تبليغاتX
حالا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه
 جوک
- به معتاده ميگن با 45 و 46 و 47 و 48 شعر بگو ، ميگه :

چلا پنجه مي كشي       چلا شيشه مي شكني

چلا هق نمي زني        چلا هشي ناراحت

۲- هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم.

۳- به یاروی می گن دیشب اسراییل لبنان رو زد میگه جون من... مگه ایتالیا اول نشد؟

۴- سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجودو بر هر ترمي شهريه اي واجب ...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد

۵- یارو ماشينش تو برف گير مي كنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه

۶- اين شعر هم واسه بعضي دختر هاي امروزي:

آخر يه روز تيك ميگيري ، لباس هاي شيك مي گيري ، بابات را مي كني كچل ، تا بيني رو كني عمل ، با همراهت زنگ مي زني ، عينك رنگ رنگ مي زني ، اين دل و اون دل مي زني ، هي به موهات ژل ميزني ، جنس لباست تريكو ، موزيك فقط از انريكو ، جوراب هاي فسقلكي ، روسري هاي الكي ، با اشوه هاي شتري ، ميشيني پشت موتوري ، تو خيالت خيلي تكي ، فكر مي كني با نمكي ، خوشي با اين تريپ خفن ، حالا قشنگي مثلا ؟

۷-  یارو  مي خواسته بره خواستگاري ، ديرش شده بود حواسش پرت مي شه شلوارشو پشت و رو مي پوشه  و با عجله مي دوه تو خيابون ، يهو يه ماشين مياد مي زنه درازش مي كنه وسط خيابون ، رانندهه مياد بالا سرش ، ميگه : آقا طوريت كه نشده ؟ آبادانيه يه نگاه به ير تا پاش مي كنه ، چشمش ميافته به شلوارش ، مي گه : چي چيو طوري نشده ، ولك زدي حسابي پيچوندي!

۸- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن ، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه ، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد ! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون . پيرزنه ميگه : عجب دختر متين و با حياييه ! با اينكه جوونه و دلش مي خواد ولي به كسي راه نميده ، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش ! دختره با خودش ميگه : عجب پيره زن نجيبيه ! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره ، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه ! پيرمرده هم با خودش ميگه : بابا عجب بدبختيه ها ! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم ! پسره هم با خودش ميگه : چه حالي ميده آدم كف دستش رو بوس كنه محكم بزنه تو گوش بغل دستيش!

۹- يارو سرش ميخوره به ميله ي وسط اتوبوس ، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن ، ميگه : ولش كنين ببينم چي ميگه!

 یارو  شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

2- دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

3-  یارو  باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش  باراندازش ميكنه.

4- پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه ميشند .

5- به  یارو  ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

6-  یارو  زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين .

7-  یارو  خالي ميبنده كه 10 بار رفته چين دوستاش بهش ميگن يه خيابون تو چبن اسم ببر ميگه شهيد بروسلي.

8- یارو  يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره .

9- یارو  هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه،تركه رو مي گيره . تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟

10-يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد.

11- سه تا  یارو  رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم.

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:32  
 سی راه براي ذله كردن خواهر، برادرها

سی راه براي ذله كردن خواهر، برادرها !!!

1- هر وقت از شما چيزي خواستند توجه نكنيد بعد بگوييد : چي؟

2- شب چراغ را روشن بگذارييد و بگوييد درس دارم.

3- غذا را با دهان باز بجويد.

 4- پول توجيبي آنها ر از پدر و مادرتان بگيرييد و بگوييد به آنها ميدهم بعد ندهيد.

5- سر غذا از استفراغ دوستتان سر كلاس بگوييد.

 6- ليوان پر از آب آنها را برداريد.

7- كتابهاي آنها را به دوستانتان بدهيد.

8- كتابهاي آنها را خط خطي كنيد.

 9- هرگز از كار بدي كه انجام داه ايد عذر خواهي نكنيد.

10- سعي كنيد چاقي دوستتان را به بزرگي آنها مثال بزنيد.

11- كتاب درسي روزانه ي آنها را اشتباهي با خود به مدرسه ببريد.

12- از همه كارهاي آنها عيب بگيريد.

13- سوالهاي رياضي خود را از آنها بپرسيد....(سخت ها را ).

14- موقع مواخذه شدن توسط پدر يا مادرتان آنها را مقصر بدانيد.

15- خوراكي آنها را بخوريد.

 16- آهنگهايي كه آنها از آن متنفر هستند را گوش بدهيد.

 17- از وسايل آنها استفاده كنيد...( بدون اجازه).

 18- در تابستان ها شبها روي آنها پتو بيندازيد.

19- در تابستان ها كولر را خاموش كنيد و بگوييد آنها خاموش كرده اند.

20- روزهاي جمعه كه آنها خوابند ساعت كوك كنيد.

21- در مواقع حساس فيلم به طور اتفاقي كانال را عوض كنيد.

22- وسايل مورد علاقه آنها را استفاده كنيد و به طور اتفاقي خراب كنيد.

 23- از اسپري آنها استفاده كنيد.

24- دفتر چه خاطرات آنها را بخوانيد.

25- اداي آنها را در بياوريد (بايد با صدايآنها باشد تا عمل كند).

26- وقتي كه كتاب مي خوانند چراغ را خاموش كنيد.

27- از آنها پيش پدر و مادر شكايت كنيد.

 28-آنها را از ديدن فيلم مورد علاقه منع كنيد.

 29- وقتي در دستشويي هستند در را محكم بزنيد و بگوييد فوري است.

 30- وقتي ژل زده اند آب روي آنها بريزيد.

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:31  
 
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:31  
 امضا شناسي

امضا شناسي


کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند q


كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و q
بيشتر غير منطقي هستند


كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند q


كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستندq


كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اندq


كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند q


كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند q


كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند q


كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را q
نشناخته‌اند


كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله q
برسند

بي شک بيان مطالب افکار مختلف نشانه ي تائيد آن نمي باشد
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:30  
 توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمیاد:

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمیاد:


نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.


1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط قرمز بکشید)


2.اگه خواستید دختری را زیر نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیر نظرش بگیری...


نکته:چون در این کار هم مثل مورد  (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.


3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سرِ صحبت را باهاش باز کنید و به مورد  (1) مراجعه کنید .


نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.


4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.


5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رد شنیدید ناامید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جواب رد می شنوید.( پسر بايد پرو باشه)


6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .


نکته: در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ، کفش هم نثارتان می کنه.


7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می

 

رنجند.اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکنه دیگه کسی بهتون دختر نده،چون ترشی هم تاریخ انقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.


نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(آدم كه آنقدر خرفت نميشه)


8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .


نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید و اونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...


9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید


نکته :اين مورد یه خورده کنکوری هست عوض اینکه دست تو تو دماغت بکنی به کم فکر کن


10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کارِرا که داری بعدا هم؛میشه خونه و ماشین خرید.وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گم و گور کنی.


11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یه کمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وضعت را درست کن).


12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترهای فامیل...


13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کمکتان میکنم :


تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).


14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتما مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک

 

اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این

 

امامزاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:30  
 شغل دوم بازیکنان فوتبال
۱- نکونام در راه واردات عطر و پوشاک

  جواد نکونام . خوش پوشي و خوش تيپي ، هم مي تواند براي آدم دردسر ساز شود و هم کارساز، فعلاً که براي جواد بدجوري کارساز و پولساز شده و جواد در امر واردات عطر و پوشاک فعاليت خوبي دارد. ضمناً آقا جواد به اتفاق چند تن از دوستانش يک شرکت توليد پوشاک و لوازم ورزشي تاسيس کرده است.

2- نکيسا رستوران دارد!

  روح لطيف نيما نکيسا ، او را وارد عرصه هنر کرده و آنطور که شنيده ايم بزودي کاست سنگربان سابق تيم ملي روانه بازار موسيقي خواهد شد. البته فعاليت غير ورزشي نکيسا فقط به هنر و موسيقي ختم نمي شود . نيم خان با همکاري پدرش اداره يک رستوران سيک و مدرن را در خيابان فراهاني برعهده دارد. خوش تيپي نيما باعث شده کار و کاسبي اش بگيرد.


3- گل محمدي صاحب يک آرايشگاه مجهز

  يحيي گل محمدي ، مدافع تیم صباباطری از آن دست فوتباليست هايي است که همواره دور حاشيه را خط کشيده و بي سر و صدا به زندگي و کار خود مشغول است . او به همين چند روزه شهرت و قدرت دلخوش نکرده و اداره يک آرايشگاه مجهز به نام هنر پرشيا را بر عهده دارد. ضمن اينکه آقا يحيي در امور خيريه نيز پيشقدم است و آنطور که شنيده ايم هزينه يک موسسه خيريه را تامين مي کند.

4- باقري ، بازرگان فرش !

 کريم باقري ، هافبک صاحب نام تيم پرسپوليس ، که زماني فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دويدن و پاس دادن در زمين چمن در امر صادرات فرش و ارز آوري براي کشور تجربه و تبحر بالايي دارد. کريم خان همراه پدر همسرش يکي از تجار معروف فرش ايران و به خصوص تبريز در دنياست!

5- دين محمدي ، کاسب در ميلاد نور

   چندين سال حضور در استقلال و سابقه حضور دو ساله در فوتبال باشگاهي آلمان ، گذشته از تجربيات فني و حرفه اي فراوان براي سيروس خان ، از لحاظ مادي هم براي هافبک ريز نقش پگاهي ها سودآور بود. سيروس ، سرمايه اش را که هم ريالي است و هم ارزي در کار توليد پوشاک به کار انداخته و يک موسسه توليد پوشاک را اداره مي کند . البته يک باب مغازه در پاساژ ميلاد نور و در جوار هم قطاراني چون ميناوند ، پيرواني و دايي نيز از ديگر سرمايه گذاري هاي جناب سيروس خان است که در آن به عرضه پوشاک ورزشي مي پردازد

  
6- تجارت تهران در قبضه دايي

 علي دايي ، مهاجم تيم صباباطری همانطور که در زمين سبز عناوين و رکوردهاي ملي و بين المللي را تصاحب کرده ، در زمينه سودآور اقتصادي سرمايه گذاري هاي کلاني انجام داده است . مشارکت در ساخت يک شهرک توريستي در اطراف چالوس ، مالکيت چندين فروشگاه و گالري کفش و لباس در مراکز خريد يوسف آباد ، منيريه ، ميدان محسني و ميلاد نور و همچنين اداره موسسه توليدي پوشاک ورزشي دايي ، مشغله هايي است که بعد از فوتبال ذهن دايي را به خود مشغول کرده است.

7- نيکبخت پوشاک توليد مي کند !

    عليرضا نيکبخت واحدي ، هافبک ملي پوش تيم استقلال بيشتر از آنکه به فکر آينده اش باشد ، به تيپ و مد و ظاهرش مي رسد و فرصت چنداني براي پرداختن به امور تجاري ندارد . البته گويا به تازگي شم تجاري نيکي هم تقويت شده و شنيديم وي در يک موسسه توليد پوشاک مشارکت و سرمايه گذاري کرده است. البته حالا که او به ليگ امارات رفته و عضو تيم الوصل شده ، بيشتر از اينها مي تواند به فکر آينده اش باشد.

8- خداداد مسلط در تجارت جهاني !

    خداداد عزيزي ، مهاجم تيم راه آهن همانطور که در زمين فوتبال تند و تيز است ، در عرصه تجارت نيز يد طولايي دارد و به قول معروف زير و بم کار را مي داند . خداداد علاوه بر مالکيت يک گالري طلافروشي در خيابان کريم خان زند ، صاحب يک شرکت توليد قطعات يدکي اتومبيل در سنگاپور نيز هست و در دبي هم سرمايه گذاري هاي خوبي انجام داده و فعلاً او تنها رقيب علي دايي است.

9- خطيبي ورزشگاه مي سازد!

    رسول خطيبي ، مهاجم آذري تيم سپاهان اصفهان آنقدر به فوتبال و توپ و تور علاقه دارد که حتي سرمايه گذاري هايش هم يکجوري به فوتبال و ورزش ربط پيدا مي کند . مهاجم تبريزي سپاهان ، پروژه ساخت يک مجموعه ورزشي را در تبريز آغاز کرده و نظارت بر چگونگي انجام کار اين مجموعه و تامين هزينه هاي آن مهمترين مشغله خطيبي بعد از فوتبال است.

10- پژمان در آستانه آپارتمان سازي !

    پژمان نوري ، هافبک تيم پیروزی پسر ارشد خانواده اي است که املاک زيادي در شمال دارند اما پژمان علاقه اي به کشاورزي و زمين داري ندارد. از قرار معلوم پژمان هم نان را در ساخت و ساز مي بيند. او قصد دارد در قطعه زميني که در اختيارش است ، آپارتمان سازي کند البته در فصل بهار! در اين مدتي هم که بيکار بوده سرش با خواهرزاده اش و مراقبت و پرستاري از او گرم بوده ، مثل اينکه پژمان خان در رشته پرستاري استعداد بسيار خوبي دارد!

11- کعبي براي خودش ارباب است

    حسن کعبي ، هافبک ملي پوش تيم فولاد خوزستان هم سود و پول را در صنعت پر رونق خريد و فروش ملک و ساخت و ساز ديده است . آنطور که خود حسين مي گفت او چند باب مغازه و منزل دارد که با اجاره و رهن آنها کاسبي کوچکي براي خودش دست و پا کرده است.

12- سر و کار منصوريان با کامپيوتر !

    عليرضا منصوريان ، هافبک استقلال ، دو سال حضور در آلمان و فوتبال ماشيني و حساب شده ژرمن ها ، حسابگري علي منصوريان را هم تقويت کرد ، به طوري که اين بازيکن مارک هايش را در بازار پر رونق کامپيوتر سرمايه گذاري کرد. اگر خريدار قطعات و لوازم کامپوتر هستيد ، حتماً سري به فروشگاه منصوريان واقع در چهار راه ولي عصر بزنيد.

13- جمشيدي گالري عطر و ادکلن دارد

   پژمان جمشيدي ، هافبک تيم پاس علاوه بر اينکه بعد از چندين سال تحصيل در رشته عمران هنوز موفق به اخذ مدرک نشده و دائماً به خاطر پاس کردن واحدهاي درسي دنبال اساتيد خود است ، بخشي از وقتش را هم در گالري عطر و ادکلن فروشي اش که در کرج واقع است ، مي گذراند.

14- هاشمي نسب در فکر افتتاح پيتزافروشي

   مهدي هاشمي نسب ، مدافع عقاب و بازيکن پر شر و شور سالهاي گذشته استقلال و پرسپوليس حالا به يک بازيکن بي حاشيه و آرام تبديل شده و حسابي به فکر آينده خود است . واردات لوازم آرايشي و بهداشتي آقا مهدي را راضي نکرده و حالا او قصد دارد يک پيتزافروشي داير کند ، البته اينکه کجا و با کي هنوز معلوم نيست ، اما احتمالاً يکي از پر رونق ترين پيتزافروشي هاي تهران از آن گلزن ترين مدافع فوتبال ايران خواهد شد.

15-  پيتزافروشي برزگر غوغا مي کند

    محمد برزگر ، در عرصه کار و فعاليت غير ورزشي ، بسيار کوشاست . محمدآقا در خيابان گيشا يک پيتزا فروشي شيک و پررونق دارد

16 – اکبري شغل نان و آب داري دارد

    به نظر مي رسد ، شم اقتصادي فوتباليست ها خيلي بالاست . چون يدا... اکبري هم مثل بعضي از همقطارانش ، سرمايه اش را در کار ساخت و ساز ساختمان که سود کلاني هم دارد ، به کار انداخته است. خدا کند معماري يدي هم مثل فوتبالش ظريف و خوب باشد.

17- پيرواني سهامدار جورابان

    افشين پيرواني ،  حتماً تاکنون پيراهن و پوشاک ورزشي با مارک جورابان را ديده ايد ! حتماً هم مي دانيد بخشي از سهام اين شرکت معتبر توليد پوشاک ورزشي متعلق به افشين خان است. البته مشارکت در توليدي جورابان يکي از مشغله هاي پيرواني است و مدافع شيرازي سرخپوشان يک گالري پوشاک و کفش ورزشي هم در ميدان محسني دارد.

18- کاويانپور ، نمايشگاه دار اتومبيل

    حامد کاويانپور ، هافبک ملي پوش تيم پرسپوليس بعد از بازگشت از امارات و حضور مجدد در پرسپوليس ، يک مدرسه فوتبال تاسيس کرد که همه امکانات و سهام آن متعلق به خودش است. در کنار آموزش فوتبال به نونهالان علاقمند ، آقا حامد ، در کار خريد و فروش اتومبيل هم فعال است و اتفاقاً اتومبيل هاي لوکس و گرانقيمتي هم در دست و بالش دارد.

19- استيلي با پيرواني شريک است

    حميد استيلي ، هافبک سابق تيم پرسپوليس نيز مثل همبازي سابقش ( افشين پيرواني ) در بخشي از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام شرکت توليدي جورابان شريک است اما اينکه چند درصد از سهام متعلق به حميدخان است ما بي اطلاعيم . ضمن اينکه حميدخان در امر تجارت وادرات کالا هم کم و بيش فعاليت دارد

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:30  
 احکام چت در اسلام
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند، واجب است كه قبل از شروع چت، صيغه حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود. اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. كليك كردن هر دو نفر مستحب است.

بديهي است كه اين صيغه، تنها تا باز بودن پنجره چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره، چه سهوا و چه عمدا، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.

زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت يا بيشتر از آن نيستند. دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغه مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغه مجازي حلاليت را ندارند (چت در حد سلام و احوالپرسي)

صيغه مجازي محرميت، همچون صيغه مجازي حلاليت، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد.

مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره توامان چت را ندارند. فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حر
ا
مزاده در مورد آن مصداق دارد.

اگر به هر علت غير ارادي، مثل وقوع زلزله،  قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و ....، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، احكام ايكون هاي حرامزاده مشابه بر آن صادق است.

بستن پنجره چت به اختيار مردان مي باشد. چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند، واجب است تا 4 روز عده پنچره بسته شده را به جا بياورد. قبل از پايان عده، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.

چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغه مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند، اين چت به منزله زناي محصنه مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.

اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد، با علم به متاهل بودن زن، حتي در صورت جاري شدن صيغه مجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.

زنان و مردان مشمول صيغه مجازي حلاليت، درصورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترنتي محكوم شده و درصورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد (ه) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:29  
 انشا بسیار زیبا
قلم بر قلب سفيد كاغذ مي‌گذارم و فشار مي‌دهم تا انشاء‌ام آغاز شود.
سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي‌باشد.
سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي 18 چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و
خيلي خوش گذشت.
ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشـــــــــــــــــتم پــــسرخاله ام را پيــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل!
من در پارسال خـــيلي درس خواندم ولي نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند.
پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع‌ها كه خيلي عصباني مي‌شد
من را به زمين مي‌بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري‌ها از روي من رد مي‌شد. من خيلي در كارهاي خانه به مـادرم كمك مي‌كنم.
مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي‌داشت و من را خيلي ماچ مي‌كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشـپزحانه مي‌گذاشت.
ددر سال گذشته مـا به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. مــن در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند
و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي‌كشد و مادرم خيلي ناراحت است و
هــــــــي به من ميگويد: كپي‌اوغلي، ولي من نمي‌دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهــــــد، پدرم عصـباني مي‌شود! در سال گذشته ما به عـــيد ديدني
رفتيم و من حدودا خيـــــلي عيدي جـمع كرده‌ام، ولي پدرم همه آنها را از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره‌اي خريد كه بسيار بــدآموزي دارد و من نگاه نمي‌كنم
و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي‌نــاموسي نگاه مي‌كند و بشكن مي‌زند. پــــــدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست‌هايش آب و ماست
و خيار مي‌خورند و مي‌خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير! من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:29  
 رابطه استاد و دانشجو دانشگاه آزاد
|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:28  
 28 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید

این شما و این

28 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید


1- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.

2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).

3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.

4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.

5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

6- عمرتان بسيار طولاني است.

7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.

8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.

9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.

10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.

11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.

12- عشق و هنر ابداع شماست.

13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.

14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!.

15- بهشت زير پاي شماست.

16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.

17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.

18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.

19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.

20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند.

22- مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.

23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.

24- حق تقدم با شماست.

25- مرد از دامن شما به معراج مي رود.

26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.

27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.

28- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد

|+| نوشته شده توسط مهدی فولادی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 8:28