير جنسيت است. به اين دليل که با مباني فقهي چندان همخواني ندارد و شرع ما قبول نمي کند. هر رابطه اي که قبل از تغيير جنسيت و پيش از تشخيص پزشکي قانوني انجام شود تحت عنوان عمل مجرمانه قرار مي گيرد. در ساير کشورها، اين بيماران مي توانند به هر شکلي که دلشان مي خواهد بيرون بيايند؛ چه لباس زنانه بپوشند چه لباس مردانه ولي در جامعه ما اين مشکل براي اين بيماران مطرح است و به خصوص از آنجا که فرهنگ جامعه ما هم اين بيماران را نمي پذيرد، حتماً مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند و هيچ کس هم از آنان حمايت نمي کند. البته در مورد ناديده گرفته شدن حقوق اين افراد نمي توان نظر قطعي داد. فقط زماني که قانون وجود داشته باشد مي توانيم بگوييم که با وجود قوانين، حقوق آنها نقض مي شود. اما در واقع حقوق اين افراد در تمام کشورها ابهام دارد. متاسفانه در برخي کشورها حقوق اين افراد به رسميت شناخته مي شود بدون توجه به اينکه اين افراد دچار اختلال هويت جنسي هستند يا خير.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 6:42