تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 ..:: همه چیز درباره ی دی جی علی مواسات ::..
درود و سلام. من DJ Aligator هستم و اين مصاحبه رو هم از سوئد انجام ميدم.

اسم واقعی ات چيه؟

اسم اصلی من علی هست. علی مواسات.

پس اسم Aligator رو هم از اين اسم گرفتی!؟

بله. دو تا اسم رو قاطی کردم. يکی Ali که اسم خودم هست و کلمه Aligator که در انگليسی معنی سوسمار ميده!

ساخت آهنگ Whistle Song که يکی از معروف ترين آهنگ های تو هست به چند سال پيش بر می گرده؟

من اين آهنگ رو در فروردين ماه سال ۱۳۷۹ بيرون دادم.

سبک کارت چيه؟

بعضی ها ميگن سبک کار من Techno يا Trance هست.
 اما من خودم ميگم سبک کارم Club Music يا Dance Music هست.

 

بچه کجای ايران هستی؟

من در تهران به دنيا اومدم. در خيابان شريعتی نزديک پل سيدخندان.
 اتفاقاً يک پارکی هم اونجا بود به نام " کوروش" که بچگی هام هميشه می رفتم اونجا و بازی می کردم.

مثل اينکه معروف شدنت توی اروپا و دنيا توی دوران کودکيت و همون سيدخندان خودمون ريشه داشته، درسته؟

بله درسته. من از ده سالگی کار موسيقی رو شروع کردم. يادمه تولد ده سالگی ام از پدرم يک
"ملوديکا" کادو گرفتم. انقدر عاشق اين ساز شدم که هر وقت آهنگی رو گوش می کردم، نيم ساعت بعدش می تونستم اون رو بزنم!
 بعد ديگه کارم انقدر خوب شده بود که من رو توی عروسی و جشن تولد در و همسايه ها می بردند که من اونجا براشون ملوديکا بزنم.

 

الان چند سالته؟

۲۹ سالمه.

درس موسيقی هم خوندی؟

بله. خواهر من در دانمارک زندگی می کرد و من هم برای ادامه درسم وقتی از ايران خارج شدم به دانمارک رفتم.
اونجا درسم رو توی دانشگاه موسيقی شروع کردم. حدود ۴ تا ۵ سال طول کشيد که تونستم رهبری موسيقی ( يا همون دکترای موسيقی )
 رو بگيرم. ۱۵ سال دانمارک زندگی کردم و بعد از اون به سوئد اومدم. من در رشته موسيقی کلاسيک تحصيل کردم.

پس چی شد که رفتی توی کار موسيقی الکترونيک؟

وقتی توی دانشگاه موسيقی درس می خوندم وضع مالی خوبی نداشتم و سه جای مختلف کار می کردم.
اون موقع دستگاه هايی مربوط به موسيقی اجاره کرده بودم که بايد پول اونها رو در می آوردم! شايد در ماه فقط چيزی در حدود ۴۰ تا ۵۰ پوند توی جيبم می موند!

 

يکی از کارهايی که انجام می دادم پيتزا فروشی بود، صبح ها هم روزنامه پخش می کردم و بعضی وقت هام توی کارخونه کار می کردم!
من هر کاری می تونستم می کردم چون خيلی دوست داشتم اين رشته رو ادامه بدم.

چند وقت بعد يکی از دوستام به من گفت اگر می خواهی بيشتر پول در بياری، برو و در يک ديسکو در کپنهاگ (پايتخت دانمارک) کار کن. چون اونها به يک
DJ احتياج دارند. من هم همين کار رو کردم و کار خودم رو توی اين ديسکو شروع کردم.

تو ديسکو موسيقی های ديگران رو پخش می کردم. توی همين کار کم کم به موزيک های Club، Trance علاقمند شدم.
از اون به بعد هر وقتی که می تونستم برای خودم آهنگ درست می کردم.
من توی يک اطاق دانشجويی زندگی می کردم که به اندازه ۲۰ متر مکعب (!) بود.
 من حتی زير Mixer می خوابيدم! يعنی تشکم زير Mixer بود چون انقدر اطاق کوچيک بود که نصف اون رو فقط دستگاهای موسيقی من گرفته بود!

 

DJ يعنی چی؟

DJ مخفف کلمه Disc Jockey هست که توی جشن ها يا کلوپ ها آهنگ های مختلف پخش می کنه. اما
DJ های الان مثل DJ های قديم نيستند.
 الان اينها برای خودشون يک ستاره شدند. من جاهايی ميرم و DJ هايی ديدم که وقتی برنامه اجرا می کنند حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر فقط ميان که اون DJ رو ببينند!

حالا چرا اسم تو شد DJ Aligator ؟

من دکترای موسيقی دارم و هر کسی هم نميدونه که من اين مدرک رو دارم و اکثراً فکر می کنند من فقط يک
DJ هستم!
 اما کمپانی ضبط من زمانی که می خواستم اسم انتخاب کنم، گفت چون تو رو به عنوان يک DJ می شناسند بهتره اسم خودت رو DJ Aligator بگذاری!

خودت چه جوری با اين مسئله کنار اومدی؟

من گفتم حالا که وارد اين کار شدم، فعلاً همه من رو به عنوان DJ بشناسند. اما شايد بعداً اون رو عوض کردم!
ولی فعلاً به اين اسم عادت کردم.

 

برای خيلی ها جالبه که تو موسيقی کلاسيک کار کردی اما رفتی تو سبک ديگه ای مثل Club Music و به اين سبک آهنگ درست می کنی.
 اين تغيير چه جوری به وجود اومد؟

من در دانشگاه بايد از روی نت های موسيقی ديگران مثلاً پيانو می زدم.
بعد از چندين سال که اين کار رو کردم خسته شدم.
به خودم گفتم چرا من بايد بشينم و نت های ديگران رو جلوم بذارم و آهنگ های اونها رو بزنم! دوست دارم که آهنگ هام رو خودم بنويسم. وقتی هم شروع به کار DJ کردم عشقم به اين سبک موسيقی خيلی زياد شد.

چه جوری شد که آهنگ Whistle Song يا همون "موسيقی سوتی" رو درست کردی؟

يک شب در ديسکو که آهنگ اجرا می کردم چند نفر دختر و پسر رو ديدم که همه دور گردنشون سوت بود. اونها شروع کردند با آهنگ سوت زدن.
من هم همون جا اين فکر به سرم رسيد که چرا يک آهنگ درست نکنم با سوت! فرداش اين آهنگ رو شروع کردم به ساختن و در چهار پنج ساعت تمومش کردم.
 هفته بعد هم توی همون ديسکو آهنگ خودم رو گذاشتم و ديدم که همه خوششون اومد و شروع کردند به رقصيدن!
 اونجا بود که فهميدم اين آهنگ شانس بزرگی برای معروف شدن داره. آدم سمجی بودم. اومدم توی استوديو و خودم ۱۸۰ تا CD کپی کردم و اين
 CD ها رو به تمام دوستام که DJ بودند دادم. بعد از دو هفته اين آهنگ توی دانمارک شماره يک شد!

 

 هم بيرون اومد و خيلی گرفت.
 دو سال بعد در سال ۲۰۰۲ يک آقايی اين آهنگ رو در انگلستان گوش داد. اين آقا خودش شرکت پخش موسيقی داشت و اين آهنگ رو بيرون داد.
همون روز پخش از اين آهنگ ۵۰ هزار نسخه به فروش رفت و باعث شد که من در انگلستان در جدول رده بندی موسيقی شماره ۵ بشم!
يعنی حتی بالاتر از Britney Spears و Backstreet Boys !
 بعدها از من دعوت کردند که در لندن و در برنامه Top Of The Pops که يکی از بزرگترين شوهای دنيا هست هم شرکت کنم.

 

 www.djaligator.com سایت دی جی علی

منبع بی بی سی

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:24  
 مصاحبه با بهنوش بختياری
*امروز بهنوش بختیاری محبوبترین بازیگر زن تلویزیون است چرا؟
من خودم چنین فکری نمی کنم و اگر به هر جهت این مجبوبیت ایجاد شده محبت خداوند و نظر لطف مردم است من ارادت خاص و زلالی به مردم دارم و از عمق وجود به آنها علاقمندم هر چند نباید از حضور دائمی این چند وقت اخیر کارهایم بر روی آنتن هم به سادگی گذشت.

*چند وقت است خیلی پرکاری بعد از پایان هر سال به سرعت می روی سر کار جدید که پخش هم می شود مثل اینکه حسابی توی بورسی؟
انی نظر کارگردان هاست شاید مرا مناسب کار می بینند و انتخاب می کنند. هر چه کارهیت روی آنتن باشد و در چشم باشی زودتر از دیگر همکارانت انتخاب می شوی.

پس شانس در خانه ات را زده؟
من همان آدم سالهای قبل هستم که از این خبرها برایش نبود آرزو می کنم این اتفاق برای تمامی همکارانم بیافتد و همه بازیگران به جایگاه واقعی خود برسند و کارهیشان به بهترین شکل ممکن دیده شود.

*داری سعی می کنی به عنوان یک بازیگر طنز تیپ ساز در بین خانم ها شناخته شوی و فکر می کنم با تلاش بیشتر موفق شوی؟
عقیده من این است که بازی روان و رئال را ادامه دهم طنز یعنی کاریکاتور زندگی معمولی ما آدم ها یعنی غلو شدن معایب و محاسن زندگی در بازیگری طنز تیپ سازی را دوست دارم اما نمی گویم تیپ ساز خوبی هستم

*در چند سال اخیر لاله صبوری سحر ولیبگی شقایق دهقان و بهنوش بختیاری بدون در نظر گرفتن ترتیبی در طنز خوش درخشیدند اما کار تو در این یکسال اخیر بیشتر از سایر همکارانت به چشم آمد؟
هنوز احساس می کنم خیلی راه تا مرحله ای که می خواهم برسم باقی مانده است هنوز بعد از هر سکانس از عملکرد خودم ناراضی هستم اما باور کنید برای هر کاری که انجام می دهم انرژی فراوانی به کار می برم چون رضایت مخاطب برایم ارزشمند است مردم نیز این موضوع را به خوبی درک می کنند و تچزیه و تحلیل بازیگری را می فهمند هر چند من خودم را قبول ندارم.

*در شبکه 5/3 خیلی خوب اخبار را به طنز کشیدی کاری که بیشتر از سوی بازیگران مرد انجام شده بود؟
قرار بود این اخبار که طنز اجتماعی و سیایس در آن نهفته بود تلخ و روان باشد اما من فکر کردم هیچ بیننده ای از دیدن یک ادم خشک لذت نمی برد و سعی کردم یک تکه های خنده داری اضافه کنم و جالب اینکه گرفت و از آن استقبال زیادی شد هنوز هم که مردم من را در خیابان می بینند می گویند ببخشید!!

*به نظر می آید بتوانی به صورت جدی و خارج از طنز هم اخبار بگویی
در زمینه مجری گری پیشنهاداتی داشته ام اما در مورد اخبار صحبتی نبوده است. فکر می کنم می توانم اخبار گوی خوبی باشم البته الان دیگر مردم آن را نمی پذیرند چون با دیدن من به خنده می افتند اما بنویس اجرای زنده را به هیچ عنوان قبول نخواهم کرد.

*چرا؟
حرف زندن معمولی من هم با طنز همراه است و زیاد اهل سوتی دادن هستم.

*پس بنویسیم بختیاری مجری می شود؟
امکان دارد روزی مجری گری را قبول کنم اما الان خیر

*زمینه حضور در کار کودک و نوجوان را هم داری؟
به کار کودک خیلی علاقه مند هستم و ازصمیم قلب بچه ها را دوست دارم و رابطه ام با آنها خیلی خوب است بنابراین فکر می کنم اگر به این زمینه وارد شوم موفق خواهم شد.

*کار برای بچه ها همیشه شیرین است؟
این کار یک دیسیپلین خاصی دارد و بدترین آن هم نمی تواند در پیت باشد چون فضای خاص خودش را می سازد اگر در آینده قرار باشد در کار کودک فعالیتی انجام دهم دوست دارم با خانم مرضیه برومند باشد در مورد مجری گری کارهای کودک هم شاید این اتفاق روزی بیافتد.

*قرار نیست به کارهای جدی و خارج از طنز نیر فکر کنی؟
صد در صد تصمیم دارم یک مقدار کمتر کار طنز کنم و کارهای جدی را در اولویت قرار دهم.

*پس باید منتظر درخشش شما در سینما هم باشیم؟
به سینما علاقه دارم اما حاضر نیستم به صرف اینکه یک فیلم نام سینما را یدک می کشد در آن حضور یابم برای من نقش جایگاه فیلم و کارگردان خیلی مهم است حتی امکان دارد به بازی در یک سکانس کوتاه هم راضی شوم البته اگر آن فیلم سینمایی از ارزش بالایی برخوردار باشد.

*پیشنهادی هم برای سینما داشته ای؟
در این مدت خیلی درگیر سریال های 90 قسمتی بودم و همین موضوع باعث می شود در مورد توجه قرار نگیرم اما سال قبل فیلم قلقلک پیشنهاد شد که چون سر کار بودم قبول نکردم.

*پس سینما دغدغه شما نیست؟
چرا اما در کنار تلویزیون همانطور که گفتم کار ارزشمند برای من مهمتر از هر چیز دیگری است.

*اهل هنر دیگری به غیر از بازیگری هستی مثل موسیقی طراحی نقاشی مجسمه سازی یا آشپزی؟
به صورت حرفه ای خطاطی می کنم و به موسیقی هم خیلی علاقه دارم اما هیچ وقت فرصت نشد به صورت تخصصی ساز بزنم با این وجود موسیقی جزیی از زندگی روزانه ام است و تمام لحظاتم را با موسیقی جور دیگری می بینم به نظرم ان لحظه که تحت تاثیر موسیقی هستی عالیترین صفات انسانی بروز می کند

*پس آشپزی چی؟
خودم که نباید از آشپزی ام تعریف کنم اما هر کس که دست پختم را خورده می گوید خوب است هر چند تجربه ام کم است و تجربه در آشپزی فاکتور مهمی محسوب می شود.

*چه غذایی را بهتر درست می کنی؟
باقالی پلو با مرغ و گوش , قرمه سبیزی اما عاشق چلوکباب هستم با همه مخلفاتش مثل پیاز و....حاضرم حتی به خاطرش آدم بکشم( بختیاری می زند زیر خنده)

*چه طوری بازیگر شدی؟
از کلاسهای بازیگری مدرسه رسام هنر نیز نظر مهتاب نصیر پور شروع کردم و اولین تجربه ام در هوای تازه بود بعد نیز کارهایی مثل داستان یک شهر روزگار جوانی فرمان , برگبار, همسفر, معجزه ازدواج , خانه قدیمی و ...... اما تصمیم گرفتم بازیگری را برای همیشه کنار بگذارم چون توقعاتم برآورده نشد و رفتم پشت صحنه مشغول کار شدم

*چه کاری؟
منشی صحنه هم در تلویزیون کار می کردم هم در سینما مثل فیلم مهمان مامان آقای مهرجویی ((انتخاب)) تورج منصور,تا اینکه دوباره با سریال خانه به دوش برگشتم به بازیگری.

*و شروع کارهای طنز؟
در عرصه طنز به نظر بهنوش بختیاری دیگری نسبت به کارهای قبلی خودم متولد شد و دلگرم شدم البته نمی خواهم منشی گری صحنه را هم رها کنم چون بازیگری همیشگی نیست. قرار بود با آقای مهرجویی برای کار علی سنتوری هم همکاری کنم اما به خاطر برره نتوانستم هر چند درآمد منشی صحنه خیلی کم است ولی کار لذت بخشی به حساب می آید.

*کدامیک از تکه کلامهای خودت در سریالهای این چند وقت را بیشتر دوست داری .مثلا ببخشید, نیی دونم و....
چه پررویی بابا در بشرط خنده که از کانال پنج تهران پخش می شود را خیلی دوست دارم چون در این سریال به شخصیت آرزو خیلی می خورد.

*بهترین سریالی که در آن بازی کرده ای؟
هر سریالم را یک جور دوست دارم خانه به دوش را یک جور برره را یک جور دیگر به شرط خنده حتی شبکه 5/3 اما برای من شبهای برره یک نقطه عطف بود و به نظرم با توجه به استقبال ایرانی های خارج از کشو حتی جهانی شد.

*بهترین بازیگرانی که در کنارشان بازی کردی؟
مه هیچ مشکلی با هیچ بازیگری نداشته ام اما می توانم از سحر ولیبیگی نام ببرم که هوش و تمرکز بالایی دارم. خانم فخری خوروش فریما فرجامی و اکرم محمدی و از بین آقایان نیز با مهران مدیری خیلی راحت بودم و در به شرط خنده هم یکی از یکی هنرمند تر هستند مثل شبهای برره.

*چرا به جای یک دختر لوس نازک نارنجی احساساتی سعی نمی کنی نقش دختری حسود و بدطینت بازی کنی؟
کسی چه می داند که شاید اگر چنین نقشی پیشنهاد کردند بهتر از الان بتوانم بازی کنم یک بازیگر باید بتواند هر نقشی را بازی کند اگر نمی تواند اصلا نباید ازهما اول قبول کند

*راز مردمی بودنت در چیست؟
مردم را خیلی دوست دارم همیشه سعی کرده ام انرژی مثبت آنها را پاسخ دهم امکان نداشته عطوفت و محبتم را از مردم دریغ کنم و بدون شک این موضوع متقابل بوده است اما نمی دانم شاید خیلی ها هم باشند که از من خوششان نیاید.

*نقشی در سینمای ایران و جهان بوده که آرزو کنی کاش آن را بازی می کردی؟
نقش میکائیل فایفر در عصر معصومیت , نائومی واتس در فیلم 21 گرم , گوئینت پالتر و در شکسپیر عاشق, تیکول کیدم در تولد و ... در بین فیلم های ایرانی هم نقش فرشته صدر عرفانی در کافه ترانزیت و زهرا داونژاد در بچه های بد.

*برایم جالب است بدانم نقشی در بین مردان بوده که بهنوش بختیاری دوست داشته باشد آن را بازی کند؟
نقش محمد رضا فروتن در فیلم قرمز و امین حیایی در کما.

*بهنوش بختیاری چه جور آدمی است؟
وای وای نپرسید آخه من از خودم چی بگم. بنویس وحشتناکه( باز هم خنده های بختیاری) سعی زیادی کرده زندگی خصوصی اش و نیت هایش پاک باشد بعضی اوقات بد است و بعضی موقع ها نیز وحشتناک خوب می شود بد کسی را نمی خواهد همیشه خدا را ناظر اعمالش می داند گاهی مجبور شده دروغ بگوید یا اینکه ناخواسته به بزرگترها بی احترامی کند از ترس اینکه پولش خورده شود با برخی آدم ها تند حرف زده بی نهایت دل رحم است و عاطفی به تربیت و ادب خیلی معتقد است تا زحمات پدر و مادرش را زیر سئوال نبرد.

*از دستش راضی هستی؟
نه زیاد راضی نیستم باید از نظر فرهنگی معلومات و تحصیلات خیلی بیشتر از اینها رشد می کرد باید به آدم ها و مشکلات آنها توجه بیشتری نشام می داد باید درد مردم را بیشتر می فهمید و برای آنهایی که مشکل دارند یا فیر هستند وقت بیشتری می گذاشت و به آنهایی که در سرای سالمندا نزندگی می کنند بیشتر سر میزد.

*دغدغه امروز تو باید جالب باشد؟
این که در زمینه عرفان ادبیات و زیبا شناسی فلسفه و زبان انگلیسی بیشتر مطالعه کنم و یک موسسه خیریه تاسیی کنم تا بتوانم از همه دوستانم برای کمک به مردم استفاده کنم کمک به آنهایی که از من انتظار دارند و درهای فراوانی را در قلب خود تحمل می کنند.

*بهترین فیمل و بازیگران ایرانی؟
مریلا زارعی را خیلی دوست دارم سحر ولیبیگی و گلاب آدینه را هم همینطور مهدی هاشمی و خیلی های دیگر حمید لولایی بازیگر قابلی است به نظر من ایرانی های دیگر با استعداد هستند. هالیوودی ها اگر توانستند یک سریال 90 تایی کار کنند آن وقت کارشان درست است در بین فیلم ها هم مکس را خیلی پسندیدم حتی بوی کافور عطر یاس بچه های بد کافه ترانزیت شوکران آژانس شیشه ای و لیلا.

*از چه راهی پول در می آوری؟
در حال حاظر از راه بازیگری و گهگاهی هم ترجمه متون فرانسه اما بی تعارف بگوی بیزنس جز هدف های زندگی من نیست. پول را به اندازه دوست دارم که بتوانم امرار معاش کنم یک خانه کوچولو و نقلی داشته باشم با یک آرشیو کامل فیلم و موسیقی یک سیستم صوتی خوب و درجه یک هم تهیه کنم.

*بچه که بودی دوست داشتی چه کاره شوی؟
مهماندار هواپیما ولی نشد حالا هم بازیگرم و مترجم زبان فرانسه.

*اگر از بازیگری نتوانی پول در آوری چی؟
بالاخره وقتی ازدواج کردم شوهرم باید یک کارهایی بکند.ببخشید زنی گفتند مردی گفتند( باز خنده های بختیاری)

*با اینکه متولد 29 اردیبهشت 1354 هستی دوست داشتی شمع تولدت 18 باشد, چرا؟
این شوخی بود. من سن خودم را دوست دارم و معتقدم هر چی سن بالاتر می رود دید درک آدم عمیق تر می شود و انسان برای دیگران محترم تر خواهد شد.

*کجا متولد شدی؟
تهران و در همین شهر هم بزرگ شدم اما اصلیتم بختیاری است پدرم از طایفه بختیاری ایل هفت لنگ محسوب می شود در حقیقت ما اهل مسجد سلیمان هستیم اما مادرم قمی است.

*کجاهای تهران زندگی کرده ای؟
بیشتر منطقه غرب به قول معروف توی غرب پلکیدم. الان هم شهرک ژاندارمری و زعفرانیه زندگی می کنم.

*یعنی دو جا خانه داری؟
با پدر و مادرم در شهرک ژاندارمری و با عوامل به شرط خنده سر لوکیش در زغفرانیه.

*تحصیلات؟
تا سال سوم دبیرستان ریاضی فیزیک خوندم اما در تجربی دیپلم گرفتم چون دوست داشتم بروم پزشکی لیسانسم هم مترجمی زبان فرانسه است.

*در بچگی اهل شیطنت نبودی؟
شیطنت های خاص خودم را داشتم یعنی بی سر و صدا خرابکاری می کردم یک روز دختر همسایه آمده بود منزل ما من هم گفتم بیا موهایت را سشوار کنم چون خیلی وزوزی بود بعد یک پارچ آب یخ خالی کردم رو سرش و اون بنده خدا تا من موهایش را درست کنم می لرزید.

*دوست داری چه طوری بمیری؟
خیلی شاعرانه در اقیانوس آرام یا دریای آتلانتیک غرق شوم و بروم به اعماق آبها اینکه در کمال سلامتی بمیرم دوست ندارم مریض شوم.

*روی سنگ قبرت چه می نویسی؟
حالا دیگه سکوت

*برای چی سکوت؟
تا صداهای دیگر را بشنوم.

*کارتون های مورد علاقه؟
رامکال, بچه های کوهستان, آلپ, مهاجران, خانواده دکتر ارنست, حنا دختری در مزرعه, جودی ابوت, آن شرلی, سند باد و حتی نخودی.

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:18  
 ۵ سوال مهم در زندگی زناشویی (طنز)

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...


 اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟...
۲- آيا دوستم داري؟...
۳- آيا من چاقم؟...
۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
۱- به چي فکر مي‌کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: ?عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر
زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.?... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو
خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: ?اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!?...
۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال ?بله? است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: ?بله عزيزم!?... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از
دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با
اعتماد به نفس و تاکيد بگين ?نه! البته که نه!? و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!
۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
?اون دختره? در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: ?نه! تو خوشگلتري!?... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!
ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو
شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
جواب صحيح: ?آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!?... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟
مرد: خيلي خب!
ازدواج مي‌کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا?؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما? بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:16  
 عکس های باحال بازم نظر ندین

 




|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:37  
 اس ام اس های طنز
ريزش موهاي خود را به دستان خدا بسپاريد . شامپـــــــــــو يدالله

حالت تهوع به ترکه دست ميده ، ترکه بهش دست نميده

گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يک بي وفا کم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود

ميدوني ضد حال چيه؟؟؟؟ تولدت 30 اسفند باشه ( هر 4 سال یه بار )

قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟

قورباغه وزنبور با هم ازدواج ميكنند قورباغه ميگه قوقوقوقوقوقوربونت برم زنبور ميگه وظ وظ وظ وظ وظ وظ وظيفته

يه زن 50 ساله كه چهار بار شوهر كرده بود رفت پيش دكتر و دكتر پس از معاينه گفت: اين غير ممكن است كه شما چهار بار ازدواج كرده باشيد و هنوز دختر باشيد. زنه گفت: آقاي دكتر، شوهر اولم قزويني بود... شوهر دومم رشتي بود و بخار نداشت... شوهر سومم هم اصفهاني بود و مي‌گفت: حيفست... شوهر چهارمم هم ترك بود و با غيرت و مي‌گفت: يعني چه؟ مگه

غضنفر جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب ! واسه اينکه ضايع نشه ميگه : هر کي منو در آورد مال خودش

يك نفر دهاتى از شهر براى زن جوانش كه در عمر خود آيينه نديده بود، آيينه اى خريدارى كرد هنگامى كه آيينه را به خانه آورد زن بيچاره همين كه صورت خود را در آيينه ديد تصور كرد شوهرش زن تازه اى به خانه آورده و شكايت پيش مادرش برد و آيينه را به او نشان داد، پيرزن هم كه هرگز آيينه نديده بود همان صورت زشت و پرچين خود را در آيينه ديد و در مقام دلدارى به دخترش بر آمده و گفت : ننه جان غصه نخور كه اين عجوزه هرگز جاى تو را در دل شوهرت نخواهد گرفت .

از تركهاي ايران خودرو دليل اعتصابشون رو ميپرسن ميگن ما اينجا مثله خر كار ميكنيم بعدش اينا عكس اسب رو زدن رو ماشینا

بعد از يه زلزله شديد يه آبادانيه رو از زير آوار در ميارن!!!! آبادانيه بعد از اينكه خودشو ميتكونه لاف زدنش گل ميكنه مي گه: ولك ويبره موبايلو ديدي چه ميكنه؟

خداوند آسمان را آفريد و گفت چه زيباست مرد را آفريد و گفت چه زيباست....و زن را آفريد و گفت............ .اشكال نداره آرايش ميكنه

دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(م;اشاالله پسرها همه رو ميخوان) ?.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش) ?.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) ?.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال ?? )

از اشعار سهراب سپهري مي توان نتيجه گرفت :‌1- سهراب زن ذليل بوده (زندگي شستن يك بشقاب است . ) 2- سهراب شب ها جاشو خيس مي كرده (زندگي تر شدن پي در پي )

سازمان سنجش اعلام کرد:هیچ قزوینیی حق نداره پشت کنکور بمونه

خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي "،"بعد کيف امتي"

اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمي كنيد ؟ ميگن مگه شما چه هنري داري ؟ اسبه ميگه بي شعور نمي بيني دارم حرف مي زنم

نگاه منطقي يک ترک به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود چي ميشد.......مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم

تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني رو می کنه به کعبه می گه: خدا ببين خودش گير ميده

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:25  
 مجموعه نوشته های پشت کاميون ها

 

 1- به حرمت اشک مادر توبه کردم  W W W . S A L I J O O N . I R
 

 2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 

 3- بوق نزن شاگردم خوابه (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 

 4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 

 5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن 
(¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 

 7- دنبالم نيا اسيرم مي شي (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
 

 8 - گشتم نبود ............نگرد نيست (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:24  
 اس ام اس های طنز
 

مجلس طرح جريمه لباس برا خانوم ها را تصويب کرد! روسري کوتا بيست هزار تومن! مانتوي کوتاه 15 هزار تومن! شلوار کوتاه 25 هزار تومن! کفش رنگي 10 هزار تومن! از آقايوني که تصميم به ازدواج دارن خواهشمند است قبل از ازدواج عدم خلافي همسر خود را بگيرند!!  

دزده ميره خونه طرف ميگه يا زنت رو بده يا ميکشمت! طرف زنش رو ميده، دزده ميگه هاهاها... تفنگم الکي بود. طرف ميگه هاهاها... اونهم آبجيم بود

روانشناسان ترک ثابت کردند که مهمترين عامل طلاق ازدواج است

معلمه سر کلاس ميگه هرکس خنگه از جاش بلند بشه.يه شاگرده بلند ميشه ميگه : آقا بخدا ما خنگ نيستيم فقط خواستيم شما تنها نباشيد

10مت گرم 9كرتم 8شيشتم 7 تيرتم 6يشه عرقتم 5چرتم 4كرتم 3پايتم 2ست دارم 1دنيا!

دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم  

لره زنگ ميزنه ميگه اونجا 22222222 هستش؟ ميگن بله . ميگه پس بيزحمت يه زنگ به اورژانس بزنين بگين جاسم انگشستش تو عدد 2 تلفن گير کرده !!!!    

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

هر کي دروغ بگه ميترکه?. رشتيه: ماآدماي با غيرتي هستيم?.بـــــــومب?.. اصفهانيه: ما آدماي لارجي هستيم? بومب ?. ترکه : ما آدم ?..بـــــــومب

مردهاي فرانسوي هم زن دارن هم معشوقه اما زنشونو بيشتر دوست دارن، مردهاي آمريکايي هم زن دارن هم معشوقه اما معشوقشون رو بيشتر دوست دارن؛ مردهاي ايراني هم زن دارن هم معشوقه اما مامانشون رو بيشتر دوست دارن

تركه داشته با دوستش از خيابوون رد مي شده كه به چراغ راهنما مي رسن . ناگهان غيرت حاج آقا گل مي كنه ، ميزنه 3 تا چراغاي چراغ راهنما رو ميشكونه بعدش ميگه تا تو نباشي ديگه چشمك بزني

از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه ؟ ميگه مثل اسب نجيب . مثل پلنگ مهربون . مثل شير قوي . مثل عقاب تيز بين . دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم

به غضنفر مي گن دو دو تا چند تا مي شه ؟ مي گه : بي خيال شو كلمه بگو جمله بسازم

اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه بچشون .مرفين .ميشه נצ#1575;گه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه بچشون .جوك .ميشه נצ#1575;گه يه قو بايه قناري ازدواج كنه بچشون .قوري .ميشه חחחوبالاخره... اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه بچشون پرتاب

سهراب سپهري ورژن 2006:هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر

وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي............ ...شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه ~~~>

خروسه بالاي ديوار بوده، يه دفعه از توي خيابون يه ماشين حمل مرغ زنده رد ميشه، خروسه داد ميزنه: بچه‌ها بيايين، سرويس دخترا اومد

به خاطر اعتراض به فيلم سيصد از اين به بعد اينطور ميشماريم : 298 299 گل محمدي 301

دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو)

فاصله ي بينمون رو هك(Hack) كن. عشقي كه تو قلبته برام سند(Send) كن. از عشقي كه تو قلبم هست وب بگير تا ببيني كه چقدر دوست دارم. از خاطره هامون كپي(Copy) بگير و همه جا پيستش(Past) كن. به رفاقت پي ام(PM) بده و ازش بخواه كه بين ما باشه. گله ها رو دليت(Delete) كن جاش صداقت رو ادد(ADD) كن. 
 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:23  
 اکبر عبدی : من گرانترين دستمزد را مي گيرم

اکبر عبدی‌ برای‌ ایرانی‌ها چهره‌ی‌ شناخته‌ شده‌ای‌ است. بخصوص‌ برای‌ نسل‌ پس‌ از انقلاب‌ که‌ اصلا طنز را در سینمای‌ ایران‌ با اکبر عبدی‌ شناختند. بازیگر پر کار سینمای‌ ایران‌ در دهه‌ی‌ شصت‌ و نیمه‌ی‌ اول‌ دهه‌ی‌ هفتاد، به‌ تدریج‌ محبوبیت‌اش‌ را از دست‌ داد. چرا که‌ مدتها از پرده‌ی‌ سینما فاصله‌ گرفت‌ و بازیگرانی‌ جدید با شیوه‌های‌ جدید طنز وارد عرصه‌ شدند.

 

عبدی‌ متولد ۱۳۳۷ در تهران‌ است. بازیهای‌ درخشانی‌ در کارنامه‌ی‌ او دیده‌ می‌شود. ?اجاره‌ نشینها?، ?ای‌ ایران?، ?دزد عروسکها?، ?مادر?، ?ناصرالدین‌ شاه‌ آکتور سینما?، ?هنرپیشه?، ?آدم‌ برفی? و ?عشق، نان، موتور ۱۰۰۰? از جمله‌ فیلم‌های‌ برجسته‌ای‌ است‌ که‌ در کارنامه‌ی‌ پربار اکبر عبدی‌ دیده‌ می‌شود. او چند بار در جشنواره‌ی‌ فیلم‌ فجر کاندیدا شد و به‌ خاطر بازی‌ در فیلم‌ ?مادر? برنده‌ی‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگر نقش‌ مکمل‌ مرد شد. او در دو سریال‌ تاریخی‌ امام‌ علی‌(ع) و ?معصومیت‌ از دست‌ رفته? هم‌ ایفای‌ نقش‌ کرد. در حالیکه‌ انتظار می‌رفت‌ قسمت‌ سوم‌ مجموعه‌ی‌ تلویزیونی‌ ?زیر آسمان‌ شهر? با حضور اکبر عبدی‌ سریالی‌ موفق‌ باشد اما این‌ مجموعه‌ برای‌ بازیگر پر سابقه‌ کار چندان‌ موفقی‌ از آب‌ درنیامد.

اکبر عبدی‌ سال‌ ۸۵ را بهتر از چند سال‌ قبل‌ خود سپری‌ کرد. بازی‌ در نمایش‌ ?اکبر آقا آکتور تاتر? به‌ کارگردانی‌ خودش‌ و همچنین‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ ?اخراجی‌ها? سال‌ نسبتا خوبی‌ را برای‌ او رقم‌ زد. او در حالی‌ با ما گفت‌وگو کرد که‌ زیر گریم‌ بود تا در فیلم‌ ?جاده‌ی‌ آسمان? ساخته‌ی‌ کامبیز کاشفی‌ بازی‌ کند.

 

آقای‌ عبدی‌ خیلی‌ ممنون‌ از اینکه‌ وقتتان‌ را در اختیار ما قرار دادید. بعد از سالها کم‌ کاری‌ دوباره‌ در سال‌ اخیر چند تا کار از شما دیدیم. اخراجیها، زیر آسمان‌ شهر، اکبر آقا آکتور تاتر و... چطور شد دوباره‌ شما شروع‌ به‌ کار کردید؟


واالله حدود پانزده‌ اسفند سال‌ ۸۰ برادرم‌ بعد از پانزده، شانزده‌ سال‌ مجروحیت‌ شهید شد و من

‌ یکی‌ دو سالی‌ کار نکردم. یک‌ سال‌ و نیم‌ هم‌ رفتم‌ کانادا و اروپا تاتر کار کردم. از دو سال‌

 پیش‌ با کار آقای‌ معتمدی‌ شروع‌ کردم. در این‌ بین‌ سریال‌ آقای‌ جوزانی، کار با آقای‌ صلح

‌ میرزایی‌ و کار با خانم‌ تهمینه‌ میلانی‌ را هم‌ داشتم‌ و همینطور یک‌ سریال‌ با آقای‌ جواد افشار

 به‌ نام‌ جابربن‌ حیان‌ و یک سریال‌ دیگر با آقای‌ افشار به‌ تهیه‌‌کنندگی‌ آقای‌ سیدزاده‌ برای‌ عید

 به‌ سفارش‌ شبکه‌ی‌ پنجم‌ سیما. اخراجیها را هم‌ که‌ در دل‌ اکبر آقا آکتور تاتر کار کردیم‌.

 پارسال‌ به‌ لحاظ‌ تاتر برایم‌ سال‌ خوبی‌ بود. چون‌ فلک‌ الافلاک‌ را هم کار کردم‌. الان هم‌ برای

‌ فیلم‌ آقای‌ کامبیز کاشفی‌ دارم‌ گریم‌ می‌شوم‌ برای‌ این‌ که‌ تا نیم‌ ساعت‌ دیگر باید جلوی دوربین

‌ بروم‌. ولی‌ همزمان‌ با این‌ کار تمرین‌ تاتر پنجره‌ی‌ پولاد را انجام می‌دهم که از دهم‌ اردیبهشت

‌ به‌ مدت‌ چهل‌ شب، هر شب‌ دو اجرا روی‌ صحنه‌ی‌ سالن‌ اصلی‌ شهر خواهیم‌ داشت.‌ اینها

 کارهایی‌ است‌ که‌ دارم‌ انجام‌ می‌دهم. اکبر آقا آکتور سینما را هم‌ دقیقا از اول‌ تیرماه‌ در فرهنگ

‌ سرای‌ کاخ‌ سعدآباد قدیم‌ به‌ روی‌ صحنه‌ خواهیم‌ برد. چون‌ این‌ کاخ‌ سعدآباد یک‌ سالن‌ روباز

 داشته‌ که‌ برای‌ کنسرت‌ و اینها استفاده‌ می‌شده‌ است‌ که‌ البته‌ این‌ سالن‌ را با برزنت‌ پوشاندند و

 به‌ صورت‌ سربسته‌ درست‌ش‌ کردند و قرار است‌ اکبر آقا آکتور تاتر از اول‌ تیرماه‌ در آنجا به

‌ روی‌ صحنه‌ رود.

آقای‌ عبدی، شما یکی‌ از بازیگران‌ ماندگار سینمای‌ ایران‌ هستید و معمولا هم‌ گزیده‌ کار بودید

 مثل‌ اجاره‌ نشین‌ها و هنرپیشه‌ و کارهای‌ دیگر، ولی‌ به‌ نظر می‌رسد در سال‌های‌ اخیر یک‌

 مقدار در انتخاب‌ کارها کمتر دقت‌ می‌کنید.


مثلا چه‌ کاری؟

 

مثلا در همین‌ کارهایی‌ که‌ در سال‌های‌ گذشته‌ انجام‌ دادید. به‌ نسبت‌ اجاره‌ نشین‌ها یا هنرپیشه‌ با آن‌ سکانس‌ بلندی‌ که‌ در هنرپیشه‌ داشتید، ما کمتر دیگر آن‌ اکبر عبدی‌ را می‌بینیم.


نه، اتفاقا الان‌ گزیده‌تر کار می‌کنم. دلیل‌ اش‌ هم‌ چهارسال‌ بیکاری‌ است‌. همان‌ دوران، دوران

‌ پرکار زندگی‌ و کار من‌ بود، سالی‌ بود که‌ من‌ یازده‌ تا کار هم‌ می‌کردم‌ ولی‌ الان‌ اینطور نیست‌.

 الان‌ سعی‌ می‌کنم‌ انتخاب‌ بکنم‌. مگر وقتی‌ که‌ یک‌ کار به‌ خاطر مادیات‌ از دستم‌ در می‌رود که

 البته‌ در کارهایی‌ که‌ از بعد از این‌ سه‌ چهار سال‌ رکود انجام‌ دادم‌ همه‌ی‌ تلاشم‌ را کردم‌ تا کار

 بد انجام‌ ندهم‌ و هر کاری‌ هم‌ انجام‌ دادم‌ کارهایی‌ بوده‌ که‌ دوست‌ داشتم‌ یا از از آدم‌ها و عوامل

 خوشم‌ آمده‌ و کاری‌ نبوده‌ که‌ خودم‌ دوست‌ نداشته‌ باشم‌ و به‌ زور رفته‌ باشم.

 در سال‌هایی‌ که‌ خنده‌ به‌ نوعی‌ در ایران‌ مهجور بود، مردم‌ ایران‌ با بازیهای‌ اکبر عبدی‌

 می‌خندیدند. اما در سال‌های‌ اخیر در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ شما اظهاراتی‌ کردید،

 در مورد اینکه‌ به‌ شما کار بدهند یا اینکه‌ از نظر مالی‌ ساپورتتان‌ کنند که‌ مردم‌ زیاد از این‌

 حرفها استقبال‌ نکردند.


چه‌ حرفی، مگر چه‌ کار کردیم؟

 

مثلا در یکی‌ دو تا از برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ اظهاراتی‌ کرده‌ بودید در مورد اینکه‌ به‌ هر حال

‌ تلویزیون‌ به‌ شما برنامه‌ بدهد و از شما استفاده‌ کند.


من‌ کی‌ چنین‌ حرفی‌ گفتم؟

 

فکر می‌کنم در آن‌ برنامه‌ی‌ چهره‌های‌ ماندگار بود.


نه، من‌ چنین‌ حرفی‌ نگفتم. من‌ گفتم‌ آقا! تلویزیون‌ کار خوب‌ کمدی‌ بکند که‌ مردم‌ بخندند، نگفتم

‌ به‌ من‌ کار بدهند. و اگر سه‌ سال‌ کار نکردم‌ به‌ این‌ دلیل‌ بود که‌ خودم‌ نخواستم‌ و گرنه‌ برای

‌ پخش‌ تمام‌ کارها که‌ در ماه‌ رمضان‌ یا عید پخش‌ می‌شوند اول‌ به‌ من‌ زنگ‌ می‌زنند. من‌ خودم

‌ کارها را رد کردم. نخواستم‌ کار کنم. گفتم‌ تا بتوانم‌ با یک‌ انرژی‌ بیشتر در کارهایی‌ مثل‌ کار

 آقای‌ معتمدی‌ - که‌ با داشتن‌ پنجاه‌ سال‌ سن‌ رل‌ یک‌ جوان‌ هیجده‌ ساله‌ را بازی‌ می‌‌کنم‌. یا در

 اخراجی‌های‌ آقای‌ ده‌ نمکی، رل‌ یک‌ جوان‌ بیست‌ و چهار پنج‌ ساله‌ را ایفای‌ نقش‌ کنم. من‌ خدا

 را شکر همیشه‌ کار رد کرده‌ام، اینطوری‌ نبوده‌ که‌ بروم‌ التماس‌ کنم‌ یا به‌ تلویزیون‌ بگویم‌ به‌

 من‌ کار بدهید.

شما نمی‌دانم‌ می‌دانید یا نه، من‌ گرانترین‌ دستمزد را می‌‌گیرم‌، حتی‌ از تلویزیون. اگر کار نکردم،

 شاید به‌ این‌ دلیل‌ بوده‌ که‌ تلویزیون‌ یا تهیه‌‌کننده‌ نتوانسته‌ از پس‌ دستمزد من‌ برآید و گرنه‌

 هیچ‌ وقت‌ کار را گدایی‌ نکردم. ممکن‌ است‌ از خدا سلامتی‌ را گدایی‌ کرده‌ باشم‌ ولی‌ راجع‌ به‌ کار

 هیچ‌‌وقت‌ از کسی‌ گدایی‌ نکرده‌ام. خدا را صد هزار مرتبه‌ شکر که همیشه کار اضافه‌ آوردم‌ و

 نتوانستم‌ برسم. من‌ تنها هنرپیشه‌ای‌ هستم‌ در این‌ مملکت‌ که‌ سه‌ تا کار را در بیست‌ و چهار

 ساعت‌ با هم‌ انجام‌ دادم.

آقای‌ عبدی، شما در تلویزیون‌ کارهای‌ ماندگاری‌ مثل‌ محله‌ی‌ برو بیا داشتید. فکر می‌کنید چرا

 آن‌ کارها دیگر در تلویزیون‌ تکرار نمی‌شود؟

این‌ را باید از تلویزیون‌ بپرسید، نه‌ از من.

 

من می‌خواستم نظر شما را به عنوان یک بازیگر بدانم.


عرض‌ کردم‌ از تلویزیون‌ بپرسید، بپرسید چرا در تلویزیون‌ چنین‌ کارهایی‌ نمی‌شود کرد. به‌

 خاطر اینکه‌ آن‌ کارها مستلزم‌ وقت‌ بیشتر و پول‌ بیشتری‌ است. ببینید نویسنده‌ی‌ آن‌ کارها کی‌

 بوده؛ نویسنده‌اش‌ آقای‌ بیرنگ‌ بوده، کارگردان‌ فنی‌ اش‌ آقای‌ رسام‌ و کارگردان‌ هنری‌‌اش‌ آقای

‌ مودبیان. بازیگران‌اش‌ چه‌ عواملی‌ بودند؟ تلویزیون‌ می‌تواند. ولی‌ معمولا در تلویزیون‌ می‌آیند

 از آدمهای‌ صفر کیلومتر استفاده‌ می‌کنند که‌ کار، ارزان‌ و در واقع‌ زود تمام‌ شود.

 

تجربه‌ی‌ اخراجی‌ها خوب‌ بود آقای‌ عبدی؟


بله، بله. خیلی‌ خوب‌ بود.

شما هم‌ با آن‌ اعتراضاتی‌ که‌ در مورد جوایز شد، موافق‌ بودید؟

نه، چه‌ اعتراضی، اعتراض‌ بکنم‌ تا بگویند این‌ آدم‌ بدبخت‌ جایزه‌ بوده. با جایزه‌ی‌ این‌ آدم‌ها

 اتفاق‌ خاصی‌ برای‌ یک‌ بازیگر نمی‌افتد. اصلا جایزه‌ جز اینکه‌ مسوولیت‌ آدم‌ را زیادتر کند کار

 دیگری‌ نمی‌کند. بعد هم‌ جایزه‌ی‌ اصلی‌ را مردم‌ به‌ آدم‌ می‌دهند.

 

صدایتان‌ چرا اینقدر گرفته‌ است؟


ما شب‌ کاریم‌ و من‌ الان‌ از خواب‌ بیدار شدم.

بهترین‌ نقشی‌ که‌ بازی‌ کرده‌اید به‌ نظر خودتان‌ کدام‌ بوده؟


نقش‌ پدر و نقش‌ همسر در زندگی‌ ام.

در فیلم‌ها چطور؟


در فیلم‌ها تقریبا همه‌ را دوست‌ دارم

 

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:18